با افتتاح حساب در کارگزار های منتخب از خدمات ما به رایگان استفاده نمائید
بخش اول معرفی
بخش دوم موج های Motive ( اصلی )
بخش سوم سابقه تاریخی و ریاضی امواج
بخش چهارم کاربردهای الیوت
بخش پنجم امواج بلند مدت و ترکیب به روز شده
بخش ششم سهام و کالاها
  • ۱-۶ سهام و کالاها
  • ۲-۶ کالاها
  • ۳-۶ طلا
بخش هفتم رویکردهای دیگر به بازار سهام و ارتباط آنها با اصول امواج
بخش هشتم الیوت می گوید
بخش نهم ضمیمه
بخش دهم خلاصه

۲-۷ چرخه ها

رویکرد "چرخه" به بازار سهام در سال های اخیر بسیار متداول شده است، زیرا سرمایه گذاران به دنبال ابزارهایی هستند که به آنها کمک کند تا با روند ناپایدار و غیر مستقیم روبرو شوند. این رویکرد اعتبار زیادی دارد و در دست یک تحلیلگر خوب می تواند یک رویکرد عالی برای تجزیه و تحلیل بازار باشد. با این حال، به اعتقاد ما، هرچند که این رویکرد می تواند به اندازه بسیاری از ابزارهای فنی دیگر در بازار سهام پول ساز باشد، اما ماهیت واقعی قانون در پیشبرد بازار را منعکس نمی کند.

متاسفانه، درست همانطور که اصل موج الیوت در ارتباط با نظریه داو و یک یا دو روش مرتبط طرفداران زیادی را به وجود آورد که از اصل "همه بازارهای پر رونق دارای سه پایه هستند" پیروی می کردند، نظریه های چرخه اخیرا پیوستگی سفت و سختی به ایده "چرخه چهار ساله" توسط بسیاری از تحلیلگران و سرمایه گذاران به وجود آورده اند. بعضی از نظرات به نظر مناسب می آیند. اول، وجود هر چرخه به این معنا نیست که حرکت به سمت نقاط اوج جدید در نیمه دوم چرخه غیر ممکن است. اندازه گیری ها صرف نظر از اقدام مداخله در بازار همواره از کم به کم است. دوم، اگرچه چرخه چهار ساله برای دوره پس از جنگ (حدود سی سال) قابل مشاهده است، شواهدی از وجود آن قبل از آن زمان به صورت پراکنده و نامنظم وجود دارد که تاریخی را نشان می دهد که کاهش، گسترش، تغییر یا ناپدید شدن آن را در هر زمان ممکن می سازد.

برای کسانی که موفقیت را با استفاده از یک رویکرد چرخه ای پیدا کرده اند، ما احساس می کنیم که اصل موج می تواند یک ابزار مفید در پیش بینی تغییرات در طول دوره ها باشد که به نظر می رسد در زمان های مختلف، معمولا با هشدار کم یا بدون هیچ هشداری به وجود می آید و از بین می رود. به عنوان مثال، توجه داشته باشید که چرخه چهار ساله در اکثر موج های جریان فرعی II, III و IV  سوپر سایکل کاملا مشهود بوده است اما در موج I، یعنی بازار پر رونق 1932-1932 و قبل از آن، منحرف شده است. اگر ما به یاد بیاوریم که دو موج کوتاهتر در یک حرکت پر رونق پنج موجی کاملا مشابه هستند، می توان نتیجه گرفت که موج چرخه جریان V باید نسبت به هر موج دیگر در این دنباله، بیشتر شبیه به موج I (1932-37) باشد، زیرا موج III از سال 1942 تا 1966 موج گسترده بوده است و به دو موج محرک دیگر شباهت ندارد. بنابراین، موج جریان V باید یک ساختار ساده تر با طول های چرخه کوتاه تر باشد و می تواند موجب کاهش ناگهانی چرخه چهار ساله رایج به حدود سه سال و نیم شود. به عبارت دیگر، درون امواج، چرخه ها ممکن است به سمت پایدار بودن زمان تمایل پیدا کنند. با این وجود، زمانی که موج بعدی آغاز می شود، تحلیلگر باید برای تغییرات دوره ای هشدار دهد. از آنجایی که ما اعتقاد داریم که سقوط پیش بینی شده سال 1978 و 1979 توسط نظریه پردازان چرخه بر اساس چرخه چهار و نه ساله پیش بینی نشده است، می خواهیم نقل قول زیر را از "اصل موج الیوت – یک تجدید نظر" چارلز جی کالینز، که در سال 1954 توسط بولتون، ترومبلی و همکاران منتشر شد، ارائه دهیم:

الیوت به تنهایی در میان نظریه پردازان چرخه (با وجود این واقعیت که او در سال 1947 درگذشت، در حالی که دیگران زنده بودند) پیش زمینه ای از نظریه چرخه را مطابق با آنچه که واقعا در دوره پس از جنگ اتفاق افتاد (حداقل تا به امروز) ارائه می کند.

با توجه به رویکردهای چرخه ارتدوکس، سالهای 1951 تا 1953 چیزی شبیه یک هولاکاست در بازارهای اوراق بهادار و کالاها با تمرکز بر کاهش قیمت در این دوره به وجود آوردند. این که الگو به شکل پیش بینی شده عمل نکرد، احتمالا یک چیز خوب است، زیرا این در هاله ای از ابهام است که آیا جهان آزاد میتواند از رکودی جان سالم به در برده باشد که تقریبا طوری برنامه ریزی شده است که همانند سال های 1929-32 ویرانگر باشد.

به اعتقاد ما، تحلیلگر می تواند به طور نامحدود برای بررسی دوره های چرخه ثابت، با نتایج بی اهمیت تلاش کند. اصل موج نشان می دهد که بازار بیشتر از دایره ویژگی های یک مارپیچ را نشان می دهد، و همین طور بیشتر از یک دستگاه ویژگی های طبیعت را نشان می دهد


تصویر 7-3.


الگوی ده ساله


شکل 7-3 یک نمودار از "الگوی ده ساله" ارائه شده توسط Edson Gould and Anametrics, Inc. است که میانگین هفت دهه گذشته در بازار سهام را نشان می دهد. به عبارت دیگر، این نمودار بازتولید کنش DJIA، از زمان آغاز آن، برای دهه ی مرکب سالهای یک تا ده است. تمایل به کنش بازار مشابه در هر سال دهه به خوبی مستند شده است و به عنوان "الگوی ده ساله" نامیده می شود. اما رویکرد ما، به این دیدگاه یک معنای جدید و شگفت آور می دهد. برای خودتان نگاه کنید: یک موج الیوت کامل.


اخبار


در حالی که اکثر خبرنگاران مالی معتقدند که کنش بازار را با رویدادهای کنونی تشریح می کنند، اما به هیچ وجه ارتباط ارزشمندی وجود ندارد. اغلب روزها حاوی میزان فراوانی از اخبار خوب و بد است، که معمولا به صورت انتخابی مورد بررسی قرار می گیرد تا توضیح قابل قبولی برای حرکت بازار ارائه شود. الیوت در اثر خود به نام قانون طبیعت، ارزش اخبار را به شرح زیر بیان کرد:

در بهترین حالت، اخبار، شناختن مبهم نیروهایی است که قبلا برای مدتی در حال کار بوده اند و تنها افرادی که از این روند آگاه نیستند، از آن ها شگفت زده می شنود. بی فایده بودن تکیه بر توانایی هر شخص برای تفسیر ارزش هر خبر واحد از نظر بازار بورس، مدتهاست که توسط معامله گران موفق و با تجربه به رسمیت شناخته شده است. هیچ خبر واحد یا مجموعه ای از تحولات را نمی توان عنوان عامل اصلی هر روند پایدار دانست. در حقیقت، طی یک دوره زمانی طولانی، حوادث مشابهی به طور گسترده ای اثر متفاوتی داشته اند، زیرا شرایط روند غیرقابل پیش بینی بوده است. این اظهار نظر را می توان با مطالعه علّی در مورد سوابق 45 ساله میانگین صنعتی داو جونز تأیید کرد.

در طول آن دوره، پادشاهان کشته شده اند، جنگ ها، شایعات جنگ ها، رونق، وحشت، ورشکستگی، عصر جدید، معامله جدید، " مبارزه با کمپانی های انحصار طلب " و تمام انواع پیشرفت های تاریخی و عاطفی اتفاق افتاده است. با این حال، تمام بازارهای پر رونق به یک شیوه عمل می کردند، و همچنین تمام بازارهای کم رونق نیز، ویژگی های مشابهی را نشان داده اند که پاسخ بازار را به هر نوع اخبار و همچنین میزان و نسبت بخش های جزء روند را به عنوان یک کل کنترل و اندازه گیری می کرد. این ویژگی ها می تواند برای پیش بینی عملکرد آینده بازار بدون در نظر گرفتن اخبار مورد بررسی و استفاده قرار گیرد. زمان های وجود دارد که چیزی کاملا غیر منتظره مانند زمین لرزه اتفاق می افتد. با این وجود، صرف نظر از میزان شگفتی، به نظر می رسد که ایمن باشد که چنین پیشرفت هایی به طور بسیار سریع و بدون معکوس کردن روند نشان داده شده تحت روند قبل از رویداد نادیده گرفته شود. برای کسانی که اخبار را به عنوان علت روند بازار در نظر می گیرند، احتمالا شانس قمار بازی در مسابقات بیشتر از تکیه بر توانایی آنها برای حدس درست در مورد اهمیت اخبار برجسته است. بنابراین تنها راه برای "دیدن جنگل به وضوح" این است که در بالای درختان اطراف قرار بگیریم.

الیوت معتقد است، این اخبار نیستند که الگوهایی را که در بازار ظاهر می شود، شکل می دهند، بلکه چیزهای دیگری باعث آن هستند. به طور کلی، مسئله تحلیلی مهم، خبر به خودی خود نیست، بلکه اهمیتی است که بازار به اخبار می دهد. در دوره های افزایش خوشبینی، واکنش ظاهری بازار به یک مورد از اخبار اغلب با آنچه که در شرایط بازار در روند نزولی است، متفاوت خواهد بود. مشخص کردن پیشرفت امواج الیوت در یک نمودار قیمت تاریخی آسان است، اما مشخص کردن به عنوان مثال، وقوع جنگ، که چشمگیر ترین فعالیت های انسانی است، بر اساس اقدامات بازار سهام ثبت شده غیر ممکن است. بنابراین، روانشناسی بازار در رابطه با اخبار گاهی مفید است، به ویژه هنگامی که بازار برعکس آنچه که «به طور معمول» انتظار می رود، عمل می کند.

مطالعات ما نشان می دهد که این اخبار تنها تمایل به کند کردن بازار ندارند، بلکه در عین حال دقیقا همان روند را دنبال می کنند. در طول امواج 1 و 2 یک بازار پر رونق، صفحه نخست روزنامه خبرهایی را منتشر می کند که باعث ترس و افسردگی می شود. هنگامی که موج 2 پیشرفت جدید بازار فروکش می کند، وضعیت اساسی به طور کلی بدتر به نظر می رسد. اصول مطلوب در موج 3 باز می گردند و به طور موقت در اوایل موج 4 به اوج خود می رسند. آنها در طول موج 5 به میانه راه باز می گردند و مانند جنبه های فنی موج 5 کمتر از آنچه در طول موج 3 دیده می شوند موثر هستند (نگاه کنید به "شخصیت موج" در فصل 3). در نقطه اوج بازار، پس زمینه اساسی همچنان امیدبخش است و یا حتی در حال بهبود است، با این حال بازار به نوبه خود دچار رکود شده است. پس از آنکه اصلاح به خوبی در حال انجام است، اصول منفی دوباره افزایش می یابند. پس از آن خبرها یا "اصول" به طور موقت از یک یا دو موج از بازار خارج می شوند. این پیشرفت موازی حوادث، نشانه ی یکپارچگی در امور انسانی است و تمایل دارد تا اصل موج را به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از تجربه بشر تأیید کند.

تکنسین ها در یک تلاش قابل فهم برای شناسایی تاخیر زمانی استدلال می کنند که بازار " آینده را تقلیل می دهد"، یعنی، در واقع به طور پیش فرض تغییرات در وضعیت اجتماعی حدس می زند. این نظریه در ابتدا وسوسه انگیز است چرا که در پیشرفت های پیشین اقتصادی و حتی حوادث اجتماعی و سیاسی بازار به نظر می رسد که بازار تغییرات را پیش از آنکه رخ می دهد، درک می کند. با این حال، این ایده که سرمایه گذاران می توانند پیشبینی کنند، تا حدودی خیالی است. تقریبا می توان مطمئن بود که در واقع حالت ها و روند های عاطفی افراد، که به واسطه قیمت های بازار منعکس می شود، موجب رفتار آنها می شود که در نهایت بر آمار اقتصادی و سیاست تاثیر می گذارد، یعنی "اخبار" را تولید می کند. به طور خلاصه می توان گفت، بازاری که اهداف را پیش بینی می کند، در واقع اخبار است.


تئوری مسیر تصادفی


نظریه مسیر تصادفی توسط آمارگیران در محیط دانشگاهی توسعه یافته است. این نظریه معتقد است که قیمت سهام به طور تصادفی حرکت می کند و نه مطابق با الگوهای قابل پیش بینی رفتار. بر این اساس، تجزیه و تحلیل بازار سهام بی معنی است زیرا هیچ چیز از مطالعه گرایش ها، الگوها، یا قدرت ذاتی یا ضعف اوراق بهادار فردی به دست نمی آید.

برای آماتورها، صرف نظر از این که چقدر در زمینه های دیگر موفق باشند، معمولا درک مسیرهای عجیب و غریب، غیر منطقی و گاهی اوقات تصادفی در بازار دشوار است. دانشگاهیان افراد هوشمندی هستند و برای توضیح عدم توانایی خود برای پیش بینی رفتار بازار، برخی از آنها تنها می گویند که پیش بینی غیرممکن است. بسیاری از واقعیت ها با این نتیجه مخالف هستند، و همه آنها در سطح انتزاعی نیستند. به عنوان مثال، صرفا وجود معامله گران حرفه ای بسیار موفق که صدها یا حتی هزاران تصمیم تجاری را در سال می گیرند، ایده ی مسیر تصادفی را رد می کند، همان طور که وجود مدیران و تحلیل گران سبد سهام که می توانند حرفه های درخشانی را در طول زندگی حرفه ای خود مدیریت کنند، این نظریه را رد می کند. از نظر آماری، این عملکرد ها ثابت می کنند که نیروهای متحرک پیشرفت بازار، تصادفی نیستند و تنها به شانس منتهی نمی شوند. بازار دارای یک ماهیت است و بعضی افراد به اندازه کافی این ماهیت را درک می کنند که به موفقیت می رسند. یک معامله گر بسیار کم سابقه که در طول هفته ده ها تصمیم می گیرد و هر هفته پول به دست می آورد، کاری را انجام می دهد که (در یک جهان تصادفی) احتمال آن بسیار کمتر از این است که طی پنجاه بار امتحان هر بار یک سکه روی یک سمت خود بیفتد. دیوید برگامینی، در اثر خود به نام ریاضیات، اظهار داشت:

انداختن سکه یک تمرین در نظریه احتمال است که هر کسی آن را امتحان کرده است. این که شیر بیاید یا خط یک شرط عادلانه است زیرا احتمال هر دو نتیجه نتیجه نصف است. هیچ کس انتظار ندارد سکه یک بار از هر دوبار روی یک سمت بیفتد، اما هنگامی که چندین بار انداخته می شود، نتایج کمتر می شوند. برای این که یک سکه برای پنجاه بار متوالی شیر بیاید، لازم است یک میلیون نفر سکه ها را 10 بار در دقیقه برای چهل ساعت در هفته بیندازند، و در آن صورت تنها یک بار در هر نه قرن اتفاق می افتد.

یک نشانه از چگونگی حذف نظریه مسیر تصادفی از واقعیت، نمودار 89 روز اول معاملات در بورس اوراق بهادار نیویورک پس از 740 کاهش در 1 مارس 1978 است، که در شکل 2-16 نشان داده شده و مورد بحث قرار گرفته است. همان طور که در جدول  5-5 نشان داده شده است، کنش در مورد NYSE، یک در هم آمیختگی بی شکل بدون نظم و علت ایجاد نمی کند. ساعت به ساعت، روز به روز و سال به سال، تغییرات قیمت DJIA باعث ایجاد یک توالی موج می شود که به الگوهایی تقسیم می شوند و این کاملا منطبق با دیدگاهی است که الیوت چهل سال پیش مطرح کرد. بنابراین، به عنوان خواننده این کتاب می توان شهادت داد که اصل موج الیوت، نظریه مسیر تصادفی را در هر نوبت به چالش می کشد.