با افتتاح حساب در کارگزار های منتخب از خدمات ما به رایگان استفاده نمائید
بخش اول معرفی
بخش دوم موج های Motive ( اصلی )
بخش سوم سابقه تاریخی و ریاضی امواج
بخش چهارم کاربردهای الیوت
بخش پنجم امواج بلند مدت و ترکیب به روز شده
بخش ششم سهام و کالاها
  • ۱-۶ سهام و کالاها
  • ۲-۶ کالاها
  • ۳-۶ طلا
بخش هفتم رویکردهای دیگر به بازار سهام و ارتباط آنها با اصول امواج
بخش هشتم الیوت می گوید
بخش نهم ضمیمه
بخش دهم خلاصه

۳-۲ برابری موج

یکی از دستورالعملهای "اصل موج" اینستکه در یک توالی ۵ موجی جنبشی ، معمولا دو موج از لحاظ اندازه و زمان تمایل به برابری از خود نشان می دهند. این تمایل در دو موجی وجود دارد که ممتد نیستند، بویژه اگر موج امتداد یافته موج ۳ باشد. اگر این دو موج امتداد نیافته کاملا باهم برابر نباشند به احتمال زیاد دارای نسبت ۰.۶۱۸ خواهند بود ( فصل ۳ و ۴ ). 

وقتی که موجها در درجه بزرگتر از "متوسط" قرار دارند، معمولا نسبتهای قیمت را به در صد بیان می کنند. بنا براین در چرخه موج ممتدی که از سال ۱۹۴۲ تا ۱۹۶۶ ادامه داشت، مشخص است که طول موج (۱) از درجه "اصلی" ، ۱۲۰ پیپ است ، که سود ۱۲۹٪ را در زمان ۴۹ ماه از خود نشان می دهد ، در حالیکه طول موج (۵) درجه "اصلی" ۴۳۶ پیپ است و سود آن معادل ۸۰٪ است که در مدت زمان ۴۰ ماه به دست آمده است. نسبت آن به موج یک برابر با ۰.۶۱۸  می باشد۷۹.۷ = ۰.۶۱۸ * ۱۲۹ که این ارقام بسیار متفاوت از سود ۳۲۴٪، موج (۳) که در مدت ۱۲۶ ماه به دست آمده است، می باشند. بشکل ۵-۵ نگاه کنید. 

زمانی که موجها از درجه " متوسط" یا کوچکتر باشند، برابری موجها را می توان با مدل حسابی نیز بیان کرد که تقریبا مشابه بیان نسبت به درصد می باشد. در پایان رالی سال ۱۹۷۶، می بینیم که  اندازه موج ۱ ، ۳۵.۲۴ پیپ است که در مدت زمان ۴۷ ساعت ، به دست آمده ، در حالیکه اندازه موج ۵ در همین مدت (۴۷ ساعت)  ۳۴.۴۰ پیپ است که تقریبا با هم برابرند. دستورالعمل برابری اغلب بسیار دقیق است.


رسم موجها

همیلتون بولتون همیشه از نمودار خطی یک ساعته استفاده می کرد ، که در آن  قیمت بسته شدن در پایان هر ساعت نشان داده میشود. نویسندگان این کتاب نیز از همین نمودار استفاده می کنند. الیوت نیز خود قطعا از همین روش استفاده می کرد، زیرا در " اصل موج" ، برای نشان دادن قیمت سهام از ۲۳ فوریه تا ۳۱ مارس ۱۹۳۸ ، نمودار یک ساعته را به کار گرفته است. کسانی که علاقه مند به نظریه الیوت هستند و از " اصل موج" تبعیت می کنند، استفاده از نمودار یک ساعته داو جونز که توسط "وال استریت ژورنال و بارون" منتشر می شود را بسیار مفید و آموزنده یافته اند. این یک کار ساده است که تنها به چند دقیقه زمان در هفته نیاز دارد. نمودارهای "میله ای" خوب هستند اما استفاده از ان به خاطر نشان دادن نوساناتی که در هنگام باز شدن "میله" جدید اتفاق می افتند ، می تواند که گمراه کننده نیز باشد. در تمام تحلیلها باید از قیمتهای واقعی به ثبت رسیده استفاده کرد. نشر چیزی که از آن به عنوان قوانین باز شدن قیمت و نظریه معاملات روزانه داو جونز نام برده میشود، صرفا جنبه آماری داشته ونمی تواند منعکس کننده میانگین قیمت در یک لحظه مشخص باشد.  به این ترتیب این اعداد مجموع قیمتهای باز شدن سهام را نشان می دهند که می تواند مربوط به زمانهای مختلفی باشد و همچنین کف وسقفهای روزانه سهام مختلف را، بدون اشاره به زمان دقیق تشکیل آنها ، نشان میدهند.

مهمترین هدف اصلی طبقه بندی امواج تعیین جهت و موقعیت دقیق  قیمت در روند بازار سهام می باشد. این امر تا زمانیکه شمارش موجها واضح باشد مانند زمانیکه بازار دارای حرکات سریع و هیجانی (بویژه در هنگام تشکیل موج های انگیزشی ) ، باشد کار ساده ای است. در این گونه موارد توجه به زیر موجها در نمودارهای کوتاه مدت ضروری است. اگرچه در بازارهای کم رمق و بدون جهت به خصوص در موجهای اصلاحی ، ساختار موجها پیچیده تر و زمان تکمیل آنها نیز طولانی تر می شود.در این مواقع استفاده از یک نمودار با بازه طولانی اغلب به طور موثری روند حرکت در مسیر   الگوی در حال تشکیل  را نشان میدهد. زمانهایی وجود دارند که می توان روندهای جنبی و اصلاحی را از طریق به کاربردن صحیح "اصل موج"، به خوبی پیشبینی کرد ( مثلا پیشبینی موج ۴ در زمانیکه موج ۲ دارای الگوی زیگزاگ باشد). حتی زمانیکه انتظار وقوع موجهای پیچیده و کم تحرک را داریم که دو تا از کسل کننده ترین حالاتی هستند که برای یک تحلیل گر می تواند اتفاق بیافتد. بدون شک آنها بخشی از واقعیت بازار هستند که باید در نظر گرفته شوند. تحلیگران به شدت توصیه می کنند که در چنین اوقاتی از بازار دور باشید و از سودهایی که در موقع تشکیل موجهای سریع و انگیزشی به دست آورده اید ، لذت ببرید. شما نمی توانید بازار را وادار به حرکت کنید. او به شما گوش نمی دهد. وقتی که بازار در حال استراحت است شما نیز همان کار را انجام دهید. 

روش صحیح بررسی بازار سهام استفاده از نمودارهای نیمه لگاریتمی است ، زیرا نمایش گذشته بازار  بر اساس  درصد ، بیشتر قابل فهم و درک است. برای سرمایه گذار مهم است که بداند چه درصدی از  سود یا زیان نصیبش شده است تا اینکه بازار چند پیپ حرکت کرده است. مثلا ۱۰ پیپ حرکت در سهام داو جونز در سال ۱۹۸۰ معادل یک ۱٪‌ سود بود ، اما در اوایل سالهای ۱۹۲۰ ، ۱۰ پیپ حرکت  با ۱۰٪  سود برابری می کرد که دارای اهمیت زیادی بود. با اینحال به منظور مطالعه ساده تر نمودارها ، پیشنهاد می کنیم که برای بازه های طولانی که دارای تغییرات بیشتری هستند، از نمودارهای نیمه لگاریتمی استفاده کنید . برای بررسی بازار در بازه یک ساعته ، مقیاس حسابی مناسبتر است زیرا مثلا ۴۰ پیپ حرکت در سهام داو جونز وقتی که قیمت ۸۰۰ است با ۴۰ پیپ حرکت وقتی که قیمت ان ۹۰۰ باشد زیاد (از لحاظ نمایش آن به درصد ) تفاوتی نمی کند. در نتیجه تکنیک های "کانالیزه " کردن در نمودارهای حسابی برای بازه های کوتاهتر ، بهتر عمل می کند.


تکنیک کانالیزه کردن 

الیوت دریافت که خطوط کانال در تعیین مرزهای بالا وپایین یک موج انگیزشی  اغلب به طرزی دقیق عمل می کنند. شما باید هر چه سریعتر آن را رسم کنید تا بتوانید اهداف قیمتی موج و روند آینده ان را تعیین کنید.

برای رسم کانال اولیه در یک موج انگیزشی شما به سه نقطه مرجع نیاز دارید.وقتی که موج ۳ به پایان می رسد ، نقاط شماره گذاری شده ۱ و ۳ را به هم وصل کنید و خطی موازی با ان را در نقطه ای که به عنوان موج ۲ شماره گذاری شده است منتقل کنید ( شکل ۲-۸ ). این ساختار یک مرز تخمینی برای تعیین حدود موج ۴ را به دست می دهد. ( در بیشتر موارد، موج ۳ به حدی دور می شود که نقطه آغازین از کانال نهایی حذف می شود.)

اگر موج چهارم قبل از آنکه کانال را لمس کند به پایان برسد، به منظور تخمین زدن انتهای موج ۵ ،شما باید کانال را دوباره تنظیم کنید. اگر اندازه موج ۱ و ۳ طبیعی باشد ، خط بالایی کانال که از نوک موج ۳ رسم می شود، باید بتواند انتهای موج ۵ را همانطور که در شکل ۲-۹ نشان داده شده است ، به دقت  پیشبینی کند . اگر موج ۳ بیش از اندازه قوی باشد و حالت عمودی داشته باشد، انگاه خط موازی که از نوک قله آن رسم می شود ممکن است که زیادی مرتفع باشد. تجربه نشان داده است که خط موازی که از قله موج ۱ رسم می شود مناسبتر است. همانطور که در تصویر ارائه شده از شمش طلا از تاریخ اوت ۱۹۷۶ تا مارس ۱۹۷۷ مشاهده می شود(شکل ۶-۱۲). در بعضی حالات ممکن است که بهتر باشد خطوط موازی را از قله های موج ۱ و ۳ رسم کنید و از آنها به عنوان هشدار دهنده  استفاده کنیم تا زمانی که قیمت به یکی از آنها رسید، با توجه به مشخصات حجم و شمارش زیر موج ها در آن نواحی بتوانیم اقدام مناسب را به منظور شمارش صحیح انجام دهیم.

تصویر ۲-۹ 


همیشه به خاطر داشته باشید که تمام درجه های یک روند در یک زمان عمل می کنند.مثلا یک موج ۵ از درجه متوسط که درون یک موج ۵ از درجه اصلی قرار دارد ، هر دو همزمان وقتی که قیمت به خط کانال بالایی میرسد ، تکمیل می شوند یا گاهی یک پرتاب ( جهش قیمت) که از درجه "سوپر سیکل" اتفاق می افتد دقیقا در همان زمانی موج از درجه خود را تکمیل می کند که قیمت از درجه "سیکل" به خط بالایی کانال می رسد.

اصلاحات از نوع زیگزاگ اغلب کانالهایی با ۴ نقطه تماس تشکیل می دهند.یک خط نقطه شروع موج A را به انتهای موج B وصل می کند و خط دیگر انتهای موج A را به انتهای موج C وصل می کند. وقتی که خط اول مشخص شد ، خط موازی با آن که از انتهای موج A رسم می شود ابزاری مناسب برای تشخیص دقیق انتهای کل موج اصلاحی است.


از حد گذشتن ( trow-over)

در یک کانال موازی یا خطوط همگرای "قطری های پایان دهنده"، اگر یک موج ۵ به خط  روند بالایی نزدیک شود و حجم معامله کاهش یابد، نشان دهنده اینستکه پایان موج نزدیک است. اگر در هنگام تشکیل موج 5 و نزدیک شدن به خط بالایی کانال ، حجم معامله زیاد باشد ، به احتمال زیاد قیمت از خط بالایی عبور می کند. الیوت این رویداد را " از حد گذشتگی"، نامید. موج ۴ از درجه کوچک در نزدیکی خط بالایی کانال حرکتی جنبی را از خود نشان میدهد و سپس موج ۵ با افزایش حجم  در حرکت نهایی، خط بالایی کانال را شکسته و از ان عبور می کند.

گاهی اوقات از قبل می توانیم نشانه های "از حد گذشتگی" را شناسایی کنیم. در این گونه مواقع با یک "فرو ریختگی" مواجه هستیم ، بدین معنا که قیمت در موج ۲ یا ۴ به زیر خط کانال نفوذ می کند( شکل -10) . برگشت سریع قیمت به بالای خط ، می تواند نشانه ای بر وقوع "از حد گذشتگی" در موج ۵ ، باشد. در بازارهای نزولی نیز این اتفاق با همان ویژه گی ها رخ می دهد. الیوت به درستی هشدار داد که "از حد گذشتگی" در موجهای با درجه بالا، شناسایی موجهای از درجه پایین تر را دشوار می سازد. زیرا در حین انجام " از حد گذشتگی"، کانالهای موجهای از درجه کوچکتر نیز شکسته می شوند. شکلهای ۱-۱۷ ، ۱-۱۹ و ۲-۱۱ نمونه های واقعی از  "حد گذشتگی" را نشان می دهند.


تصویر ۲-۱۰



مقیاس 


الیوت ادعا کرد که ضرورت کانالیزه کردن در مقیاس نیمه لگاریتمی نشان دهنده وجود تورم است. تا امروزه هیچ دانش آموزی که "اصل موج" را به کار می بندد این فرض را که به طور واضحی اشتباه است، مورد سوال قرار نداده است. ظاهرا بعضی از تفاوت هایی که مورد نظر الیوت است ناشی از اختلاف در درجه امواجی است که او در حال بررسی آنها بوده است. هر چه درجه موج بزرگتر باشد ، ضرورت استفاده ار مقیاس لگاریتمی بیشتر احساس می شود. از طرف دیگر کانالهای تقریبا کاملی که در مقیاس نیمه لگاریتمی از سال ۱۹۲۱ الی ۱۹۲۹ ( شکل ۲-۱۱ ) و در مقیاس حسابی از سال ۱۹۳۲ الی ۱۹۳۷ ( شکل ۲-۱۲ ) در بازار تشکیل شد ،مشخص می کند که موجهای هم درجه ، تنها زمانی کانال روند صحیح را تشکیل می دهند که مقیاسی مناسب برای آنها انتخاب شود. روند بازار صعودی سالهای ۱۹۲۰ که درمقیاس حسابی نشان داده شده است تا مرز بالایی کانال و کمی فراتر از آن گسترش یافته ، در حالیکه  روند بازار سالهای ۱۹۳۰ که در مقیاس نیمه لگاریتمی نمایش داده شده است ،کمی نرسیده به خط بالایی کانال حرکت خود را به پایان رسانده است.


                                                       تصویر ۲-۱۲                                                           تصویر ۲-۱۱

 

با توجه به اظهار نظر الیوت در باره تورم ، خاطر نشان می کنیم که در طی سالهای ۱۹۲۰ ، در واقع شرایط ضد تورمی حاکم بود، زیرا شاخص قیمت مصرف کننده (CPI )به میزان ۵% در سال کاهش را نشان می دهد، در صورتیکه در طی سالهای ۱۹۳۳ الی ۱۹۳۷ شرایط بازار، نسبتا تورمی بوده و شاخص مصرف کننده رشدی معادل ۲.۲% در سال را به ثبت رسانده است.  توجه به این زمینه پولی ، ما را متقاعد میکند که عامل تورم دلیل اصلی استفاده از مقیاس نیمه لگاریتمی نیست. در حقیقت  گذشته از تفاوت کانالیزه کردن، این دو موج از درجه "سیکل" ،به طرز حیرت انگیزی شبیه به هم هستند: مضارب قیمت در هر دو موج  به هم نزدیکند( به ترتیب ۶ مرتبه و ۵ مرتبه)، موج ۵ در هر دو ممتد است و موجهای سوم در هر دو به یک میزان رشد داشته است.تفاوت اساسی در این دو بازار صعودی ، مربوط به شکل و طول زمان زیر موجهای آنها است. 

در نهایت می توانیم چنین اظهار کنیم که ضرورت استفاده از مقیاس نیمه لگاریتمی برای شرایطی است که بنا بر هر دلیل روانشناسی جمعی  که بتوان برای آن اقامه کرد، موج در فرایند شتاب و گستردگی قرار داشته باشد. تنها با در دست داشتن قیمت و تخصیص مدت زمان مشخص ، هر شخصی می تواند کانال فرضی الیوت را از نقطه شروع در هر دو مقیاس حسابی و نیمه لگاریتمی  با تنظیم شیب ۷۵ درجه رسم کند. بنابراین ، این پرسش که از کدام مقیاس برای رسم کانال موازی استفاده کنیم بدون پاسخ باقی می ماند.  اگر در مقیاسی که انتخاب کرده اید ،  قیمت به درستی در بین خطوط کانال قرار نگرفت ، احتمالا با تغییر مقیاس مشکل برطرف خواهد شد. به منظور آمادگی مواجهه با شرایط متفاوت ، بهتر است هر دو روش را مد نظر داشته باشید.