با افتتاح حساب در کارگزار های منتخب از خدمات ما به رایگان استفاده نمائید
بخش اول معرفی
بخش دوم موج های Motive ( اصلی )
بخش سوم سابقه تاریخی و ریاضی امواج
بخش چهارم کاربردهای الیوت
بخش پنجم امواج بلند مدت و ترکیب به روز شده
بخش ششم سهام و کالاها
  • ۱-۶ سهام و کالاها
  • ۲-۶ کالاها
  • ۳-۶ طلا
بخش هفتم رویکردهای دیگر به بازار سهام و ارتباط آنها با اصول امواج
بخش هشتم الیوت می گوید
بخش نهم ضمیمه
بخش دهم خلاصه

۸-۱ اصطلاحات اضافی

شرایطی که اهداف را بیان می کنند 


یک حرکت قوی در ۵ موج فارغ از جهت آن با سه موج اصلاحی دنبال می شود. حرکت با یک موج فعال اصلاحی آغاز می شود که بنا بر توافق نمودار آن را در جهت بالا نشان می دهیم.( به این دلیل که تمام این نمودارها نسبت را نشان می دهند ، میتوان آنها را درجهت پایین نیز رسم کرد.به عنوان مثال به جای آنکه بگوییم دلار بر مبنای سهم ، میتوانیم  این نسبت را به صورت معکوس  یعنی به شکل  سهم بر مبنای دلار نشان دهیم.) در نهایت  بطور اساسی چون روند بلند مدت بازار سهام بازتابی از کنشهای انسانی است،سوی آن به سمت بالا جهت می یابد. حرکت پیشرونده توسط ایجاد موجهای انگیزشی ازدرجات بالاتر ، پدید می آید. امواج جنبشی رو به پایین بخشی از اصلاح را تشکیل می دهند، بنابر این مترادف پیشرفت نیستند. به طور مشابه امواج اصلاحی در جهت بالا نیز در خلاف جهت روند اصلی حرکت می کنند. بنابراین به سه اصطلاح دیگر برای نشان دادن هدف موج و تشخیص موجهایی که در مسیر پیشرفت حرکت می کنند، نیاز داریم.

هر موج جنبشی رو به بالا که جزئی از موج اصلاحی از درجه بالاتر نباشد را موج پیشرونده (progressive)می نامیم، و ان را با اعداد ۱ ،۳ و ۵ شماره گذاری می کنیم.هر موج کاهشی صرف نظر از حالت آن ، موج پسرونده (regressive)نامیده می شود. در نهایت یک موج رو به بالا (بدون در نظر گرفتن حالت آن) که خود بخشی از یک موج اصلاحی از درجه بزرگتر باشد را نیز یک موج پسرو مثبت (proregressive) می نامیم. همه موجهای" پسرونده" و "پسرو مثبت" ، موج اصلاحی یا بخشی از یک موج اصلاحی را تشکیل می دهند.

خواننده ممکن است تصور کندکه اصطلاحات "بازار گاو"، "بازار خرس" و " صعود در بازار خرس" مترادف اصطلاحات " موج پیشرونده" ، "موج پسرونده" و " موج پسرو مثبت" ، باشد. با اینحال تعاریفی که برای واژه هایی چون " بازار خرس"، " بازار گاو"، " اصلی"، "متوسط" ،" جزئئ" و .... ارائه می شود، همگی قراردای هستند و بیشتر بیانگر مقادیر کمی هستند.از اینروکاربرد مفیدی ندارند. به عنوان مثال ممکن است برخی افراد ۲۰٪ کاهش قیمت را شرط وجود "بازار خرس" تلقی کنند ، طبق این تعریف کاهش ۱۹.۹۹٪ صرفا یک اصلاح قیمت تلقی می شود، تنها کاهش بیش از ۲۰٪ است که "بازار خرس" را حاکم می کند.اگرچه می توان لیستی طولانی از اصطلاحات کمی را ارائه داد، اما کاربرد دقیق این اصطلاحات همواره مورد تردید است زیرا تنها با تعیین کردن درصدی خاص نمی توان شرایط بازار را تعیین کرد. در مقابل، اصطلاحات "موج الیوت" ، به طرز موثری قطعی و صریح هستند زیرا آنها کیفیت و ماهیت بازار را مشخص می کنند. آنها صرف نظر از اندازه الگو مفاهیم را منعکس می کنند. بنابراین بر اساس قوانین الیوت، درجات مختلفی از موجهای " پیشرونده، پسرونده و پسرو مثبت" ، در بازار وجود دارند. یک موج B از درجه "سوپر سیکل" که  خود جزئئ از موج اصلاحی از درجه "سوپر سیکل بزرگ"، باشد ازچنان شدت و طول زمانی برخوردار است که بر اساس آن می توان به درستی بازار را در حالت "بازار گاو"، به شمار آورد. با اینحال بر طبق قوانین الیوت " ، می توان آن را موج پسرو مثبت"، نامگذاری کرد، یا بر طبق اصطلاحات عموم آن را " صعود در بازار خرس"، نامید. 


شرایطی که اهمیت نسبی را تعریف می کند


دو دسته از امواج وجود دارند که از اهمیت متفاوتی برخوردار هستند. یک دسته  موجهایی هستند که آنها را با اعداد ( شکل ۱-۱ ) نشان می دهیم و آنها را موجهای اصلی (cardinal) می نامیم، زیرا آنها اجزاء ضروری موج ( موج انگیزشی ۵ موجه)را تشکیل می دهند. بازار را همیشه می توان به گونه ای که زیر مجموعه ای از یک موج اصلی بزرگتر باشد تعریف کرد. دسته دیگر موجهایی هستند که با حروف مشخص می شوند که آنها را هماهنگ (subcardinal) با موج اصلی یا زیر مجموعه موج اصلی به شمار می آوریم زیرا آنها به عنوان اجزای تکمیل کننده موجهای اصلی ۲ و ۴ ، ایفای نقش می کنند.یک موج جنبشی در موقعیت یک درجه کمتر از موج اصلی تشکیل می شود و موج اصلاحی  یک درجه پایینتر از امواج هماهنگ، تشکیل می شود. انتخاب این تعاریف از سوی ما به خاطر اینست که آنها  دارای معانی دوگانه و مناسبی  هستند. واژه " کاردینال" نه تنها به معنای "اهمیت اصلی و مرکزی " در هر سیستم یا سازه ، می باشد بلکه نماینده اعداد اصلی که در شمارش به کار می روند نیز هستند." هماهنگ" ، نه تنها به معنای "سازگار با دیگر اجزای تشکیل دهنده یک الگو" می باشد، بلکه نماینده نوعی از حروف الفبا نیز می باشد. برای این تعاریفی که ارائه کردیم ، کاربرد عملی کمی وجود دارد، به همین دلیل آنها را مختصرا در انتهای فصل توضیح دادیم. با اینحال آنها در بحثهای فلسفی و نظری کاربرد دارند، و به عنوان اصطلاحاتی در این زمینه مطرح شده اند.


تصویر ۱-۴۹



مفاهیم و الگوهای نادرست


الیوت در " اصل موج" و جاهای دیگر راجع به آنچه او " سقف غیر معمول یا نامنظم" نامیده است، بحث کرده است. ایده ای که او به طور اختصاصی و دقیق آن را تشریح کرده است. او بیان کرد که اگر یک موج ۵ ممتد ، موج ۵ دیگری از یک درجه بالاتر را تکمیل کند، بازار کاهشی که بعد از آن تشکیل می شود یا با یک "فلت گسترده " آغاز می شود یا با یک فلت گسترده که موج A در آن به نسبت موج C ، بسیار کوچک می باشد ( شکل ۱-۴۹ ). موج B یک سقف "غیر معمول" را تشکیل داده است ( چون این سقف بالاتر از انتهای موج ۵ تشکیل شده، ان را غیر معمول یا نامنظم می نامیم). او ادعا کرد که این سقفهای نامنظم جایگزین سقفهای منظم است. فرمول بندی او نادرست است و باعث پیچیده تر شدن توصیفی می شود که به طور دقیق در مباحث" رفتار موج پس از یک موج ۵ گسترده" و" عمق موجهای اصلاحی"در فصل ۲ ، به ان خواهیم پرداخت. 

سوال اینستکه چرا الیوت مجبور شد تا در مورد دو موج اضافی دیگر توضیح دهد؟ پاسخ اینستکه او به شدت تلاش میکرد که یک موج ۵ ممتد را  شماره گذاری کند، در صورتیکه امتداد در موج ۳ اتفاق افتاده بود. تشکیل امتداد در موج ۵ از درجه اصلی  که در سالهای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ اتفاق افتاد، سبب بوجود آمدن این تصور نادرست شد. به منظور اینکه بتواند امتداد  را از موج ۳ به موج ۵ انتقال دهد، الیوت یک اصلاح A-B-C را معرفی کرد که آن را " نامنظم نوع ۲ " نامید. او گفت که در این حالت مانند حالت فلت دونده موج B کوتاهتر از حد معمول بوده و نمیتواند به نقطه شروع موج A ، برسد ( در زیگزاگها حالتی است که موج C نمیتواند به انتهای موج A برسد). او بیشتر این حالت را برای موج ۲ در نظر می گرفت. اینگونه شماره گذاری کردن اغلب باعث ایجاد دو سقف می شد.ایده الگوی " نامنظم نوع ۲" ، باعث شد تا از ایده امتداد در دو موج اول خلاص شویم اما در عوض باعث ایجاد دو سقف در بالا شد. اگر دقت کنید در می بابید که چگونه این دو مفهوم اشتباه به یکدیگر گره خورده اند و یکی سبب ایجاد دیگری می شود. همانطور که در شکل ۱-۵۰ ، مشاهده می کنید، الگوی " نامنظم نوع ۲" در موج۲ ما را ناگزیر می کند که یک "سقف نامنظم" را در بالا شماره گذاری کنیم.در حقیقت هیچ  چیز نامنظم و غیر معمولی وجود ندارد بجز شماره گذاری نادرستی که انجام شده است.


 

تصویر ۱-۵۰



الیوت همچنین تصریح کرد که هر موج ۵ ممتدی ، دوبار اصلاح می شود. مثلا در اصلاح اول قیمت تا نزدیکی های شروع موج ۵ ادامه می یابد و در فاز دوم از جایی که موج ۵ شروع شده نیز فراتر می رود. این حرکت بنا بر یکی از "خطوط راهنما" که بیان می دارد حرکت اصلاحی معمولا تا محدوده موج ۴ قبلی ادامه دارد، اتفاق می افتد (فصل ۲). اصلاح دوم در قالب یک موج انگیزشی تشکیل می شود. این شرایط باید بتواند بطور منطقی توضیحی بر رفتارموجهای A و B از یک اصلاح "فلت گسترده"، باشد. به این موضوع در فصل ۲ در مبحث " رفتار موج بعد از یک موج ۵ ممتد" ، خواهیم پرداخت. اختصاص دادن یک نام ویژه به این رفتار طبیعی موج ، هیچ مزیتی را در پی نخواهد داشت.

در بخش " قانون طبیعت" ، الیوت به یک شکل ویژه که آن را" ماه نیمه" نامیده، اشاره کرد.این نامی برای یک الگو نیست، بلکه صرفا یک عبارت توصیفی است که بیان میکند چگونه در یک بازار نزولی کاهش قیمت در ابتدا به آرامی صورت می گیرد و سپس شتاب می گیرد و نهایتا با یک حرکت سریع جهشی به پایان می رسد. این حالت بیشتر در روندهای طولانی مدت و چند ساله اتفاق می افتد.

الیوت همچنین در بخش " قانون طبیعت" ، دو بار به ساختاری اشاره کرده که آن را " قاعده A-B" ، نامیده است که بنا بر آن هر گاه که یک حرکت کاهشی به اتمام می رسد،  بازار یک حرکت افزایشی سه موجه را آغاز می کند که بعد از آن یک  حرکت کاهشی سه موجه را ادامه میدهد و سپس حرکت اصلی ۵ موجه صعودی را شروع می کند.حقیقت اینست که الیوت این الگو را زمانی معرفی کرد که در آن دوره سعی داشت اصول خود را در انطباق با یک مثلث ۱۵ ساله تدوین کند. امروزه این مفهوم مورد پذیرش هیچ مفسری که اصول الیوت را مبنای کار خود قرار داده واقع نمی شود.در واقع واضح است که اگر چنین الگویی وجود می داشت قوانین الیوت را نقض می کرد. من هیچگاه این الگو را مشاهده نکرده ام و در حقیقت چنین الگویی نمی تواند که وجود داشته باشد.معرفی آن از طرف الیوت نشان میدهد که پس از آن همه  مطالعات دشوار که منجر به کشف مهم و تاثیر گذار او شد، او به عنوان یک تحلیلگر حداقل یک بار از خود ضعف نشان داد و اجازه داد تا عقیده ای که از قبل شکل گرفته بود شدیدا بر شیوه او از تحلیل بازار اثر بگذارد.

تا جایی که می دانیم ، در این فصل لیست تمام الگوهایی که در بازار سهام اتفاق می افتند ، ارائه شده است. طبق اصل موج هیچ الگوی دیگری بجز موارد ذکر شده در اینجا وجود ندارد. هیچ موج بزرگتر از درجه " مینور"   ، که نتوان آن را بر اساس روش الیوت شماره گذاری کرد، نمیتوان پیدا کرد. خوانش های یک ساعته فیلتر مناسبی برای تشخیص   امواج از درجه " ریز موج" است. امواج الیوت کوچکتر از درجه "ریز موج" توسط چارتهای کامپیوتری  در معاملات دقیقه ای مشخص می شوند. حتی با اتکا برتعداد کمی از داده ها در بازه زمان، امواج با این درجه از کوچکی می توانند بیانگر دقت اصل موج  در بازتاب سریع روانشناسانه  از بازار مبادلات باشند.

تمام قوانین و " خطوط راهنما"  در " اصل موج" ، در اساس برای بازار واقعی به کار می روند.اشارات و اظهارات روشن آن در تلازم با بازار آزاد قرار دارد.وقتی که قیمتها توسط حکومت ها تنظیم می شوند ، مانند مواردی که برای طلا و نقره در نیمه قرن بیستم اتفاق افتاد ، امواج به درستی نمی توانند خود را به ثبت برسانند.وقتی که قیمتهای موجود فعلی با آنچه که در بازار آزاد می توانست وجود داشته باشد، متفاوت باشند، قوانین و خطوط راهنما   را باید طبق آن شرایط در نظر گرفت..در بلند مدت البته بازار بر احکام  قیمتی حکومتی پیروز خواهد شد، اجرای احکام قیمتی دولتی تنها زمانی میسر است که بازار این اجازه را به آنها بدهد. تمام قوانین و "خطوط راهنما" که در این کتاب مطرح شده بر این فرض استوار است که قیمتها دقیق و واقعی هستند.

اکنون که قوانین و اصول مقدماتی شکل گیری امواج را ارائه کرده ایم، در ادامه می توانیم برای تجزیه و تحلیل موفقیت آمیز برخی از این "خطوط راهنما" را  بررسی کنیم.