با افتتاح حساب در کارگزار های منتخب از خدمات ما به رایگان استفاده نمائید
بخش اول معرفی
بخش دوم موج های Motive ( اصلی )
بخش سوم سابقه تاریخی و ریاضی امواج
بخش چهارم کاربردهای الیوت
بخش پنجم امواج بلند مدت و ترکیب به روز شده
بخش ششم سهام و کالاها
  • ۱-۶ سهام و کالاها
  • ۲-۶ کالاها
  • ۳-۶ طلا
بخش هفتم رویکردهای دیگر به بازار سهام و ارتباط آنها با اصول امواج
بخش هشتم الیوت می گوید
بخش نهم ضمیمه
بخش دهم خلاصه

۳-۶ طلا

طلا در سالهای اخیر غالبا به شکلی خلاف روند معمول بازار سهام حرکت داشته است. تغییر روند قیمت طلا به سمت بالا پس از یک روند رو پایین غالبا به طور همزمان با با روند تضعیف سهام رخ می‌دهد، و بلعکس. از اینرو، یک قرائت الیوت از قیمت طلا به شرایطی بستگی دارد که شواهدی را برای یک روند رو به کاهش Dow فراهم می‌آورد. 

در آوریل 1972، دولت آمریکا قیمت ثابت دیرپای خود برای طلا را از 35 دلار برای هر اونس به 38 دلار برای هر اونس افزایش داد، و در فوریه 1973 مجددا آن را به 42.22 دلار افزایش داد. این قیمت «رسمی» مورد استفاده بانکهای مرکزی برای اهداف تبدیل‌پذیری نرخ ارز و روند افزایشی قیمت غیررسمی در اوائل دهه هفتاد منتج به آن چیزی شد که سیستم «دو رده‌ای» نامیده می‌شد. در نوامبر 1973، قیمت رسمی و سیستم دو رده‌ای به خاطر کارهای اجتناب‌ناپذیر عرضه و تقاضا در بازار آزاد منسوخ شدند.

قیمت بازار آزاد طلا از 35 دلار به ازاء هر اونس در ژانویه 1970 رشد یافت، و به یک پیک پایانی «ثبات لندن» ( London fix ) 197 دلار برای هر اونس در 30 دسامبر 1974 رسید. سپس بهای آن شروع به کاهش کرد، و در 31 اوت 1976 به کف 103.50 دلار رسید. «دلایل» بنیادین برای این کاهش عبارت بودند از اینکه این کاهش به خاطر فروش طلای شوروی، فروش طلای خزانه آمریکا و حراجیهای I.M.F. بوده است. از آن زمان، قیمت طلا به طرز چشمگیری بهبود یافته و مجددا روند آن افزایشی بوده است.

با وجود تلاشهای خزانه آمریکا برای کاستن از نقش پولی طلا و فاکتورهای احساسی پرتاثیر موثر بر طلا به عنوان یک انبار ارزش و یک واسطه تبادلی، قیمت آن یک الگوی الیوت روشن ناگزیر را دنبال کرده است. شکل 11-6 یک گراف طلای لندن است، و بر روی آن بر روی آن ما برچسبهای موج درست را مشخص نموده‌ایم. توجه داشته باشید که اوج گرفتن از برخیزش بازار آزاد تا پیک در 179.50 دلار برای هر اونس در سوم آوریل 1974 یک توالی کامل پنج موجی است. بهای حفظ شده رسمی 35 دلار برای هر اونس پیش از 1970 مانع از شکلگیری موج پیش از آن زمان شد و بدین طریق به خلق مبنای بلندمدت ضروری کمک کرد. شکست دینامیک از آن مبنا تطابق خوبی با این معیار برای روشنترین برشماری الیوت برای یک کالا دارد، و روشن است.

این پیشرفت پنج موجی شدید یک موج تقریبا کامل را شکل می‌دهد، که در آن پنجمی خاتمه خوبی در برابر مرز بالایی کانال روندی دارد (نشان داده شده است). روش طرحریزی هدف فیبوناتچی معمول برای کالاها از این جهت تکمیل می‌شود که رشد 90 دلاری برای پیک موج مبنایی را برای سنجش فاصله با اوج حقیقی ( orthodox top ) فراهم می‌آورد. $90 x .618 = $55.62 است، که وقتی به پیک موج III در 125 دلار افزوده شود، 180.62 دلار را نتیجه می‌دهد. قیمت واقعی در پیک موج V 179.50 دلار بود، که در واقع بسیار نزدیک بود. همچنین شایان ذکر است که در 179.50 دلار، قیمت طلا بیش از پنج برابر (یک عدد فیبوناتچی) قیمتش در 35 دلار ضرب شده بود.


تصویر 6-11


سپس در دسامبر 1974، پس از افول موج اولیه ، قیمت طلا به یک رکورد تاریخی حدود 200 دلار برای هر اونس رسید. این موج موج یک اصلاح هموار بسط یافته بود، که به سمت بالا در امتداد خط کانال پایینی خزش یافت، همانطوری که برای پیشرفت موجهای اصلاحی رخ می‌دهد. همانطور که از مشخصه یک موج B پیداست، در ساختگی این پیشرفت هیچ جای تردیدی وجود نداشت. اول اینکه پس زمینه خبری، همانگونه که همه می‌دانستند، ظاهرا برای طلا وضعیت صعودی داشت. زیرا قانونی شدن مالکیت آمریکایی در 1 ژانویه 1979 محقق شد. موج ، به شکلی ظاهرا معیوب ولی ظاهرا دارای منطق بازار، دقیقا در آخرین روز 1974 به اوج خود رسید. ثانیا سهام استخراج طلا، هم آمریکای شمالی و هم آفریقای جنوبی، به طرز قابل توجهی عملکردی کمتر از حد از قبل داشت، که نشانه‌ای از خودداری از تایید تصویر صعودی مفروض بود.  

موج ، به عنوان یک فروپاشی مخرب، توام با کاهشی شدید در ارزشگذاری سهام طلا بود، که برخی را به جایی می‌برد که پیشرفتهایشان را در سال 1970 آغاز کردند. از جنبه قیمت صعودی، نویسندگان این مقاله در اوائل 1976 به وسیله این رابطه معمول محاسبه شد که کف قیمت در حدود 98 دلار رخ می‌دهد، چرا که طول موج در 51 دلار، ضرب در 1.618، برابر با 82 دلار است، که سپس از اوج حقیقی در 180 دلار تفریق شد، که هدفی را در 98 دلار می‌دهد. کف برای این اصلاح تا حدود زیادی درون محدوده موج چهارم قبلی درجه کمتر و بسیار نزدیک به هدف بود، و در 25 اوت 1976، که درست بین پیک بازار سهام نظریه داو( Dow Theory ) در ژوئیه و پیک اندکی بالاتر DJIA در سپتامبر، بود که به قیمت نهایی لندن 103.50 دلار رسید.

پیشرفت متعاقب تاکنون چهار موج الیوت کامل را به خود دیده و وارد موج پنجمی شده که قاعدتا قیمت طلا را به رکورد تاریخی جدیدی سوق خواهد داد. شکل 12-6 یک تصویر کوتاه‌مدت از سه موج اول رو به بالا از کف اوت 1976 را نشان می‌دهد، که در آن هر موج پیشرو مشخصا به یک تکانه پنج موج تقسیم می‌شود. هر موج رو به بالا همچنین با یک کانال روند الیوت بر روی کاغذ چارت semilog تطابق دارد. شیب این افزایش به اندازه پیشرفت اولیه بازار گاو نر تیز است، که یک انفجار یکباره پس از سالها کنترل قیمت بود. به نظر می‌رسد که افزایش فعلی عمدتا بازتاب‌دهنده کاهش ارزش دلار باشد، چرا که از جنبه ارزهای دیگر، طلا چندان به رکورد بالای تاریخش نزدیک نیست.


تصویر 6-12


از آنجا که قیمت طلا سطح موج چهار قبلی را در یک روند کاهشی نرمال قرار داده است، این برشماری می‌تواند یک توالی پنج موجی تقریبا تکمیل شده یا یک بسط موج سوم در حال توسعه باشد، که گویای در راه بودن شرایط ابرتورمی است که تحت آن هم بازار سهام و هم کالاها با هم افزایش می‌یابند، اگرچه ما هیچ نظر قطعی درباره این موضوع نداریم. با این حال، اصلاح تخت بسط یافته Ⓐ-Ⓑ-Ⓒ به طور ضمنی به محرکه قابل توجه در موج بعدی به رکورد بالای جدیدی اشاره دارد. اگرچه باید به خاطر داشت که کالاها می‌توانند بازارهای گاو نر محدودی را شکل دهند، بازارهایی که لزومی ندارد به امواج بالاتر و درجه بالاتر توسعه یابند. از اینرو، لزوما نمی‌توان اینگونه فرض کرد که طلا وارد یک موج سوم عظیم از کف در 35 دلار شده است. اگر این پیشرفت یک توالی پنج موج متمایز را از کف در 103.50 دلار شکل دهد که با تمام قواعد الیوت پایبندی دارد، باید به عنوان یک سیگنال فروش حداقلی موقتی لحاظ شود. تحت تمام موارد، سطح 98 دلاری باید گستره حداکثری هرگونه کاهش مهم باشد.

طلا، از جنبه تاریخی، یکی از لنگرگاههای حیات اقتصادی، با دستاوردهای مناسب است. این چیزی بیش از انضباط برای ارائه به دنیا ندارد. شاید به این علت است که سیاستمداران بی وقفه برای نادیده گرفتن آن، محکوم کردن آن، از اعتبار انداختن تلاش می‌کنند. با این وجود، همیشه به نظر می‌رسد که دولتها منبعی دقیق برای مدیریت دارند. امروز، طلا در بالهای تامین مالی جهانی به عنوان یادگاری از روزگاران قدیم مطرح است، ولی با این وجود یک پیشگام آینده نیز به شمار می‌رود. این زندگی انضباط یافته زندگی مولد است، و این مفهوم برای تمام سطوح تلاش کاربرد پیدا می‌کند، از خرده کشاورز تا تامین مالی بین‌المللی.

طلا همیشه در طی تاریخ بشر مخزن ارزش به شمار می‌رفته است، و اگرچه قیمت طلا ممکن است برای یک دوره طولانی ثبات بماند، ولی همیشه بیمه‌ای خوب برای برخی است تا زمانی که سیستم پولی جهان به شکلی هوشمند نوطراحی شود، تحولی که اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد، چه بر حسب طراحی رخ دهد و چه از طریق محرکه‌های اقتصادی طبیعی. اینکه کاغذ جایگزینی برای طلا به عنوان یک مخزن ارزش نیست احتمالا یکی دیگر از قوانین طبیعی است.