با افتتاح حساب در کارگزار های منتخب از خدمات ما به رایگان استفاده نمائید
بخش اول معرفی
بخش دوم موج های Motive ( اصلی )
بخش سوم سابقه تاریخی و ریاضی امواج
بخش چهارم کاربردهای الیوت
بخش پنجم امواج بلند مدت و ترکیب به روز شده
بخش ششم سهام و کالاها
  • ۱-۶ سهام و کالاها
  • ۲-۶ کالاها
  • ۳-۶ طلا
بخش هفتم رویکردهای دیگر به بازار سهام و ارتباط آنها با اصول امواج
بخش هشتم الیوت می گوید
بخش نهم ضمیمه
بخش دهم خلاصه

۲-۴ تجزیه و تحلیل نسبت کاربردی

خود الیوت، چند سال پس از کتاب Rhea، اولین کسی بود که قابلیت کاربرد تجزیه و تحلیل نسبت را درک کرد. وی اشاره کرد که تعداد نقاط DJIA بین سال­های 1921 و 1926، شامل اولین تا سومین موج، 8/61% تعداد نقاط در موج پنجم از سال 1926 تا سال 1928 بود (طبق گفته الیوت، سال 1928، بالای ارتدوکس بازار پررونق است) . دقیقاً همین رابطه مجدداً در پنج موج از سال 1932 تا سال 1937 رخ داد (برای ملاحظه مرجع، به شکل 2-11 و 2-12 مراجعه کنید).

A. Hamilton Bolton، در مکمل موج الیوت سال 1957 در زمینه تحلیلگر بانک اعتباری، این پیش­بینی قیمت را براساس انتظارات رفتار موج معمولی ارائه کرد:

نیروی محرکه و نیروگاهی که در صورتی تقویت خواهد که بازار برای یک سال دیگر یا بیشتر در امتداد خطوط ارتدوکس تقویت شود، به نظر می­رسد، این احتمال را ارائه خواهد کرد که Primary V می­تواند بسیار مؤثر باشد، که DJIA را در اوایل دهه 1960 در موج سفته­بازی بزرگ،  1000 یا بیشتر در نظر می­گیرد.

سپس، بولتون در اصل موج الیوت – ارزیابی ( appraisal ) انتقادی، که منعکس­کننده نمونه­های ذکر شده توسط الیوت است، اظهار نمود:

اگر بازار سال 1949 تا به امروز به این فرمول پایبند باشد، پیشروی و پیشرفت از سال 1949 تا سال 1956 (361 نقطه در DJIA) زمانی باید تکمیل شود که 583 نقطه (8/161% از 361 نقطه) به کمترین میزان سال 1957، یعنی 416 یا مجموع 999 DJIA اضافه شده است. به طور متناوب، 361 در طول 416 خواستار 777 در DJIA است.

بعداً، زمانی که بولتون، مکمل موج الیوت سال 1964 را نوشت، به این نتیجه رسید:

از آنجا که ما اکنون سطح 777 را گذرانده­ایم، مانند این به نظر می­رسد که 1000 در میانگین­ها می­تواند هدف بعدی ما باشد.

سال 1966 ثابت کرد که این اظهارات، دقیق­ترین پیش­بینی در تاریخ بورس سهام و ارز است، و زمانی است که قرائت ساعتی ساعت 3:00 صبح در 9 فوریه، سطح بالای 82/995 را ثبت کرد (سطح بالیا "طی روز"، 11/1001 بود). شش سال قبل از این رویداد، بولتون از حق امتیاز 3.18 DJIA برخوردار بود، که کمتر از یک سوم خطای یک درصد است.

با وجود این نشانه قابل توجه، این دیدگاه بولتون بود، که تجزیه و تحلیل شکل موج باید بر پیامدهای روابط روابط متناسب تقدم داشته باشد، که نظر ما هم هست. در واقع، هنگام انجام تجزیه و تحلیل نسبت، ضروری است که فرد روش شمارش و برچسب­گذاری الیوت را برای تعیین این مسئله درک کرده و به کار بگیرد که اندازه­گیری­ها در اولین مکان باید از کدام نقاط انجام شوند. نسبت­های بین طول­ها براساس سطوح خاتمه الگوی ارتدکس قابل اعتماد هستند؛ به طور کلی، موارد مبتنی بر دورترین نقاط قیمت غیر ارتدکس اینگونه نیستند.

خود نویسندگان، اغلب با موفقیت رضایت­بخشی از تجزیه و تحلیل نسبت استفاده کرده­اند. A.J. Frost از توانایی خود در تشخیص نقاط برگشت به واسطه ثبت نقطه پایین "بحران کوبا" در اکتبر سال 1962، ساعت تکرار و تلگراف نتیجه­گیری خود به همیلتون بولتون در یونان متقاعد شد. سپس، در سال 1970، در مکمل تحلیلگر اعتبار بانک، تصمیم گرفت که نقطه پایین بازار کم رونق برای تصحیح موج چرخه در حال پیشرفت احتمالاً در یک سطح 618/0 برابر فاصله کاهش 1966 پایین­تر از سطح پایین سال 1966 یا 572 رخ خواهد داد. چهار سال بعد، قرائت ساعتی DJIA در دسامبر 1974 در نقطه پایین دقیق، 0/572 بود، افزایش انفجاری 76-1975 از آن رخ داد.

تجزیه و تحلیل نسبت نیز در درجات کوچکتر ارزش دارد. در تابستان سال 1976، Robert Preacher در گزارش منتشر شده برای مریل لینچ، موج چهارم، و سپس، پیشرفت به عنوان یک مثلث در حل گسترش را شناسایی کرد، و در ماه اکتبر از نسبت 618/1 برای تعیین این مسئله استفاده کرد که حداکثر نقطه پایین مورد انتظار برای الگوی هشت ماهه در Dow باید 922 باشد این سطح پایین، پنج هفته بعد در 63/920 و در ساعت 11:00، 11 نوامبر اتفاق افتاد، که اجتماع مجدد وتقویت موج پنجم انتهای سال را آغاز کرد.

در ماه اکتبر 1977، پنج ماه پیش رو، آقای Preacher، سطح احتمالی برای نقطه پایین اصلی سال 1978 را به صورت "744 یا کمی پایین­تر" محاسبه کرد. در 1 مارس 1978، ساعت 11:00، Dow سطح پایین خود را دقیقاً 30/740 ثبت کرد. گزارش پیگیری منتشر شده در دو هفته پس از قسمت کف و پایین، اهمیت سطح 740 را تأیید کرده، و اشاره کرد:

... منطقه 740، نقطه­ای را مشخص می­کند، که اصلاح 78-1977، براساس نقاط داو، دقیقاً 618/0 برابر طول بازار افزایش بازار پررونق از سال 1974 تا سال 1976 است. از نظر ریاضی، می­توان اظهار کرد که 1022 - (1022-572).618 = 744 (یا با استفاده از سطح بالای ارتدوکس در 31 دسامبر، 1005 - (1005-572).618 = 737). دوم، منطقه 740 نقطه­ای را مشخص می­کند که در آن اصلاح 78-1977، دقیقاً 618/2 برابر طول اصلاح قبلی در سال 1975 از ژوئیه تا اکتبر است، بطوریکه 1005 - (885- 784)2.618 = 742. سوم، در ارتباط با هدف اجزای داخلی کاهش، متوجه می­شویم در صورتی طول موج مساوی با 618/2 برابر طول موج A است که کف موج C در 746 باشد. حتی عوامل موج كه در گزارش آوریل 1977 بررسی شده­اند، 740 را به عنوان سطح احتمالی برای یک برگشت مشخص می­کنند. در این لحظه، شمارش موج، قانع­کننده است، به نظر می­رسد بازار از ثبات برخوردار است، و آخرین سطح هدف قابل قبول فیبوناچی تحت قضیه بازار پررونق بعد چرخه در 1 مارس به 30/740 رسیده است. در چنین زمان­هایی است که بازار تحت شرایط الیوت باید "آن را بسازد و یا آن را بشکند".

سه نمودار از این گزارش در اینجا به عنوان اشکال 4-13 (با چند علامت اضافی برای خلاصه کردن توضیحات از متن)، 4-14 و 4-15 مجدداً ارائه شده است. آنها ساختار موج را در سطح پایین اخیر از درجه پایین اولیه تا درجه یونانتا نشان می­دهند. حتی در زمان اولیه، به نظر می­رسد 30/740 به عنوان سطح پایین موج اولیه ② در موج V چرخه واقع شده است.

تصویر 4-13


تصویر 4-14


تصویر 4-15


ثابت شده است که سطح 740، در دفعات دیگری در گذشته هم مهم بوده است، شاید بنا به این دلیل که در حالی که سطح پایین 1974 در 20/572 دقیقاً 60/423 نقطه زیر اوج 1966 در 82/995 قرار دارد، 30/740 تقریباً 80/261 نقطه زیر سطح 65/1004 قرار دارد، که در سال 1976 اوج و رأس ارتدوکس است. هر دوی این فواصل، عبارات نسبت­های فیبوناچی هستند. آقای Prechter به صورت زیر، بیشتر در مورد سطح 740 توضیح می­دهد:

قطعاً تصادفي نيست كه ثابت شده است سطح 740 در گذشته از اهميت خاصي برخوردار بوده باشد. در سال 1961، اوج Dow روزانه در 30/741 با بالاترین نسبت P/E بازار در تاریخ همراه بود؛ در سال 1966، سطح پایین روزانه 74/735، پایان اولین اسلاید را به سطح پایین اندازه­گیری در بازار کم رونق موج IV چرخه­ای مشخص کرد (نقطه­ای که 8/61% کل کاهش موج IV چرخه­ای بود)؛ در سال­های 1963، 1970، 1974 و 1975، پیشرفت غیر منتظره 740 در هر جهت با خشونت شدیدی همراه بود؛ در سال 1978، سطح 740 متناظر با حمایت خط روند طولانی مدت است. علاوه بر این، اصل موج بیان می­کند که محدودیت هر اصلاح بازار، پایین و کف موج چهارم قبلی با درجه کمتر است. با این حال، زمانی که موج اول در یک دنباله پنج موجی گسترش می­یابد، محدودیت اصلاح بعدی، اغلب پایین موج دوم آن دنباله پنج موجی است. با توجه به این دستورالعمل، سطح پایین اخیر در اول مارس در 30/740، سطح قابل توجهی بود، که باید در آن متوقف شود. بررسی با ارقام برگشتی ساعتی به صورت چاپ شده در ژورنال وال استریت نشان می­دهد که در 25 مارس سال 1975، DJIA برای تکمیل پسرفت موج دوم در 30/740 پایین بود. [یادداشت موجود در شکل 4-13 را ملاحظه کنید.]

آقای Preacher، علاوه بر روش­های پیش­بینی سنتی Elliott، شروع به تحقیق در مورد عوامل موج ریاضی از نظر زمان و قیمت کرد، که مشخص شده است هر یک از امواج محرک، مضارب عددی کلی و مضارب نسبت فیبوناچی امواج اصلاحی هستند. این رویکرد، به تازگی در چندین گزارش برای مریل لینچ مورد بحث قرار گرفت.

بدون شک، برای برخی به نظر می­رسد که ما خودمان را پشت سر می­گذاریم، که قطعاً اکثر ما این چنین هستیم! درست است که امیدوار هستیم گزارش موفقیت­هایی که به صورت شخصی با الیوت تجربه کرده­ایم، الهام­بخش دیگران در تلاش برای موفقیت­های مشابه با استفاده از این رویکرد خواهد بود. براساس دانش ما، فقط اصل موج برای پیش­بینی با چنین دقتی قابل استفاده است. البته، شکست را نیز تجربه کرده­ایم، اما با این وجود، احساس می­کنیم که هر اشکالی در رویکرد موج الیوت در گذشته مورد اغراق قرار گرفته است، و زمانی که انتظارات مربوط به بازار تحقق نمی­یاید، اصل موج در زمان زیادی به تحلیلگر هشدار می­دهد تا نمودار دوره بعدی را ترسیم کرده، و با اجازه دادن به خود بازارها برای دیکته کردن و تعیین دوره اقدام وی، از ضرر و زیان جلوگیری کند.

ما متوجه شده­ایم که اهداف قیمت از پیش تعیین شده در این مورد در صورتی مفید هستند که دوره­های برگشت در آن سطح اتفاق بیفتند، و تعداد موج قابل قبول باشد، نقطه دو برابر معنادار و قابل توجه به دست آمده است. زمانی که بازار، چنین سطح یا شکاف­های موجود در طول آن را نادیده می­گیرد، هشداری دریافت می­کند که انتظار داشته باشید سطح محاسبه شده بعدی به دست می­آید. از آنجا که سطح بعدی اغلب فاصله خوب و دوری است، می­تواند اطلاعات بسیار ارزشمندی باشد. علاوه بر این، اهداف مبتنی بر رضایت­بخش­ترین تعداد موج هستند. بنابراین، اگر آنها تا حاشیه قابل توجهی برآورده نشوند و یا از آن حاشیه قابل توجه فراتر بروند، در بسیاری از موارد، مجبور خواهید شد شمارش مورد ترجیح خود را به صورت به موقع بازبینی کرده، و بررسی کنید که چه چیزی ممکن است به عنوان یک تفسیر جذاب­تر به سرعت در حال توسعه باشد. این رویکرد به شما کمک می­کند تا یک قدم جلوتر از شگفتی­های زننده پیش بروید. در نظر گرفتن همه تفاسیر موج معقول، ایده خوبی است، بنابراین، می­توانید از تجزیه و تحلیل نسبت برای دستیابی به نشانه­های بیشتری در این خصوص استفاده کنید، که کدام یک عملیاتی است.