با افتتاح حساب در کارگزار های منتخب از خدمات ما به رایگان استفاده نمائید
بخش اول معرفی
بخش دوم موج های Motive ( اصلی )
بخش سوم سابقه تاریخی و ریاضی امواج
بخش چهارم کاربردهای الیوت
بخش پنجم امواج بلند مدت و ترکیب به روز شده
بخش ششم سهام و کالاها
  • ۱-۶ سهام و کالاها
  • ۲-۶ کالاها
  • ۳-۶ طلا
بخش هفتم رویکردهای دیگر به بازار سهام و ارتباط آنها با اصول امواج
بخش هشتم الیوت می گوید
بخش نهم ضمیمه
بخش دهم خلاصه

۶ آوریل ۱۹۸۳

جزر و مد در حال افزایش


موردی برای موج V

در میانگین صنعتی Dow Jone 

در سال 1978، A.J. Frost و من، کتابی تحت عنوان اصل موج الیوت نوشتیم، که در نوامبر همان سال منتشر شد. در فصل پیش­بینی آن کتاب، ارزیابی­های زیر را انجام دادیم:

  1. موج V، پیشرفت بازار پررونق عظیم، به منظور تکمیل ساختار موجی که در سال 1932 برای میانگین صنعتی Dow آغاز شد، مورد نیاز بود.
  2. هیچ "سقوط از 79" وجود ندارد، و در واقع، هیچ کاهش نوع ’69-’70یا ’73-’74 تا زمان تکمیل موج V وجود ندارد.
  3. سطح پایین 740 در مارس 1978، پایان موج اولیه ② را مشخص کرد، و شکسته نخواهد شد.
  4. بر خلاف پیشرفت تعمیم یافته از سال 1942 تا سال 1966، بازار پررونق در حال پیشرفت، شکل ساده­ای به خود خواهد گرفت.
  5. میانگین صنعتی Dow به خط کانال بالاتر افزایش خواهد یافت، و براساس مضرب 5 برابر سطح پایین موج IV در 572 به هدف می­رسد، سپس،  محاسبه می­شود که 2860 باشد.
  6. اگر نتیجه­گیری ما که 1974 مشخص­کننده پایان موج IV است، درست بود، اوج موج IV در دوره زمانی 1984-1982 رخ خواهد داد، و سال 1983 احتمالاً سال نقطه بالای واقعی است [و احتمالاً مورد بعدی، سال 1987 است].
  7. این سهام­های "ثانویه"، نقش رهبری را در طول پیشرفت فراهم خواهند کرد.
  8. پس از تکمیل موج V، سقوط بعدی، بدترین مورد در تاریخ ایالات متحده آمریکا خواهد بود.

موردی که به طور پیوسته از زمانی که ما این استدلالات را مطرح کرده­ایم، ما را شگفت­زده کرد، مدت زمانی بود که طول کشید تا در نهایت میانگین صنعتی Dow Jones جهش داشته باشد. میانگین­های بازار گسترده همچنان به طور مداوم از سال 1978 افزایش یافتند، اما Dow، که به نظر می­رسید به شکل دقیق­تر منعکس­کننده ترس از تورم، کسادی بازار و فروپاشی بانکداری بین­المللی است، الگوی اصلاحی خود را از سال 1966 تا سال 1982 متوقف نکرد. (برای مشاهده تجزیه دقیق این موج، نظریه­پرداز موج الیوت، در شماره سپتامبر 1982 را ملاحظه کنید.) با وجود این انتظار طولانی، به طور خلاصه زیر خط روند طولانی مدت خود قرار گرفت، و در نهایت، زمانی که شکست نتوانست سبب سقوط هیچ فروش مهمی شود، شروع به افزایش انفجاری کرد.

اگر ارزیابی کلی ما صحیح باشد، پیش­بینی­های Frost و من که براساس اصل موج در سال 1978 انجام شده است، با یک استثناء عمده اتفاق خواهد افتاد: هدف زمان. همانطور که در کتاب خود توضیح دادیم، R.N. Elliott مطالب کمی در مورد زمان گفت، و در واقع، برآورد ما برای نقطه بالای زمان، چیزی نبود که اصل موج نیاز داشت، اما به سادگی یک حدس آموزشی براساس این نتیجه­گیری بود که موج IV در Dow در سال 1974 به پایان رسید. زمانی که در نهایت، مشخص شد که اصلاح موج IV جنبی طولانی تا سال 1982 به پایان نرسیده بود، برای جبران این تغییر در ارزیابی، عنصر زمان باید به جلو منتقل شود. هیچ وقت شکی وجود نداشت که موج V اتفاق خواهد افتاد؛ این تنها مسئله زمان، و بعداً، چه چیزی بود.

من مایل هستم این فضا را برای پاسخدهی به این سؤالات مهم اتخاذ کنم:

  1. آیا اصلاح جنبی در Dow که در سال 1966 آغاز شد، واقعاً به پایان رسید؟
  2. اگر چنین است، بازار پررونقی که انتظار داریم، چقدر می­تواند بزرگ باشد؟
  3. ویژگی­های آن چه خواهد بود؟
  4. چه اتفاقی خواهد افتاد؟

1) در سال 1982، DJIA اصلاحی با درجه بسیار بزرگ انجام داد. شواهد این نتیجه­گیری، زیاد است.

اول، همانطور که کسانی که اصل موج را به طور جدی می­پذیرند، همگی استدلال کرده­اند، الگو از سال 1932 [شکل A-8 را نگاه کنید] هنوز هم ناقص است، و مستلزم یک افزایش نهایی برای تکمیل الگوی الیوت پنج موجی است. از آنجا که سقوط Supercycle در کارت­ها نبود، آنچه که از سال 1966 اتفاق افتاده است، برای اصلاح درجه چرخه بیش از حد کفایت است (همان درجه امواج 1937-1932، 1942-1937 و 1966-1942).

تصویر A-8

تصویر A-9


دوم، الگوی جانبی از سال 1966 (و یا احتمالاً 1964 یا 1965، اگر شما از نظریه گفتار بهره­مند شوید) به حد مطلقی پیش رانده شد، که کانال روند موازی طولانی مدت از سال 1932 است. همانطور که در نمونه­ای از قانون طبیعت خود الیوت می­توانیم مشاهده کنیم [شکل A-9 را نگاه کنید]، این ویژگی اتفاقی امواج چهارم است که آنها را قبل از شروع موج پنج، زیر مرز پایین­تر کانال صعودی خواهد شکست. اقدام قیمت در سال 1982، به سادگی هیچ فضای بیشتری برای اصلاح باقی نمی­گذارد.

سوم، الگوی بین اواسط دهه 60 و 1982، یکی دیگر از نمونه­های شگفت­انگیز زندگی واقعی از تشکیل اصلاحی استاندارد است، که توسط الیوت در طول چهل سال پیش مشخص شده است. نام رسمی این ساختار، اصلاح "سه دوگانه یا دوبل" است، که دو الگوی اصلاحی پایه عقب به عقب است. در این مورد، در بازار، "سطح مسطح" (یا براساس شمارش دیگر، مثلث [n غیر ارتدکس] [از سال 1965]) در اولین موقعیت، و "مثلث [مانع] صعودی" در دوم موقعیت را با پیشرفت ساده و مداخله­کننده سه موجی، با برچسب "X" ردیابی کرد، که در جهت جداسازی دو الگوی دو جزء کار می­کند. الیوت نیز گرایش اتفاقی در خصوص موج نهایی مثلث برای قرار گرفتن زیر خط مرزی پایین­تر را کشف کرده و نشان داد، همانطور که در سال 1982 رخ داده است. دو برابر شدن اصلاح، نسبتاً نادر است، و از نقطه پایین سال 1974، خط صعودی بلند مدت را داشته است، که Frost و من انتظار نداشتیم. علاوه بر این، "سه دوگانه یا دوبل" با یک مثلث در دومین موقعیت، آنقدر نادر است، که طبق تجربه من بی­سابقه می­باشد.

چهارم، در صورتی که این الگو به شکل واحد، یعنی یک اصلاح، تلقی شود، از برخی ویژگی­های جالب توجه برخوردار است. به عنوان مثال، موج اول شکل­گیری (996 تا 740)، تقریباً دقیقاً همان فاصله آخرین موج (1024 تا 777) را پوشش می­دهد. علاوه بر این، بخش پیشرونده به همان زمان بخش کاهشی، یعنی 8 سال نیاز دارد. تقارن الگو، Frost و من را ترغیب کرد تا در سال 1979 برچسب "موج بسته­ای" را برای توصیف الگوی واحد که در "سکون" شروع شد، مطرح کنیم، آن گسترده­تر شد، و سپس، به نوسان­های محدودتری وجود داشت، و به نقطه­ای که از آن شروع شده بود، بازگشت. (این مفهوم در شماره دسامبر 1982 مربوط به نظریه­پرداز موج الیوت توضیح داده شده است.) با استفاده از تعداد جایگزین دو مثلث، اتفاق می­افتد که موج میانی (موج C) هر مثلث، همان قلمرو را از سطح 1000 تا 740 پوشش بدهد. روابط فیبوناچی زیادی در الگو رخ می­دهد، که جزئیات بسیاری از آنها در گزارش ویژه نظریه­پرداز موج الیوت در جولای 1982 بیان شده است. با این حال، مورد مهم­تر، رابطه فیبوناچی نقاط شروع و پایان آن تا بخشی از بازار پررونق قبلی است. همیلتون بولتون، این مشاهده مشهور را در سال 1960 انجام داد:

الیوت به تعدادی انطباق دیگر اشاره کرد. به عنوان مثال، تعداد نقاط از سال 1921 تا 1926، 8/61% نقاط آخرین موج از 1926 تا 1928 بود (نقطه بالای ارتدکس). در پنج موج از 1932 تا 1937 نیز همین گونه بود. دوباره، موج از نقطه بالا در سال 1930 (297 DJIA) تا نقطه پایین در سال 1932 (40 DJIA)، 618/1 برابر موج از 40 به 195 (1932 تا 1937) است. همچنین، کاهش از سال 1937 تا سال 1938، 8/61% پیشرفت از سال 1932 تا 1937 بود. اگر بازار 1949 به این فرمول پایبند باشد، پیشرفت از سال 1949 تا 1956 (361 نقطه DJIA) باید زمانی تکمیل شود که 583 نقطه (8/16% از 361 نقطه) به نقطه پایین 416 سال 1957 یا مجموع 999 DJIA اضافه شده باشد.


تصویر A-10


بنابراین، بولتون در طرح یک رابطه فیبوناچی، اوجی را پیش­بینی می­کند که فقط از سه نقطه از قرائت دقیق ساعتی در نقطه بالا در سال 1966 بود. اما آنچه که عمدتاً فراموش شده بود (به دلیل پیش­بینی موفقیت A.J. Frost برای نقطه پایین موج IV در 572، که در سال 1974 در نقطه پایین ساعاتی 20/572 پدیدار شد)، جمله بعدی بولتون بود:

به طور متناوب، 361 نقطه بر416 خواستار 777 در DJIA خواهد بود.

نیازی به گفتن نیست، 777 در هیچ جایی پیدا نشد. یعنی، تا اوت 1982. سطح پایین دقیق ارتدوکس در قرائت­های ساعتی در 12 اوت، 92/776 بود.به عبارت دیگر، محاسبات بولتون [شکل A-10 را نگاه کنید]، از پیش، شروع و پایان دقیق موج IV را براساس روابط ساختار قبلی قیمت آنها تعریف کرد. در نقاط قیمت، 1982-1966، 618/0 از 1982-1957 و 1956-1949 است، که هر یک از آنها برابر با 618/0 از 1966-1957 است، و همه در خطای 1% هستند! زمانی که الگوهای هفتگی و ماهانه، مکرراً با مضارب فیبوناچی کار می­کنند، پاسخ معمول از ناظران وال استریت این است که "یک رخداد تصادفی دیگر". زمانی که الگوهایی با این اندازه همچنان کار می­کنند، این اعتقاد وجود دارد که مضارب فیبوناچی، مشخصه بورس سهام و ارز نیستند. تا آنجا که من می­دانم، بولتون تنها مرد مرده­ای است که پیش­بینی­های وی همچنان مطابق واقعیت وال استریت است.

با توجه به این مشاهدات، امیدوار هستم ثابت کرده باشم که موج IV چرخه­ای در DJIA، که "داو دلار ثابت" به وضوح به عنوان مرحله ی کم رونق واحد تأیید می­کند، در اوت 1982 به پایان رسید.

2) پیشرفت پس از این اصلاح، بازار پررونق بسیار بزرگتری نسبت به آنچه که در دو دهه گذشته دیده شده است، خواهد ببود. دستورالعمل­های متعدد در خصوص رفتار موج نرمال و عادی، این استدلال را تأیید می­کند.

اول، همانطور که Frost و من با وفاداری اظهار کرده­ایم، ساختار موج Elliott از سال 1932 ناتمام است، و برای تکمیل الگو، مستلزم پیشرفت موج پنجم است. در زمانی که ما کتاب خود را نوشتیم، به سادگی، هیچ تفسیر موج مسئولی وجود نداشت، که امکان افزایش از آغاز سال 1932 را تا خاتمه فراهم کند. موج پنجم از همان درجه برخوردار خواهد بود، و باید نسبت نسبی با الگوهای موج 1937-1932، 1942-1937، 1966-1942 و 1982-1966 داشته باشد.

دوم، پنجمین موج نرمال، براساس روش­های کانال الیوت، تا خط کانال بالا انتقال خواهد یافت، که در این مورد، از طریق اقدام قیمت در محدوده 4000-3500 در نیمه دوم دهه 1980 کاهش می­یابد. الیوت اشاره کرد که وقتی موج چهارم، کانال روند را می­شکند، موج پنجم اغلب ترک خواهد کرد، و یا نفوذ کوتاهی از طریق همان کانال روند در سمت دیگر وجود خواهد داشت.

سوم، دستورالعمل مهم در اصل موج، این است که وقتی موج سوم گسترش می­یابد، همانطور که موج از سال 1942 تا 1966 این چنین بود، امواج اول و پنجم به سمت برابری در زمان و اندازه گرایش خواهند داشت. این گرایش، یک ضرورت نیست، اما نشان می­دهد که پیشرفت از سال 1982 باید مشابه اولین موج به سمت بالا باشد، که از 1932 تا 1937 اتفاق افتاد. بنابراین، این موج پنجم باید تقریباً همان فاصله درصدی را که موج I طی کرده است، طی کند، که تقریباً 5 برابر مضرب از سطح پایین ساعتی برآورد شده (ارقام دقیق در دسترس نیستند) 41 تا اوج ساعتی 50/194 است. از آنجا که شروع ارتدوکس موج V، 777 در سال 1982 بود، مضرب معادل 744/4، هدف 3686 را پیش­بینی می­کند. اگر سطح پایین ساعتی دقیق برای سال 1932 شناخته شده بود، می­توان با اطمینان، تعداد دقیق، سبک بولتون، را پیش­بینی کرد. همانطور که مشخص است، عدد "3686" باید در حدود 100 نقطه طرح و پیش­بینی ایده­آل قرار بگیرد (اگر چه درست است، به عنوان سؤال دیگری مطرح می­باشد).

چهارم، تا زمانی که زمان پیش می­رود، بازار پررونق 1937-1932 پنج سال ادامه یافت. بنابراین، یک نقطه برای تماشای اوج احتمالی بازار، 5 سال از سال 1982 یا 1987 است. به طور تصادفی، همانطور که در کتاب خود اشاره کردیم، 1987 به گونه­ای اتفاق می­افتد که فیبوناچی 13 سال از نقطه پایین اصلاح در سال 1974، 21 سال از اوج موج III در سال 1966، و 55 سال از شروع موج I در سال 1932 باشد. برای تکمیل این تصویر، سال 1987، تاریخ کاملی برای Dow است تا به هدف 3686 خود دست یابد، زیرا برای رسیدن به آن، Dow مجبور به انفجار و شیوع مختصر از طریق خط کانال بالای آن در یک "ترک کردن" خواهد بود، که نمونه­ای از حرکات خستگی و فرسودگی است (مانند اوج 1929). براساس مضرب 618/1 برابر زمان موج I و برابری با موج چرخه­ای پنجم دهه 1920، موج 8 ساله V به سال 1990 به عنوان محتمل­ترین سال آینده برای اوج اشاره خواهد کرد. به ویژه اگر Dow هنوز هم تا سال 1987 به طور قابل توجهی پایین­تر از هدف قیمت باشد، بسیار محتمل خواهد بود. در نظر داشته باشید که در پیش­بینی موج، زمان ملاحظه­ای است که نسبت به هر دو شکل موج، کاملاً ثانویه است، که از اهمیت اولیه، و سطح قیمت برخوردار است. 

پنجم، در حالی که میانگین صنعتی Dow تنها در پیشرفت اولین موج اولیه خود در موج چرخه­ای V است، شاخص­های گسترده­تر، موج V را در سال 1974 آغاز کردند، و به خوبی در سومین موج اولیه واقع هستند [شکل A-12 را نگاه کنید]. این شاخص­ها، مانند میانگین خط ارزش، میانگین دیجتست شاخص، و شاخص بازده کلی Fosback، از سومین موج و یا موج میدانی گسترش یافته سنتی ردیابی می­کنند، و فقط وارد قدرتمندترین بخش شده­اند. با برآورد محافظه­کارانه، 60 درصد دنباله­های پنج موجی، امواج سوم را گسترش داده­اند، بنابراین، این تفسیر همراستا با خطوط الگوی کتاب درسی است، در حالی که تلاش­ها برای تفسیر شاخص­های گسترده­تر به عنوان موج پنجم و نهایی آنها صورت نگرفت. با گسترش موج سوم در راه شاخص­های گسترده، میزان زمان خوبی برای تکمیل موج سوم، و سپس، ردیابی امواج چهارم و پنجم مورد نیاز خواهد بود. با تمام آنچه که پیش روی ما است، اندازه بازار پررونق فعلی باید قابل توجه باشد.