با افتتاح حساب در کارگزار های منتخب از خدمات ما به رایگان استفاده نمائید
بخش اول معرفی
بخش دوم موج های Motive ( اصلی )
بخش سوم سابقه تاریخی و ریاضی امواج
بخش چهارم کاربردهای الیوت
بخش پنجم امواج بلند مدت و ترکیب به روز شده
بخش ششم سهام و کالاها
  • ۱-۶ سهام و کالاها
  • ۲-۶ کالاها
  • ۳-۶ طلا
بخش هفتم رویکردهای دیگر به بازار سهام و ارتباط آنها با اصول امواج
بخش هشتم الیوت می گوید
بخش نهم ضمیمه
بخش دهم خلاصه

۳-۳ بخش طلایی

هر طول را می توان به گونه ای تقسیم کرد که ضریب بین بخش کوچکتر و بخش بزرگتر برابر با ضریب بین بخش بزرگتر به کل باشد ( شکل 3-3 را ببینید) . این ضریب همیشه 0.618  است . 


شکل 3-3


بخش طلایی در طبیعت روی می دهد . در واقع، بدن انسان پرده ای از بخشهای طلایی است ( شکل 9-3 را ببینید ) ، در هر چیزی از ابعاد خارجی تا چینش ظاهری . افلاطون در تیمنوس به پیتر تامکینز می گوید : تا جایی پیش رفته است تا فی را بررسی کند، و نسبت بخش طلایی بدست آمده، بیشتر محدود کننده روابط ریاضی است ، و آن را به عنوان کلیدی برای فیزیکی کیهانی درنظر گرفته است ) .   در قرن شانزدهم ، ژوهانز کاپلر ، در نوشته ای درباره بخش طلایی یا الهی ، گفته است که این بخش تشریح کننده مجازی همه خلقت و خلاقیت نمادین خدا از چیزی شبیه خودش است . انسان در ناف به بخش طلایی تقسیم شده است . میانگین آماری تقریبا برابر 0.618 است .این ضریب به صورت جداگانه برای مردان و به صورت جداگانه برای زنان صدق می کند، یک نماد خوب از خلاقیت چیزی شبیه خود . آیا رشد انسان نیز ، خلقتی از چیزی شبیه خود است ؟ 



شکل 3-4

مستطیل طلایی 


اضلاح مستطیل طلایی دارای نسبت 1.618 به 1 است . برای ساخت یک مستطیل طلایی، با مربع 2 واحد در 2 واحد شروع کرده و یک خط از نقطه میانی یک ضله مربع به گوشه شکل گرفته در ضلع مقابل مانند شکل 4-3 بکشید . 

مثلث EBD یک مثلث قائم الزاویه است . فیثاغورس ، در 550 قبل از میلاد ثابت کرده است که مربع وتر (X) یک مثلث قائم الزاویه برابر مجموع مربعات دو ضلع دیگر است . بنابراین در این حالت داریم X2 = 22 + 12 و یا X2 = 5 . طول خط EB باید مربع ریشه 5 باشد . مرحله بعدی در ساخت مستطیل طلایی گسترش خط CD است، و قراردادنEG برابر با ریشه مربع 5 یا 2.236واحد طول که در شکل 5-3 نشان داده شده است . زمانی که کامل شد، اضلاع مستطیل دارای نسبت ضریب طلایی هستند، بنابراین دو مستطیل AFGC  و BFGD مستطیل های طلایی هستند . اثبات به صورت زیر است : 


شکل 3-5




چون اضلاع مستطیل در نسبت ضریب طلایی قراردارند ، آنگاه مستطیل ها طبق تعریف ، مستطیلهای طلایی هستند. 

کارهای هنری به میزان زیادی دا آگاهی از مستطیل طلایی رشد کرده اند . این مستطیلها دارای قدرت فریبنده ای از لحاظ ارزش و استفاده در مصر باستان و در یونان و در دوران رنسانس داشتند، و همه نشانه هایی از تمدن بودند . لئوناردو داوینچی توجه زیادی به ضریب طلایی داشت . او همچنین علاقه زیادی به نسبتهای آن داشت و می گفت ( اگر چیزی ظاهر درستی نداشته باشد، کار نمی کند ) . بسیاری از نقاشی های او دارای ظاهر صحیحی است، چون به صورت آگاهانه از مستطیل طلایی برای ارتقای ظاهر آنها استفاده کرده است . معماران باستان و مدرن ، بخصوص آنهایی که پارتنون را در آتن ساختند، از مستطیل طلایی در طرحهای خود استفاده کردند . 

یقینا، نسبت فی بر بیننده نیز تاثیر دارد . آزمایشان نشان داده است از دیدگاه زیبایی شناسی افراد آن را جالب می دانند . برای نمونه از افراد خواسته شد تا یک مستطیل را دز گروهی از انواع مختلف مستطیلها انتخاب کنند . میانگین انتخاب عموما به شکل مستطیل طلایی نزدیک بود . زمانی که خواسته شد میله ای را با میله دیگری انتخاب کنند که دوست دارند، افراد عموما از میله ای استفاده کردند که میله دیگر را به نسبت فی تقسیم می کرد . پنجره ها، قابهای عکس ، ساختمانها، کتابها و قبرها اغلب دارای مستطیلهای طلایی هستند . 

مانند بخش طلایی، ارزش مستطیل طلایی به شدت محدود به زیبایی است،اما یقینا دارای عملکرد نیز هست . در میان مثالهای مختلف، جالی ترین آن ساختار دو قطبی DNA است که مستطیل طلایی دقیقی را در فواصل مشخص از پیچهای خود می سازد ( شکل 9-3 ) . 

درحالی که بخش طلایی و مستطیل طلایی نشان دهنده اشکال ایستای طبیعت و زییایی و عملکرد ظریف انسان ساز است، نمایش دینامیک جالب زیبایی شناختی، به عنوان روند منظم رشد و یا ارتقا ، با یکی از اشکال قابل توجه در جهان ساخته شده است، یعنی مارپیچ طلایی.


مارپیچ طلایی 


مستطیل طلایی را می توان برای ساخت یک مارپیچ طلایی استفاده کرد . هر مستطیل طلایی ، مانند شکل 5-3 را می توان به مربع و مستطیل طلایی کوچکتر تبدیل کرد که در شکل 6-3 نشان داده شده است . این روند از لحاظ نظری می تواند تا بینهایت ادامه یابد . مربعهای نهایی که ما ترسیم می کنیم، و به نظر متمایل به داخل هستند، به صورت A, B, C, D, E, F و G نامیده میشوند . 

خطوط نقطه چین، که خود در بخش طلایی یکدیگر هستند، مستطیل ها را به صورت مورب به دو نیم تقسیم کرده و مرکز نظری مربع مایل را دقیقا مشخص می کنند . از نزدیک این نقطه مرکزی، می توانیم مارپیچ نشان داده شده در شکل 7-3 را با ارتباط با یک منحنی از نقاط متقاطع برای هر مربع مایل رسم کنیم ، تا اندازه را افزایش دهیم . همانطور که مربع به داخل و خارج متمایل می شود، نقاط ارتباط آنها به مارپیچ طلایی نزدیک می شود .



شکل 3-6

شکل3-7


در هر نقطه در رشد مارپیچ طلایی، ضریب طول کمان به قطر آن 1.68  است . در عوض ، قطر و شعاع با نسبت 1.618 بات قطر و شعاع 90 درجه دورتر مرتبط هستند، که در شکل 8-3 نشان داده شده است 



شکل 3-8


مارپیچ طلایی، که نوعی لگاریتم یا متساوی الزوایا است، هیچ مرزی ندارد و یک شکل ثابت است . از هر نقطه در کنار آن، مارپیچ در جهات داخل و خارج تا بینهایت ادامه می یابد . دسترسی به مرکز و نقطه خارجی ممکن نمی باشد . هسته مارپیچ لگاریتمی در شکل 8-3 ، اگر با یک میکروسکوپ نگاه کنیم، شبیه گسترشی است که از چند سال پیش می باشد . 

درحالی که اشکال هندسی اقلیدسی ( بجز برای هذلولی) عموما نشان دهنده سکون هستند، یک مارپیچ نشان دهنده حرکت، رشد و زوال، گسترش و ساخت، توسعه و افت است . مارپیچ لگاریتمی، توسعه اصلی پدیده رشد طبیعت است که در کل جهان یافت شده است . این مارپیچ مقیاسهای به کوچکی حرکت ذرات اتمی و به بزرگی کهکشانها را پوشش می دهد . آنطور که دیوید برگامینی ، نویسنده ریاضیات ( مجموعه کتابخانه علوم کتابهای زندگی – زمان) بیان می کند ، دنباله یک ستاره دنباله دار، دارای منحنی از خورشید به مارپیچ لگاریتمی می باشد . باکتری با نرخ  شتاب داری رشد می کند که می توان آن را در مارپیچ لگاریتمی ترسیم کرد . زمانی که شهاب سنگها سطح زمین را می شکافند ، موجب گودالهایی می شوند که متناسب با مارپیچ فضایی هستند . میکروسکوپ الکترونی که روی شبه کریستال آزمایش می کند، نشان دهنده مارپیچ های لگاریتمی است . مخروطهای کاج، اسب های دریایی، پوسته حلزون، پوسته نرم تنان ، موجهای اقیانوس، سرخسها ، شاخ حیوانات و ترتیب منحنهای دانه ها روی گل آفتابگردان و گل مروارید همه اشکالی از مارپیچهای لگاریتمی هستند . ابرهای طوفانی، گردابها و کهکشانهای که در فضای خارجی هستند در مارپیچهای لگاریتمی می گردند . حتی انگشت انسان، که ترکیبی از سه بند در بخشهای طلایی نسبت به یکدیگر هستند، شکل مارپیچ برگ خشک پوینستیا را در زمان حلقه شدن به خود می گیرد . در شکل 9-3 ، بازتابی از این تاثیر کیهانی در اشکال مختلف را می بینیم . برای مدت طولانی و چندین سال نوری در فضا، حالت مخروطی و کهکشانها از هم جدا شده اند، اما طرح آنها مشابه است، یک مارپیچ فضایی ، شکل اصلی بر ساختارهای پویای طبیعت حاکم است . برخی از اشکال نشان داده شده شامل ضریب فیبوناچی هستند، خواه دقیق یا نسبی باشند . برای مثال، مخروط کاج و گل آفتاب گردان دارای تعداد واحد فیبوناچی در حلقه خود هستند، یک شبه بلور نشان دهنده ستاره پنج گوشه است، و شعاع پوسته حلزون با نرخ ضرب 1.7-1.6 به ازای نیم حلقه توسعه می یابد . مارپیچ لگاریتمی قبل از استفاده در شکل نمادین به عنوان یکی از طرحهای زمین طبیعی گسترش یافته است، نیروی انقباض و انسباط بی نهایت ، یک قانون ایستا که بر روند پویا حاکم است، و دارای ضریب پایدار 1.618  است، یا میانگین طلایی .