با افتتاح حساب در کارگزار های منتخب از خدمات ما به رایگان استفاده نمائید
بخش اول معرفی
بخش دوم موج های Motive ( اصلی )
بخش سوم سابقه تاریخی و ریاضی امواج
بخش چهارم کاربردهای الیوت
بخش پنجم امواج بلند مدت و ترکیب به روز شده
بخش ششم سهام و کالاها
  • ۱-۶ سهام و کالاها
  • ۲-۶ کالاها
  • ۳-۶ طلا
بخش هفتم رویکردهای دیگر به بازار سهام و ارتباط آنها با اصول امواج
بخش هشتم الیوت می گوید
بخش نهم ضمیمه
بخش دهم خلاصه

۶-۲ فراگیری مقدمات

با آگاهی از مفاهیم ارائه شده در فصل های 1 و 2 ، دانشجویانی که این روش را انتخاب کرده اند، می توانند به طور تخصصی به تجزیه وتحلیل "موجهای الیوت" بپردازند. کسانی که به طور کامل آن را مطالعه نکرده اند ، یا آنها را به طرزی دقیق به کار نمی بندند ، بهتر است که قبل از شروع ، از آن صرف نظر کنند. بهترین روش یادگیری اینستکه ، برای تطبیق تمام حرکات بازار با الگوهای اصول امواج ، از نمودار یک ساعته استفاده کنید، در عین حال باید ذهن خود را برای بروز تمام احتمالات باز نگه دارید.به تدریج ذهنتان با مقیاسها آشنا شده و پیوسته از آنچه می بینید، شگفت زده خواهید شد.

مهم است به یاد داشته باشید که تاکتیکهای سرمایه گذاری باید با معتبرترین شمارش موجها همرا باشد. آگاهی از تفسیر های جایگزین در مواجهه با رویدادهای غیر منتظره ، می تواند بسیار مفید باشد. آنها را فورا در چشم انداز خود قرار دهید و با تغییرات بازار همگام باشید. قوانین محکم تشکیل موج، ارزش بسیاری در محدود کردن احتمالات و رسیدن به لیستی محدود برای بررسی دارد و انعطاف پذیری در الگوها مشخص می کند که بازار چه کاری را انجام نمی دهد. 

به طرزی مشابه شرلوک هولمز به دستیار خود "دکتر واتسون" می گوید: "زمانیکه شما غیر ممکن ها را حذف کنید، آنچه که باقی می ماند حقیقت است، هر چند که غیر محتمل باشد". این سخن خلاصه همه آن  چیزی است که شما برای موفقیت در تحلیل الیوت به آن نیاز دارید. بهترین رویکرد، استدلال استنتاجی است.با آگاهی از این امر که "قوانین الیوت"، اجازه بروز چه اتفاقاتی را نمی دهد، می توانید به این نتیجه برسید که آنچه باقی می ماند مناسبترین تصویر از بازار را ارائه می دهد، صرف نظر از اینکه تا چه میزان ممکن است که غیر محتمل به نظر آید. با استفاده از تمام قوانن و خطوط راهنما ( امتداد، جایگزینی، همپوشانی، کانالیزه کردن، حجم و ....) شما به زرادخانه ای بسیار نیرومندتر از آنچه در وهله اول به نظر می رسد، دست خواهید یافت. متاسفانه به کاربستن این رویکرد ، نیاز به کار و تفکر بسیار دارد و به ندرت سیگنالی مکانیکی صادر می شود. این متد تفکر که بر اساس فرایند حذف   استوار شده است، بهترین روش بهره بردن از اصول الیوت است  که در عین حال روشی جالب و سرگرم کننده است . توصیه می کنیم، حتما آن را امتحان کنید. 

به عنوان مثالی از روش استدلال استنتاجی به مثال 14-1 برمی گردیم و رفتار قیمت را از تاریخ 17 نوامبر 1976 به بعد ، بررسی می کنیم. بدون شماره گذاری و خطوط روند، به نظر می رسد که بازار فاقد شکل خاصی باشد. اما با استفاده از راهنمایی "اصول امواج"، ساختار بازار دارای مفهومی واضح و روشن می شود.حال ازخود بپرسید ، پیشبینی شما برای حرکت بعدی بازار چیست؟ اینک شما می توانید تحلیلی که "رابرت پریچر" ، با توجه به استدلال استنتاجی در آن تاریخ ارائه داده بود که شامل بررسی  رفتار قیمت  از تاریخ 17 نوامبر 1976 به بعد می شود، را در شکل 14-2 مشاهده کنید. پریچر در نامه ای تحلیل خود را اینگونه ارائه داد.

در این ضمیمه ، شما از نظر فعلی من راجع به خطوط روند در چارت اخیر که با استفاده از نمودار نقطه ای یک ساعته ارائه شده است، آگاه می شوید. استدلال من بر این پایه است که موج سوم از درجه "اصلی" ، که از اکتبر 1975 آغاز شده بود، هنوز حرکت خود را تکمیل نکرده است و موج پنجم فرعی از درجه " متوسط" ( زیر موج 5 از 3 اصلی ) در حال شکل گیری است. اولین و مهمترین نکته  به نظرم اینستکه، حرکتی که از اکتبر 1975 تا  مارس 1976 ، صورت گرفته یک حرکت 3 موجه است نه 5 موج و تنها با در نظر گرفتن احتمال یک " کوتاه شدگی" ، در تاریخ یازدهم "می" ، است  که 5 موج تکمیل می شود. اگرچه ، ساختاری که بعد از "کوتاهشدگی"، شکل گرفته مرا راضی نمی کند، زیرا کاهش قیمتی که پس از آن تا قیمت 956.45  رخ داده است ، در 5 موج اتفاق افتاده و کل ساختار به وضوح یک الگوی "فلت" ، را آشکار می کند. بنا براین ، فکر می کنم که از تاریخ 24 مارس در موج چهارم اصلاحی قرار داشته ایم.این موج اصلاحی کاملا  برای تشکیل  الگوی "مثلث پهن شونده"مورد نیاز است (الگویی که می تواند در موج چهارم تشکیل شود). خطوط روند به طرزی عجیب، دقیق هستند،  این دقت را در تعیین هدف قیمتی  حرکت نزولی که از ضرب کردن قیمت اولین حرکت مهم نزولی ( 27 مارس تا 7 ژوئن ، 55.51 واحد) در عدد 1.618 به دست می آید( 89.82)، نیز می توان مشاهده کرد. 89.82 واحد را که از عدد1011.96 ( سقف ارتدوکس موج سوم "متوسط")، کم کنیم  به هدف قیمتی 922، میرسیم که  بازار در هفته پیش در تاریخ 11 نوامبرآن را لمس کرد( 920.62 در نمودار یک ساعته). اکنون موج 5 " متوسط"،  باید بتواند سقف جدیدی را به منظور تکمیل موج 3 "اصلی"، ایجاد کند. تنها اشکالی که در این تفسیر وجود دارد اینست که، بنا بر گفته الیوت موج های چهارم اصلاحی معمولا در بالای محدوده موج 4 از یک درجه پایینتر حرکت خود را به پایان می رسانند ، در این مورد این محدوده در قیمت 950.57 که در تاریخ 17 مارس تشکیل شده بود قرار دارد، اما بازار در حرکت نزولی خود از آن عبور کرد. من متوجه شده ام که این " دستورالعمل" ، ثابت و همیشگی نیست.  حرکت قیمت پس از الگوی "مثلث متقارن معکوس" باید به اندازه پهن ترین قسمت مثلث ، ادامه یابد. این رالی کاهشی باید تا قیمت 1030-1020 کمی پایینتر از خط روند 1100-1090 ، ادامه یابد.همچنین در یک موج سوم، زیر موجهای اول و پنجم از لحاظ اندازه و طول زمان با هم برابرند. به این علت که موج اول ( اکتبر تا دسامبر 1975) ، 10% ، حرکت را در طی دو ماه داشته است،این موج 5 باید بتواند که 100 واحد حرکت کند ( 1030-1020 ) ، و در ژانویه 1977 ، دوباره به محدوده  پایینی خط روند برسد .

اینک بقیه نمودار را بررسی کنید تا دریابید چگونه این " خطوط راهنما"، در ارزیابی مسیر احتمالی بازار به شما کمک می کند.

کرستوفر مورلی یک بار گفت،"رقص یک آموزش فوق العاده برای دختران است. این اولین روشی است که از طریق آن می توانند که حرکت مردان را قبل از انجام آن حدس بزنند." به همین منوال " اصول امواج "، به تحلیل گر می آموزد که حرکات بازار را قبل وقوع آن تشخیص دهد.

بعد از آنکه نظریه الیوت را فراگرفتید، روش تحلیل الیوتی همیشه با شما خواهد بود، درست مانند بچه ای که دوچرخه سواری یاد می گیرد و هیچگاه فراموش نمی کند. پس از آن درک چرخش بازار به تجربه ای عادی و آسان ، بدل می شود. به علاوه با دادن حس اعتماد به نفس به شما در مورد شناسایی موقعیت بازار می توانید خود را از نظر روانی برای نوسانات طبیعی حرکت قیمت آماده کنید و از اشتباهات تحلیلی رایج بپرهیزید و از روند امروز بازار ، مسیر فردای آن را تشخیص دهید. از همه مهمتر اینکه، "اصول امواج"، اغلب از پیش مقدار نسبی پیشرفت یا پسرفت در فاز بعدی بازار را نشان می دهد. حرکت سازگار با روند عاملی موثر برای موفقیت  در امور مالی است. 

کاربرد عملی

هدف کاربردی هر روش تحلیلی اینستکه، کف و سقفهای بازار را برای خرید در کف و فروش در سقف مشخص کند. هنگام ایجاد یک سیستم معاملاتی  یا سرمایه گذاری ، باید الگوهای فکری مناسبی  را برگزینید  که   انعطاف پذیری و همچنین قدرت تصمیم گیری بالایی که در مواجهه با شرایط  مختلف بازار اعم از "دفاعی" یا "تهاجمی" ، می بایست از آن برخوردار باشید را برای شما فراهم کند. "اصول امواج" ، چنین سیستمی نیست ( خرید در کف و فروش در سقف) ، اما به عنوان مبنایی برای آیجاد ان ، بی نظیر است.

بر خلاف روش و نگرش بسیاری از تحلیلگران ، متد الیوت یک روش "عینی "، است ، یا همانطور که کالینز گفته است، " روشی منظم در تحلیل فنی است". بولتون می گفت ، یکی از مشکلترین چیزهایی که باید یاد می گرفت این بود که آنچه را که می بیند، باور کند! اگر شما انچه را که می بینید باور نداشته باشید ، احتمالا در تحلیل خود به این نتیجه می رسید که آنجه را تحلیل کرده اید باید به هر دلیلی ، اتفاق بیافتد. در این مرحله شمارش شما دیگر "ذهنی" و بی ارزش خواهد بود. 

چطور می توان در جهانی که پر از "عدم اطمینان" است ، بر مبنای عینیت ، عمل کرد؟ این کار دشواری نخواهد بود، اگر شما اهداف تحلیلی خود را درک کنید.  

بدون تحلیل الیوت، به نظر می رسد که تعداد نامحدودی از احتمالات برای عملکرد بازار وجود دارد. با استفاده از روش الیوت، ابتدا احتمالات را محدود می کنیم و سپس با منظم کردن احتمالات باقیمانده، حالتهای نسبی را که ممکن است در آینده پیش آید را بررسی می کنیم. قوانین بسیار خاص الیوت ، تعداد "جایگزین های"  معتبر را به حداقل می رساند. در بین آنها ، بهترین تفسیری که بر مبنای قوانین و " خطوط راهنما" ارائه می شود را " تفسیر ارجح"، می نامیم. تفاسیر دیگر نیز بر همین اساس ، مرتب می شوند. در نتیجه تحلیل   گران شایسته که قوانین و دستورالعملهای الیوت را به طور عینی به کار می بندند، باید به طور معمول در مورد لیست احتمالات و ترتیب اهمیت آنها در توجیه نتایج مختلف، توافق کنند. این نظم معمولا با اطمینان بیان می شود. با اینحال چنین فکر نکنید که ترتیب احتمالات حتما به نتیجه ای مشخص ، ختم خواهد شد. تنها در شرایطی خاص و نادر است که شما دقیقا می دانید چه اتفاقی خواهد افتاد. شما باید آگاه باشید و بپذیرید که حتی یک رویکرد که شانس بالایی برای محقق شدن دارد نیز برخی اوقات می تواند که اشتباه باشد.

شما میتوانید خود را از لحاظ روانی برای روبرو شدن با چنین نتایجی از طریق به روز رسانی مداوم  بهترین تفسیر دوم که  به آن "شمارش جایگزین"، نیز می گویند، آماده کنید. از آنجا که به کار بردن روش الیوت در واقع بررسی و تمرین احتمالات است، لذا پرداختن مداوم به "شمارش جایگزین"، بخشی ضروری در استفاده صحیح از آن است. در صورتی که حرکت بازار مغایر با سناریوی مورد نظر شما باشد، شمارش جایگزین بر اساس عمل غیر منتظره بازار ، چشم انداز جدید را ترسیم کرده و فورا جایگزین شمارش اصلی می شود.اگر اسبتان شما را به زمین زد، بهتر است پس از فرود صحیح ، سوار اسب دیگری شوید. 

همیشه در جهت "شمارش ارجح"، سرمایه گذاری کنید. در مواقعی نادر، دو یا سه شمارش صحیح همگی بر یک حالت ممکن صحه می گذارند.گاهی اوقات نیز توجه مدام به "جایگزینها"، می تواند برای شما حتی در زمانیکه "شمارش ارجح" ،اشتباه باشد، سود به همراه داشته باشد. مثلا، اگر شما یک "کف" فرعی را اشتباها "اصلی" فرض کرده باشید، ممکن است در قیمتی بالاتر، متوجه شوید که  بازار آماده حرکت نزولی جدید می شود. شما از این طریق متوجه این امر خواهید شد که ببینید حرکت صعودی که پس از تشکیل "کف فرعی" صورت گرفته ساختاری سه تایی دارد نه پنج تایی، در نتیجه  رالی سه موجه حرکت اصلاحی صعودی محسوب می شود.بنابراین آنچه که پس از نقاط چرخش روی میدهد، در تایید یا رد حالت پیش فرضی که برای "کف" یا "سقف" در نظر گرفته ایم، موثر خواهد بود.

حتی اگر بازار اجازه تغییر دیدگاهتان را ندهد، قوانین موج ارزش استثنایی خود را ارائه می دهند.بقیه رویکردهای تحلیلی، مانند فاندامنتال، تکنیکال یا دوره ای (فصلی) ، زمانی که در اشتباه هستید ناتوان از ارائه روشی برای تغییر دیدگاه غلط هستند. در عوض "اصول الیوت"، روشی معقول  را برای   این تغییر در اختیار شما می گذارد. از آنجا که تحلیل موج بر اساس الگوهای قیمت انجام می شود، پس الگوی شناسایی شده ،یا تکمیل شده است یا نه. اگر بازار بر اساس الگوی تکمیل شده چرخش کند، تحلیل گر از قبل آمادگی لازم را داشته است. اگر بازار ورای حد مجازی که الگو تعیین می کند ،حرکت کند، پس تحلیل اشتباه بوده و سریعا باید سرمایه درگیر را از بازار خارج کرد. 

البته، زمانهایی وجود دارد که، علی الرغم وجود یک تحلیل دقیق، هیچ "تفسیر ارجح"  روشنی وجود ندارد.در چنین اوقاتی باید صبر کنید تا "شمارش"، خودش را بوضوح نشان دهد. وقتی که آشفتگی موجود جای خود را به تصویری واضح می دهد، احتمال اینکه چرخشی ناگهانی و مهیج در حال وقوع باشد ، بسیار بالا میرود.تعیین نقطه عطف در بازار ، تجربه ای مهیج و دل انگیز است که تنها   به وسیله استفاده از روش "اصول امواج" است که گاهی فرصت این امر مهیا می شود. 

توانایی شناسایی چنین پیوستگی ها  در بازار به اندازه کافی قابل توجه است، اما " اصول امواج"، تنها روش تحلیلی است که دستورالعملهایی را برای پیشبینی ، فراهم می کند. بسیاری از این دستورالعملها ، خاص هستند و گاهی اوقات نتایج فوق العاده ای را از پی خواهند داشت. اگر واقعا بازار از الگوها تشکیل شده باشد و اگر این الگوها دارای هندسه قابل تشخیصی باشند، پس صرف نظر از تغییرات مجاز تجربه نشان داده است که، این ارتباط بین قیمت و زمان دوباره در الگوها تکرار می شوند .  

تمرین ما اینست که از قبل ، محل حرکت بعدی بازار را تعیین کنیم. یکی از مزیتهای تعیین هدف اینستکه ، پس زمینه ای را برای نظارت مسیر واقعی بازار به ارمغان می آورد. به این ترتیب ، هنگامی که چیزی اشتباه است سریعا به شما هشدار داده می شود تا تفسیر خود را متناسب با عملکرد بازار تنظیم کنید ( نه با چیزی که در ذهن خود دارید).دومین مزیت انتخاب هدف خوب اینستکه، از لحاظ روانی در جوی هیجان انگیز شما را آماده "خرید یا فروش"در زمانی می کند که دیگران نا امیدانه در حال" فروش یا خرید"،هستند .

مهم نیست که عقاید شما چیست، اما هرگز چشمان خود را بر آنچه که در ساختار موج در بازار واقعی ، اتفاق می افتد، نبندید. پیام بازار این است : تغییر در رفتار تغییر در چشم انداز را به دنبال خواهد داشت. تمام چیزی که شخص باید بداند، عبارت از اینستکه، چه زمانی بخرد، بفروشد یا خارج از بازار باشد . این امر گاهی با انداختن نگاهی سریع به نمودار و گاهی هم تنها پس از کاری سخت و فشرده است که، مشخص می شود.

با وجود تمام دانش و مهارت شما، باید گفت که هیچ چیز نمی تواند به طور کامل شما را آماده سازد تا پول خود را در معرض ریسک بازار قرار دهید. هیچ کدام از روشهای تجارت آزمایشی، نگاه به دیگران، یا بازی های شبیه سازی شده کارساز نیستند. زمانی که کارهای مقدماتی به کار بردن تخصصی یک متد را فرا گرفتید، کاری بیش از گردآوری ابزار تحلیلی را انجام نداده اید. وقتی که روش را در بازار واقعی به کار می بندید ، کار واقعی شما آغاز می شود: مبارزه با هیجانات خود. به همین دلیل است که تحلیل بازار مقوله ای جداگانه از امر معامله گری است. هیچ راهی برای درک این میدان نبرد در خارج از میدان وجود ندارد، تنها گمانه زنی مالی است که شما را برای گمانه زنی مالی، آماده می سازد. 

اگر تصمیم گرفته اید کاری را انجام دهید که از هر هزار نفر تنها بک نفر قادر به انجام آنست( تجارت یا سرمایه گذاری موفق در بازار)، باید مقدار مشخصی از پولی را که به مراتب کمتر از دارایی خالص شما است ، برای این کار اختصاص دهید. به این ترتیب ، وقتی که شما به طرزی غیر قابل اجتناب در پایان مرحله اول آن را از دست دادید، پولی برای تامین مخارج زندگی خواهید داشت تا در ادمه بتوانید دلایل شکست خود را بررسی کنید. وقتی که دلایل برایتان آشکار شد، شما به مرحله دوم راه می یابید: روند طولانی غلبه بر احساس خود، و به کارگیری استدلال و منطق به جای آن. این کاری است که هیچکس جز خودتان نمی تواند شما را در آن یاری کند. ما تنها پایه ای مناسب را برای روند تجزیه وتحلیل بازار ، در اختیارتان می گذاریم. بسیاری از سرمایه گذاریها و فرصتهای تجاری از همان مرحله اول به دلیل استفاده از روش تحلیلی نامناسب محکوم به شکست بوده اند. ما می گوییم: روش "اصول امواج" ، را انتخاب کنید.این روش شما را با تفکر صحیح که اولین گام در مسیر موفق سرمایه گذاری است،  آشنا می سازد.

هیچ رویکردی به بازار نمی تواند ادعا کند که به طرزی نامحدود، علمی و قطعی است، این شامل تئری الیوت نیز می شود. اگرچه بررسی دقیق نشان می دهد ، که از ابزار کافی ولازم برای امر تحلیل بازار برخوردار است.