با افتتاح حساب در کارگزار های منتخب از خدمات ما به رایگان استفاده نمائید
بخش اول معرفی
بخش دوم موج های Motive ( اصلی )
بخش سوم سابقه تاریخی و ریاضی امواج
بخش چهارم کاربردهای الیوت
بخش پنجم امواج بلند مدت و ترکیب به روز شده
بخش ششم سهام و کالاها
  • ۱-۶ سهام و کالاها
  • ۲-۶ کالاها
  • ۳-۶ طلا
بخش هفتم رویکردهای دیگر به بازار سهام و ارتباط آنها با اصول امواج
بخش هشتم الیوت می گوید
بخش نهم ضمیمه
بخش دهم خلاصه

۴-۲ حجم معامله

الیوت از حجم به عنوان ابزاری برای تایید شمارش موجها و شناسایی امتدادها استفاده می کرد. او متوجه شد که در یک بازار صعودی حجم معامله به طور طبیعی تمایل به گسترش  دارد و با تغییرات شتاب قیمت هماهنگ است. در دوره حرکات اصلاحی کاهش در حجم معمولا نشان از کاهش فشار فروش دارد. کاهش حجم ، اغلب   چرخش جهت بازار را در پی دارد. حجم یک موج 5 معمولی که  درجه آن کمتر از درجه "اصلی" باشد، کمتر از حجم در موج 3 است. اگر حجم یک موج 5   با درجه پایینتر از درجه " اصلی"، برابر یا بیش از حجم در موج 3 باشد، در آن موج امتداد خواهیم داشت. در حالیکه اغلب انتظار چنین نتیجه ای را داریم ، اما در موارد نادری که موج 1و 3 از لحاظ طولی یکسان باشند ، هشداری قوی مبنی بر تشکیل امتداد در هر دو موج 3 و 5 خواهیم داشت.

در موجهای با درجه "اصلی" وبالاتر ،شاهد افزایش  حجم در موج 5 به دلیل افزایش تعدا د شرکت کنندگان  بازار هستیم. الیوت در حقیقت اشاره کرد که حجم در نقطه انتهایی یک بازار صعودی که موجهای آن از درجه "اصلی" یا بالاتر باشند،  بیشترین مقدار در طول دوره را از خود نشان می دهد. در نهایت ،همانطور که قبلا اشاره شد، حجم معاملات در نقطه از حد گذشتن و عبور قیمت از کانال بالایی یا شکست خط مقاومت بالایی در الگوی " مورب های خاتمه دهنده" ، افزایش خواهد یافت.( مواقعی وجود دارد که این اتفاق همزمان رخ می دهد، مانند زمانیکه انتهای موج 5 یک " خاتمه دهند" ، دقیقا در خط بالایی کانال موج از یک درجه بالاتر ، تکمیل می شود.) 

علاوه براین مشاهدات ارزشمند، ما اهمیت موضوع "حجم" را در بخش های مختلف این کتاب گوشزد کرده ایم. تا جایی که حجم راهنمایی برای شمارش موج باشد ، توجه به آن ضروری و مهم است. الیوت یک بار گفت که خود "حجم" به طور مستقل از الگوهای "اصل موج "پیروی می کند، ادعایی که نویسندگان این کتاب شواهدی مبنی بر درستی آن نیافته اند.

تصویر ۲-۱۳


نگرش صحیح 


ظاهر کلی یک موج باید توضیح و تشریح مناسبی را در پی داشته باشد. اگرچه هر توالی 5 موجه را میتوان  از طریق شماره گذاری کردن 3 موج اول ان به عنوان موج A در قالب یک شمارش 3 تایی عرضه کرد ، همانطور که در شکل 13-2 نشان داده شده است، اما این امری اشتباه است. در صورت به کار بستن آن تردید اشتباه،  تحلیل الیوت تعادل خود را از دست می دهد. اگر یک موج 4 با فاصله نسبتا زیادی نسبت به موج 1 تشکیل شود، آن موج را باید "انگیزشی" به شمار آورد.به دلیل آنکه در این مورد فرضی موج A از 3 موج تشکیل شده است، پس موج B می بایست تا نزدیکی های موج A ، سقوط کند تا یک الگوی اصلاحی " فلت" را تشکیل دهد، اما واضح است این امر اتفاق نیافتاده است. در حالیکه شمارش داخلی یک موج می تواند راهنمای مناسبی برای طبقه بندی کردن ان باشد، ارائه تصویر کلی مناسب نیز به نوبه خود می تواند در شمارش صحیح موج  موثر واقع شود.

با در نظر گرفتن همه مفاهیمی که در طی دو فصل قبلی  مطرح کرده ایم ، می توانیم به نگرش صحیحی از موج دست پیدا کنیم. بنا بر تجربه دریافته ایم که دخیل کردن احساس خود در تحلیل بازار می تواند نتایج خطرناکی را به بار آورد و تنها  ناکید بر خاصیت انطباقی "تئوری موج"  ، بدون در نظر گرفتن مفاهیم کلی، موجب پذیرش شمارش های نادرست و الگوهای ناقص می شود. 

الیوت هشدار داد ،" نگرش صحیح" ممکن است که در تمام درجات موج به طور همزمان قابل مشاهده نباشد.راه حل اینستکه تمرکز خود را بر درجاتی که وضوح بیشتری دارند، قرار دهید. اگر نمودار یک ساعته تصویر روشنی ارائه نمی دهد ، به نمودارهای روزانه یا هفتگی نگاه کتید. برعکس، اگر نمودار هفتگی احتمالات فراوانی را پیشنهاد کند، به نمودارهایی که بازه کوتاهتری دارندرجوع کنید تا آنکه تصویر کلی روشن شود. به طور کلی، در یک بازار سریع شما به نمودارهای کوتاهتر برای تحلیل زیر موجها نیاز دارید در حالیکه نمودار های طولانی تر برای تحلیل بازارهای کندتر مناسبتر است.

   

ویژگی ها موج


 نظریه ویژگی و شخصیت موج از توسعه اساسی "اصل موج" ناشی شده است و این مزیت را دارد که رفتار شخصیتی انسان را وارد معادله می کند.

شخصیت هر موج در توالی الیوت ، بخشی  جدایی ناپذیر از بازتاب روانشناسی جمعی است که به تصویر کشیده می شود. تسلسل احساسات جمعی و گذر از بدبینی به خوشبینی وبازگشت دوباره آن در مسیری مشابه در هر زمان شرایط مشابهی را در نقاط مربوطه در ساختار موج بوجود می آورد ( به زبان ساده تر احساسات ما در موج انعکاس پیدا می کند). همانطور که "اصول موج" بیان می کند، تاریخچه بازار تکرار می شود ،اما نه به طور دقیق. هر موجی چند خواهر و برادر(موجهای هم جهت و هم درجه که بخشی از موج بزرگتر هستند) و پسر عمو(موجهای هم درجه و هم شماره درموجهای بزرگتر) ، دارد، اما هیچ موجی دوقلو ندارد.امواج مرتبط (خصوصا پسر عموها) ویزگی های بازاری و اجتماعی مشابهی دارند. ویژگی هر نوع  موج معمولا اطلاعاتی از آن موج را چه از درجه " سوپر سیکل بزرگ"باشد یا  از درجه " ریز ذره" ها ، بیان میکند.  خصوصیات موجها نه تنها هشدار می دهد که در توالی بعدی منتظر چه چیزی باشیم، بلکه در زمان حاضر نیز کمک می کند تا موقعیت  کنونی بازار( که به هر دلیلی مبهم یا مستعد تفسیرهای گوناگون است )  را در جریان شکل گیری موجها شناسایی کنیم. در روند شکل گیری موجها ،اوقاتی وجود دارد که چندین شمارش مختلف موج مطرح می شوند که همگی قابل قبول و مطابق با قوانین الیوت هستند . در این گونه موارد است که آگاهی از شخصیت و ویزگی موج ارزش بسیار خود را نمایان می کند.  شناسایی ویژگی یک  تکموج اغلب به شما این اجازه را می دهد که پیچیدگی های الگوی بزرگتر را به درستی تفسیر کنید.مبحثی که از پی می آید ، مربوط به شرایط بازار صعودی است ( شکل های 14-2 و 15-2 ). این مشاهدات را باید برای بازارهای کاهشی که در آنها جهت موجهای پیشرونده رو به پایین و جهت موجهای پسرونده رو به بالا است،  به طور معکوس در نظر بگیرید.

1- موج اول :

 به تقریب می توان گفت که نیمی از موجهای اول بخشی از فرایند ساختن "کف بازار" محسوب می شوند که توسط موج دوم به شدت اصلاح می شوند. در تقابل با روند بازار کاهشی قبلی ، این موج 1 جدید ،افزایش سریعی در حجم معامله   و وسعت موج از خود نشان می دهد. در این مرحله هنوز تعداد زیادی از معاملات فروش به چشم می خورد ، زیرا اکثریت بر این باورند که جهت کلی بازار کاهشی است.  سرمایه گذاران بار دیگر از این رالی بوجود امده استفاده می کنند( اصلاح موج 1). پنجاه در صد باقی مانده موج 1 نیز صرف صعود از محل کف جدید که  توسط موج اصلاحی قبلی ایجاد شده، می شود. به عنوان نمونه می توان به موجهای اولی که بعد از یک روند نزولی کوچک در سال 1949 یا پس از یک فشردگی شدید در سال 1962  تشکیل شده است ، توجه کنید. از همان ابتدا موجهای اول پویا و پر تحرک بوده  و توسط موج بعدی مورد اصلاح قرار می گیرند.


تصویر 2-14

2- موج دوم :  

 موجهای دوم معمولا مقدار زیادی از موج 1 را اصلاح می کنند ،بطوریکه مقدار زیادی از سود ی که توسط موج 1 به دست آمده بود را خنثی می کنند. این امر به خاطر ترس و نگرانی نسبت به سود بدست آمده توسط آن دسته از سرمایه گذارانی که در حرکت صعودی موج 1 شرکت کرده بودند ، اتفاق می افتد. در این مرحله، سرمایه گذاران کاملا متقاعد شده اند که شرایط بازار کاهشی دوباره حاکم شده است. معمولا موج های دوم با کاهش حجم و نوسان پایان می یابند که خود دلیلی بر کم رمق شدن فشار فروش است.

3- موج سوم : 

موج های سوم شگفت انگیز و دیدنی هستند. آنها قوی و گسترده هستند، در این مرحله نمی توان وجود روند را انکار کرد. اخبار فاندامنتالی مطلوبی نیز در صحته حضور پیدا می کنند و اعتماد به بازار برمی گردد.این موجها معمولا با افزایش حجم و حرکت توام هستند و اغلب بزرگترین و طولانی ترین موج در توالی محسوب می شوند.این امر به خصوص در زیر موج 3 از موج 3 اصلی که قوی ترین بخش موج 3  می باشد، دیده می شود. در چنین نقاطی شکستهای قوی(شکست انواع خطوط مقاوت و کانال)، شکاف های ادامه دار، افزایش حجم ، وسعت شدید،تایید اصلی نظریه داو و حرکات سریع ، اتفاق می افتند. این حرکات سریع را در بازه های زمانی یک ساعته، روزانه، هفتگی و ماهانه ، با توجه به" درجه" موج می توان مشاهده کرد . تمام بازارهای سهام در موج 3 این ویژگی ها را از خود نشان میدهند. مانند خصوصیات موج های B ، موج های سوم نیز در روند شکل گیری خود، شواهد ارزشمندی را برای شمارش موج ها ارائه می دهند.

4- موجهای چهارم : 

موجهای چهارم از لحاظ عمق و شکل قابل پیشبینی هستند زیرا به دلیل وجود  تناوب در موجهای اصلاحی، آنها با موج 2 هم درجه از توالی خود ، تفاوت دارند. در بیشتر موارد حرکت آنها جنبی است و زمینه را برای تشکیل موج نهایی 5 ، آماده می کنند. سهام ناتوان از تشکیل قله در این موج، کاهش قیمت خود را شروع می کنند، زیرا از ابتدا قدرت موج سوم بود که باعث هر گونه افزایش قیمتی  در این موج شده بود.این زوال اولیه که در موج 4 رخ میدهد  نشانه های اولیه  وظریف را برای  ضعفی که در موج 5 شاهد آن خواهیم بود، فراهم می کند.

 5- موج پنجم : 

موج های پنجم در سهام کمتر از موجهای سوم تحرک دارند. تغییرات شتاب قیمت در آنها کندتر صورت می گیرد، اما در مواردی که ممتد می شوند ، شتاب تغییرات قیمت در زیر موج سوم آنها می تواند که بیش تر از موج سوم اصلی شود. به طرزی مشابه ، در حالیکه معمولا حجم در موجهای انگیزشی از درجه "سیکل" یا بزرگتر از آن افزایش می یابد، در موجهای 5 پایین تر از درجه " اصلی" که ممتد می شوند ، نیز افزایش حجم، صورت می گیرد. در غیر اینصورت ، انتظار داشته باشید که حجم در موج 5 نسبت به موج 3 کاهش داشته باشد. دست اندرکاران بازار اغلب در جستجوی انفجار قیمت در انتهای روندها هستند، اما تاریخچه  بازار سهام هیچگونه افزایش شتاب در قله را نشان نمیدهد. حتی اگر موج پنجم ممتد شود ،باز هم شتاب در زیر موج 5 از موج 5 کاهش میابد. در زمان شکل گیری موج 5 ، خوشبینی علی الرغم  تنگتر شدن محدوده بازار ، به طرز فزاینده ای افزایش می یابد. در عین حال باید اشاره کرد که عملکرد بازار نسبت به موج اصلاحی قبلی بهتر شده است. مثلا، در انتهای رالی سال 1976 ، بازار داو جونز کم رمق شده بود، اما هنوز یک موج جنبشی بود که در مقابل موج اصلاحی قبلی ( آوریل جولای وسپتامبر) ایجاد شده بود. این مطلب باعث تاثیر اندکی بر شاخص های ثانویه سهام و خط پیشرفت- پسرفت بازار داشته است. در زمینه جو خوشبینی که موج 5 می تواند ایجاد کند، موسسه خدمات مشاوره ای بورس دو هفته پس از پایان موج 5 و چرخش روند بازار به سمت نزولی ، یک نظر سنجی را انجام داد که تنها 4.5% از شرکت کنندگان باور داشتند که موج 5 ، ناتوان از ساختن قله ای جدید است. 

6- موجهای اصلاحی A :

در طول تشکیل موج A در بازار نزولی، اغلب سرمایه گذاران متقاعد شده اند که این حرکت صرفا یک عقب نشینی موقتی قبل از شروع پیشروی بعدی است. با وجودیکه اولین ضربه بر پیکر الگوهای سهام وارد شده است، اما جو عمومی بازار ، جو خرید است. شدت موج A را به عنوان مقیاسی برای شدت موج B ، نیز می توان در نظر گرفت. اگر موج A ، از 5 موج تشکیل شده باشد، می توان انتظار داشت که موج B به شکل الگوی زیگزاگ ظاهر شود ، در حالیکه اگر از 3 موج تشکیل شود به احتمال زیاد شاهد ایجاد الگوی فلت یا مثلث در موج B ، خواهیم بود.

7- موجهای اصلاحی B :

موج های B پر دوز و کلک و گمراه کننده هستند. آنها فریبکار، دام گستر، بوجود آورنده ذهنیت قمار باز گونه یا بیان مبهمی از خوشنودی یا ترکیبی از همه اینها هستند.آنها با تمرکز بر لیست محدودی از سهام که مورد تایید سایر میانگین ها نیست، کار خود را اغاز می کنند.از نظر فنی خیلی مستحکم نبوده و در نهایت توسط موج C ،کل حرکت صعودی آنها برگشت داده می شود. اگر تحلیلگر به خود می گفت که" چیزی در این بازار وجود دارد که اشتباه است" ، بیشتر ازهمه موج B ، مصداق این سخن خواهد بود. موج X و موج D از یک مثلث پهن شونده، هر دو حرکت های اصلاحی پبش رونده را انجام می دهند و دارای ویژگی های مشابهی هستند. چند نمونه برای شرح و توصیف این مفهوم کافی است.


حرکت صعودی سال 1930 در موج B، از یک اصلاح A-B-C که از سال 1932 تا 1929 آغاز شده بود، اتفاق افتاد. رابرت رئا ، جو هیجانی آن دوره را در مقاله ای به نام " داستان میانگین ها"، در سال 1934، اینگونه شرح می دهد: 

......بسیاری از ناظران آن را سیگنالی مبنی بر وجود بازار صعودی تلقی کردند. می توانم به یاد آورم که دردسامبر 1929 مقداری از سهام خود را به فروش رساندم ، قبل از آن نیز چند معامله فروش رضایت بخش را در ماه اکتبر انجام داده بودم. وقتی که روند صعودی آهسته اما پیوسته  در طی ماه های ژانویه و فوریه به بالای قله قبلی رسید، دستپاچه و هراسان ، معاملات خود را با ضرر قابل توجهی بستم. .....من فراموش کردم که این رالی می تواند حرکتی اصلاحی باشد که تا سطح 66%( یا کمی بیشتر) موج کاهشی قبلی را بازگشت می کند. تقریبا همه بر این باور بودند که حرکت صعودی بازار شروع شده است. موسسات خدمات مشاوره ای به شدت نگاهشان صعودی بود و افزایش حجم فراتر از قله 1929 ، رفته بود.


تصویر 2-15 


صعود از سال 1961 تا 1962 ، موج (b) از یک اصلاح  (a)-(b)-(c) الگوی فلت پهن شونده بود.در اوایل سال 1962 سهام با نسبت های چند برابر قیمت/ درآمد معامله شد که تا آن زمان بی سابقه بوده است.پهنای تراکمی بازار به سطح قله موج 3  (1959) رسیده بود. 

صعود از سال 1966 تا 1968 در قالب یک موج {b}  از یک الگوی اصلاحی با درجه "سیکل" ، صورت گرفت.هیجان ،فضای بورس را در برگرفته بود وقیمتها مثل موشک بالا می رفتند.این برخلاف رویه منظم و توجیه پذیری بود که در خلال موجهای اول وسوم ، به چشم میخورد. شاخص بورس داو جونز به طرزی غیر منطقی تلاش می کرد که روند صعودی را پیش ببرد، اما در نهایت  سقف جدید مورد تایید شاخص های ثانویه قرار نگرفت.

در سال 1977 ، میانگین حمل ونقل داو جونز در موج B ، سقف جدیدی را به ثبت رساند، اما این سقف از سوی شاخص کل تایید نشد.خطوط هوایی و کامیون ها کم تحرک بودند. تنها ریل های حمل زغال سنگ بودند که به عنوان بخشی از بازی انرژی نقش داشتند. شاخص کل از فضای حرکتی مناسبی برخوردار نبود که تاییدی دوباره بر این نکته است که هماهنگی بین شاخص ها می تواند دلیلی بر حرکت انگیزشی باشد، در غیر اینصورت حرکتی اصلاحی شکل گرفته است. 

به عنوان یک مشاهده کلی، موجهای B از درجه "متوسط" و پایینتر معمولا کاهش حجم را نشان می دهند، در حالیکه موجهای B از درجه "اصلی" و بالاتر افزلیش حجم معاملات بیشتری را نظیر آنچه در موج صعودی پیشین وجود داشت، نشان میدهند که این امر دلیلی بر مشارکت عمومی گسترده است.

1- موجهای C :

موجهای اصلاحی C اغلب روندی پر قدرت و مخرب را از خود نشان می دهند.آنها موج سوم هستند و دارای ویژگی های موج سوم هستند. در زمان تشکیل و تکمیل این موج هیچ چیز بجز پول نقد امنیت ندارد. ابهامی که در طول موج های A و B در بازار بوجود امده بود رنگ باخته و جای خود را به ترس می دهد.موجهای C پایدار و گسترده هستند.تمامی حرکاتی که در بازار سهام در طی سالهای 1932-1930 ، 1962 ، 1970-1969 و 1974-1973 اتفاق افتاده را می توان به عنوان موج C ، دسته بندی کرد.موجهای پیشرونده C  در یک حرکت اصلاحی صعودی که بازار نزولی بزرگتر را اصلاح می کند ، به حدی پر تحرک هستند که گاهی اوقات با شروع یک روند صعودی اشتباه گرفته می شوند، خصوصا آگر آنها دارای 5 موج باشند. به عنوان مثال به رالی سال 1973 ( شکل 37-1)، توجه کنید، که در آن موج ، که خود بخش نهایی الگوی اصلاحی "فلت پهن شونده " معکوس است، حرکت صعودی پر قدرتی را شکل داده است. 

2- موجهای D :

موجهای D ، در مثلثهای صعودی پهن شونده ، اغلب با افزایش حجم همراه هستند. این شاید به این خاطر درست باشد که تمام موجهای D ، در مثلثهای غیر پهن شونده حالتی دورگه دارند، بدین معنی که هم حالت اصلاحی دارند و هم به دلیل انکه بعد از موج  C ، تشکیل شده اند دارای خصیصه های موج های اول هستند که بعد از موج C ، تشکیل می شوند.آنها به طور کامل اصلاح نمی شوند. در میان موجهای اصلاحی ، موج های پیش رونده D، همانند موجهای B ، گمراه کننده هستند.حرکت صعودی 1973 تا 1970 ، را می توان یک موج {D} ، در نظر گرفت که بخشی از یک موج 4 از درجه "سیکل "، است.

3- موجهای E :

موجهای E ، در نظر اکثر مشاهده کنندگان بازار به عنوان شروع یک حرکت نزولی جدید پس از شکل گرفتن حرکت صعودی قبلی ، تلقی می شود. آنها تقریبا همیشه  از حمایت اخبار اقتصادی برخوردارند و اگر این امر را با شکست دروغین (فالس) خط روند پایینی مثلث در نظر بگیریم، بدل به عاملی گمراه کننده برای ایجاد دیدگاه نزولی نزد شرکت کنندگان   در بازار می شود، آن هم درست در زمانی که معامله گران باید خود را برای حرکت در جهت مخالف آماده می کردند. بنا براین موجهای E ، را باید موجهای پایانی حرکت اصلاحی مثلث در نظر گرفت که از لحلظ روانشناسی  دارای همان ویژگی های هیجانی موجهای پنجم نیز هستند.

به این دلیل که وقوع تمایلات ذکر شده در این مبحث ، حتمی و اجتناب ناپذیر نیست، نمی توانیم آنها را به عنوان "قانون"، دسته بندی کنیم . ما آنها را "دستورالعمل" یا " خطوط راهنما "، می نامیم. حتمی نبودن وقوع آنها ، هیچگاه از اهمیت آنها نمی کاهد. به عنوان مثال به شکل 16-2 نگاه کنید. نمودار ساعتی با درجه "مینور"، نشانگر 4 موج اولیه DJIA ، است که به سمت  نقطه کف 1978 حرکت می کند. امواج مبحث اصلی در نظریه الیوت هستند. از طول موج تا الگوهای حجم معاملات، از کانال روند تا دستور العمل " تساوی"، از اصلاح موج a بعد از وقوع امتداد تا انتظار برای کف موج چهارم به منظور شمارش صحیح موج های فرعی، از سری فیبو ناچی زمانی تا فیبوناچی نسبت موجها ، جملگی از بازگشت روند حکایت می کنند.نقطه 914 قیمت معقولی برای هدف موج پنجم است ، زیرا بر روی طراز اصلاحی 0.618 فیبوناچی  از بازار 1978-1976 ، قرار دارد.

همواره استثنائاتی در مورد " خطوط راهنما" وجود دارد، اما بدون آنها تحلیل بازار تبدیل به علمی دقیق میشد، نه بررسی احتمالات بازار.با این وجود شما می توانید از طریق آگاهی از  خطوط" راهنما" و ساختار موج به اعتماد به نفس لازم برای شمارش صحیح موجها دست پیدا کنید. در واقع، شما می توانید از رفتار بازار برای تایید شمارش خود و از شمارش خود برای پیشبینی رفتار بازار استفاده کنید.

همچنین توجه داشته باشید که " خطوط راهنمای"  الیوت ، بیشتر جنبه های تحلیل تکنیکی سنتی مانند قدرت بازار و احساسات سرمایه گذاران را پوشش می دهد. نتیجه این است که تحلیل سنتی در حال حاضر از ارزش واعتبار بیشتری برای تعیین موقعیت بازار در ساختار موج الیوت، برخوردار شده است و استفاده از آن از سوی تحلیلگران توصیه می شود.

تصویر 2-16