با افتتاح حساب در کارگزار های منتخب از خدمات ما به رایگان استفاده نمائید
بخش اول معرفی
بخش دوم موج های Motive ( اصلی )
بخش سوم سابقه تاریخی و ریاضی امواج
بخش چهارم کاربردهای الیوت
بخش پنجم امواج بلند مدت و ترکیب به روز شده
بخش ششم سهام و کالاها
  • ۱-۶ سهام و کالاها
  • ۲-۶ کالاها
  • ۳-۶ طلا
بخش هفتم رویکردهای دیگر به بازار سهام و ارتباط آنها با اصول امواج
بخش هشتم الیوت می گوید
بخش نهم ضمیمه
بخش دهم خلاصه

۱-۸ صحبتهای الیوت

ده سال آینده


با اینکه تلاش برای یک پیشبینی بلندمدت برای بازار سهام «غیرممکن» است، ولی ما تصمیم گرفته‌ایم که ریسک آن، در صورت وجود، را بر عهده بگیریم، تا روشهایی را نشان دهیم که برای آنالیز موقعیت بازار از جنبه اصل موج استفاده می‌کنیم. ریسک آن در این مساله نهفته است که اگر روند فکر ما در طی چند سال آینده همراستا با بازار سهام تغییر یابد، این کتاب در ارائه تحلیلمان بلاتغییر می‌ماند، که مبتنی بر دانش ما تا اوائل ژوئیه 1978 است. ما می‌توانیم امیدوار باشیم که مخاطبانمان به طور کامل نظریه اصل موج را رد نکنند چرا که ممکن است برخی ترجیح دهند این پیشبینیها رخ ندهند. با توجه به ملاحظاتی که در ابتدا بیان کردیم،  

بر اساس اصطلاحات الیوت، حرکت گاو نر ابرچرخه‌ای که در سال 1932 آغاز شد تقریبا به روند نرمال خود رسیده است. در حال حاضر، درون یک فاز گاو نر درجه چرخه‌ای است، که به نوبه خود از پنج موج درجه اولیه تشکیل خواهد یافت، که دو تای آنها احتمالا تکمیل شده‌اند. برخی جمعبندیها از هم‌اکنون از تصویر بلندمدت قابل استنباط هستند. اول اینکه بهای سهام قاعدتا یک بازار خرس رکودی مشابه با 70-1969 یا 74-1973 در طی سالهای پیش رو ایجاد نمی‌کنند، که احتمال فراوان، حداقل، تا اوائل یا اواسط دهه هشتاد نیست. سپس، سهام «ثانویه» باید در طی موج چرخه‌ای چهارم کامل پیشگام باشد، [ولی تا حدود کمتری نسبت به آنچه در موج سوم چرخه‌ای وجود داشت]. نهایتا، و احتمالا از همه مهمتر، این موج چرخه‌ای قاعدتا به یک نوع باثبات و دنباله‌دار 66-1942 بازار گاو نر منتهی نخواهد شد، زیرا درون یک ساختار موج از هر درجه‌‌ای، عموما تنها یک موج یک دنباله را بسط می‌دهد. از اینرو، زیرا 1942 تا 1966 این موج دنباله‌دار برقرار بود، بازار گاو نر چرخه‌ای جاری قاعدتا شبیه یک ساختار ساده‌تر و یک دوره زمانی کوتاهتر همچون بازارهای 37-1932 و 29-1921 خواهد بود.

با توجه به روند نزولی مداوم DJIA  تا این اواخر، مجوز جامع در جهت تولید چند تفسیر معوج «الیوت» عمل نموده است که کاهشی هولناک را می‌طلبد که از آنچه تنها یک اصلاح موج دوم اولیه است ظهور یابد. پیشبینی شده است که اهداف زیر 200 DJIA با لحاظ نمودن اصول الیوت و پیچاندن آنها به پرتزلها برای آینده نزدیک پیشبینی شده‌اند. برای چنین آنالیزهایی، ما تنها می‌توانیم از همیلتون بولتون از صفحه 12 «متمم موج الیوت 1958» برای تحلیلگر اعتباری بانک نقل قول کنیم، که در آن وی بیان می‌کند:

هرگاه که بازار واردی ک فاز خرس شود،ما خبرنگارانی را می‌یابیم که «الیوت» را می‌توان برای توجیه قیمتهای به مرات پایینتر تفسیر کرد. با اینکه «الیوت» را می‌توان با آزادی عمل قابل توجهی تفسیر نمود، ولی نمی‌توان آن را به طور کامل به خارج از چارچوب سوق داد. به عبارت دیگر، همانند آنچه در مورد هاکی آماتور در مقایسه با حرفه‌ای وجود دارد، شما می‌توانید برخی از قواعد را تغییر دهید، ولی اساسا باید به قواعد اساسی پایبند باشید، وگرنه در معرض خطر خلق یک بازی جدید قرار می‌گیرید.

خرسی‌ترین تفسیر مجاز، آنگونه که می‌بینیم، این است که موج چهارم چرخه هنوز تمام نشده است، و اینکه موج آخر کاهشی همچنان در حال پیشروی است. حتی با وجود این حالت، حداکثر کف پیشبینی‌شده 520 DJIA است، که کف موج  در سال 1962 است. با این حال، بر مبنای کانال روندی که که در شکل 5-5 ایجاد نموده‌ایم، احتمال بسیار پایینی برای این سناریو قائل نمودیم.  

اساسا، دو تفسیر باورپذیر خود را در زمان حاضر نمود می‌دهند. برخی از شواهد گویای شکلگیری یک قطر بزرگ (شکل 1-8 را ببینید) هستند که به طور کامل توسط نوسانات نوع stampede و کاهشهای مداخله‌ای مداوم قابل ساخت هستند. چون افت اکتبر 1975 در 784.16 در ژانویه 1978 شکسته شد، و آنچه می‌تواند یک پیشرفت اولیه سه موجه باشد را پشت سر گذاشت، این قطر یک سناریوی بازار گاو نرم چرخه بسیار معقولانه به نظر می‌رسد، زیرا در هر قطر هر یک از موجهای اقدامی از سه موج، و نه پنج موج، تشکیل یافته است. تنها به این خاطر که این موج چرخه که از دسامبر 1974 آغاز شده یک موج پنجم در ابرچرخه است این امکان وجود دارد که یک قطر بزرگ شکل بگیرد. از آنجا که یک قطر اساسا یک ساختار ضعیف است، هدف رو به بالای نهایی ما می‌تواند به ناحیه 1700 کاهش یافته باشد اگر این مورد در واقع توسعه یابد. تا این تاریخ، به نظر می‌رسد که عملکرد شدیدا کمتر از حد انتظار DJIA  به نسبت مابقی بازار موید این فرضیه باشد.

تصویر 8-1


قانع‌کننده‌ترین گزینه جایگزین برای سناریوی قطری این است که تمام اقدامات از ژوئیه 1975 تا مارس 1978 یک اصلاح هموار بسط یافته A-B-C  بزرگ مشابه با الگوی بازار 62-1959 است. این تفسیر در شکل 2-8 نمایش داده شده و گویای یک محرکه قوی رو به بالا برای پیروی است. هدف ما قاعدتا به آسانی محقق خواهد شد اگر این تفسیر درست از کار در بیاید. 

پیشبینی قیمت ما برای داو از برگرفته از این اصل است که دو تا از امواج تکانه‌ای در یک توالی پنج موجی، به ویژه وقتی سومی موج بسط یافته باشد، به سمت برابری در طول گرایش پیدا می‌کند. برای موج جاری چرخه، کیفیت (درصدی) نیمه‌لگاریتمی برای موج I از 1932 تا 1937 اوج صحیح بازار را نزدیک به 2860 قرار می‌دهد [2724 که از یک بهره معادل دقیق 371.6% استفاده می‌کند]، که یک هدف بسیار معقولانه است، زیرا پیشبینیهای خط روندی گویای افزایشهایی در ناحیه 2500 تا 3000 هستند. برای کسانی که فکر می‌کنند این اعداد به طرز مضحکی بالا هستند، چک کردن سابقه راستی‌آزمایی خواهد کرد که چنین حرکتهای درصدی در بازار غیرمعمول نیستند. 


تصویر 8-2


این یک مقایسه جذاب است که مانند نه سال «کار» زیر سطح 100 پیش از بازار گاو نر دهه 1920 است، که آخرین موج پنجم چرخه است، داو در حال حاضر به انتهای سیزده سال کار زیر سطح 100 رسیده است. و، از آنجا که پیک صحیح داو مطابق با تفسیر الیوت در سال 1928 در 296 رخ داد، تخمین زده می‌شود که پیک بعدی در حدود همان سطح نسبی باشد، هرچند که یک اصطلاح صاف بسط یافته می‌تواند این میانگینها را به طور موقت به حوزه حتی بالاتری انتقال دهد. پیشبینی ما این است که نقطه خاتمه نزدیک به خط کانال ابرچرخه بالایی باشد. اگر یک تلاطم وجود داشته باشد، واکنش متعاقب ممکن است به طرز نفسگیری سریع می‌تواند باشد.

اگر تفسیر وضعیت بازار جاری ارائه شده در شکل 2-8 درست باشد، تصویر معقولانه‌ای از پیشرفت بازار 87-1974 را می‌توان با ضمیمه کردن یک تصویر معکوس شده از دوره 37-1929 در افت اخیر مارس 1978 در 740 ساخت، به طوری که ما در شکل 3-8 انجام داده‌ایم. این تصویر تنها حدسی از پروفایل است، ولی پنج موج اولیه فراهم می‌آورد که موج پنجم در حال امتداد است. قاعده تغییر ارضاء می‌شود، چرا که موج   صاف است و موج زیگزاگ است. قابل توجه آنکه افزایش قیمتی که می‌توان برای 1986 زمانبندی نمود دقیقا بر روی خط نقطه چین در 740 توقف کند، سطحی که اهمیت آن تاکنون اثبات نشده است (فصل 4 را ببینید). از آنجا که بازار گاو نر چرخه 37-1932 پنج سال به درازا انجامید، افزودن آن به سطح جاری پس از سه سال بازار گاو نر طول هشت ساله‌ای را (1.618 برابر طول موج I) برای موج چرخه جاری نتیجه می‌دهد. 

تصویر 8-3

 

به منظور تقویت جمعبندی هایمان در رابطه با عنصر زمان، اجازه دهید اول توالیهای زمان فیبوناتچی را از برخی از نقاط عطف عمده بررسی کنیم، که از 29-1928 آغاز می‌شود.



جدول زمانی فیبوناچی معکوس در فصل 4 به همان سالها به عنوان سالهای نقاط عطف اشاره دارد.

فرمولهای فوق تنها به زمان مربوط می‌شوند و در صورتی که به تنهایی لحاظ شوند این پرسش را پیش می‌کشند که آیا 84-1982 یک سقف خواهد بود یا کف و آیا 1987 یک سقف خواهد بود یا کف. با این حال، از چارچوب ساختار بازار قبلی، می‌توان انتظار داشت که دوره 84-1982 یک ناحیه سقف عمده خواهد بود و 1987 یک کف عمده است. از آنجا که موج سوم دنباله‌ای را شکل می‌داد، موجهای اول و پنجم در این ابرچرخه کوتاهترینها خواهند بود. از آنجا که موج I پنج سال به طور انجامیده بود، یک عدد فیبوناتچی، طول موج V به احتمال فراوان می‌تواند هشت سال، عدد فیبوناتچی بعدی، و آخری تا انتهای 1982 باشد. یک تقارن مشخص، که غالبا در ساختارهای موج مشهود است، در صورتی شکل خواهد گرفت که طول موجهای IV و V هر یک هشت سال باشد، زیرا طول موجهای I و II هر کدام پنج سال بود. همچنین، طول زمان کل موجهای I، II، IV و V تقریبا باربر با کل دوره موج بسط یافته III خواهد بود.

یک زمینه دیگر برای رسیدن به این جمعبندی که ناحیه 84-1982 ناحیه پایانی محتمل ابرچرخه V جاری است صرفا حسابی است. پیشرفتی درون کانال روند که دربرگیرنده کنش قیمتی ابرچرخه جاری باشد باید به خط موازی بالایی در هدف قیمتی ما در نزدیک 2860 در حدود 1983 برسد.

یک چشم‌انداز مضاعف دیگر را می‌تواند از چارت چرخه بنر-فیبوناتچی نشان داده شده در شکل 17-4 به دست آورد که، همانطور که ما نشان دادیم، به شکلی بسیار موفق در پیشبینی حرکتهای گسترده بازار سهام از 1964 تا 1974 استفاده می‌شد. حداقل در مقطع زمانی کنونی، به نظر می‌رسد که نظریه بنر جمعبندیهای ما درباره آینده را اثبات کند، چرا که در این مقطع زمانی این مشخصا تمایلی افزایشی در سال 1983 و یک کف عمیق در سال 1987 دارد. با این حال، در حالی که ما انتظار داریم این پیشبینیها، مانند تمام فرمولهای چرخه‌ای دیگر، برای دهه آینده پابرجا بمانند، ولی این وضعیت به احتمال بسیار زیاد می‌تواند در ابرچرخه نزولی بعدی رنگ ببازد.

حتی چرخه پنجاه و چهار ساله کشف شده توسط نیکلای کندراتیف، که در فصل 7 درباره آن بحث کردیم، گویای آن است که سال 1987، که پنجاه و چهار سال از کف رکود 1933 فاصله دارد، می‌تواند به احتمال فراوان در یک دوره زمانی معقولانه برای نوعی از کف بازار سهام باشد، به ویژه اگر دوره رکود جاری خوشبینی کافی را فراهم بیاورد که امکان شکلگیری یک بازار سهام به اندازه کافی قوی پیش از این زمان شکل بگیرد. یکی از مخالفتهای ما با وقوع «موج کشنده» که، طبق آنچه بیشتر نظریه‌پردازان چرخه‌ای حدس زده‌اند، اکنون یا در سال 1979 رخ داده باشد، این است که به نظر نمی‌رسد وضعیت روانشناسی سرمایه‌گذار معمول در معرض یک شوک سرخوردگی قرار داشته باشد. بیشتر فروپاشیهای مهم بازار سهام از دوره‌های خوشبینانه و توام با ارزشگذاری بالا بروز یافته‌اند. چنین شرایطی قطعا در این دوره رواج ندارند، چرا که هشت سال بازار خرس شدید به سرمایه‌گذار امروز آموخته‌اند که محتاط، محافظه‌کار و چرخه‌ای باشد. حالت تدافعی در حالتهای اوج در شواهد نیست.


خب، مرحله بعدی چیست؟ آیا ما وارد یک دوره دیگر تلاطم 1929 تا 1932 شده‌ایم؟

در سال 1929، وقتی وضعیت از تلاطم افتاد، «بسته‌های هوایی» در ساختار بازار توسعه یافتند، و قیمتها دچار نوسان شدیدی شدند. بهترین تلاشهای رهبران جامعه مالی نمی‌تواند، در زمانی که نوسانات احساسی کنترل امور را به دست بگیرند، نشات گرفته از این نگرانی باشد. شرایطی با چنین ماهیتی که در طی دویست سال اخیر رخ داده‌اند معمولا منتهی به سه یا چهار شرایط متلاطم در اقتصاد و بازارها می‌شود. ما در پنجاه سال اخیر شاهد شرایطی شبیه 1929 نبوده‌ایم، در حالی که این امید وجود دارد که دیگر چنین اتفاقی نیفتد ولی تاریخ گویای واقعیتهای دیگری است.

در واقع، چهار تغییر بنیادین در شرایط بازار می‌تواند بخشی از مبنای ترس واقعی در مقطعی در آینده باشد. اولی غلبه نهادی فزاینده بازار است، که به طرز چشمگیری تاثیر عواطف یک فرد درباره رفتار بازار را تقویت می‌کند، چرا که میلیونها یا حتی میلیاردها دلار ممکن است تحت کنترل یک فرد یا یک کمیته کوچک باشد. مورد دوم تولد بازار گزینه‌ها است، که در آن بسیاری از «افراد کوچک» وقتی بازار به پیک خود نزدیک شود سهم خودشان را خواهند داشت. در این شرایط، داراییهایی به ارزش میلیاردها دلار ممکن است در یک روز معامله در NYSE گم شود. سوم اینکه، این تغییر در دوره نگهداری از شش ماه تا یک سال برای اعلام سودهای بلندمدت می‌تواند سندروم «عدم امکان فروش» کسانی که بر کسب فقط بهره‌های بلندمدت برای اهداف مالیاتی تاکید می‌کنند را تشدید کند. نهایتا اینکه، نقض الزام شده SEC نقش متخصصان درباره NYSE، که صنعت اوراق بهادار را به سمت اداره یک بازار معامله‌گری سوق خواهد داد، می‌تواند برخی از شرکتهای کارگزاری را به بر عهده گرفتن موقعیتهای موجودی بسیار بالا به منظور حفظ یک بازار نقدشونده سوق دهد، و بدین طریق آنها را در یک کاهش سریع بسیار آسیب‌پذیر بگذارد.

یک ترس یک مساله عاطفی است، نه یک مساله الیوت. اصل موج مشخصا به سرمایه‌گذار درباره تغییرات قریب‌الوقوع در روند بازار به سمت بهبود یا افت هشدار می‌دهد. تصمیمگیری درباره اینکه در ده سال آینده باید به دنبال چه چیزی بگردیم مهمتر از تلاش برای پیشبینی این است که قطعا باید انتظار چه چیزی را داشت. فارغ از اینکه چگونه از عهده احتمالات آتی در بلندمدت بر بیاییم، تفسیرهای ما باید تا زمانی که موج کوچک پنجم «میانی» پنجم «اولیه» پنجم از کف 1974 در جریان باشد مشهود باقی بمانند. از آنجا که «پنجم پنجم» نزدیک نقطه پایانی آن است، تحلیلگر موج الیوت باید بتواند انتهای بازار گاو نر چرخه در سهام را بشناسد. در تحلیل حرکتهای بازار تحت فرضیه‌های اصل موج، به خاطر داشته باشید که همیشه برشماری است که واجد بیشترین اهمیت است. توصیه ما این است که به درستی برشماری انجام شود و هرگز به هیچ عنوان کورکورانه بر اساس مفروضات یک سناریوی از قبل تصور شده اقدام نشود. با وجود شواهد ارائه شده در اینجا، ما اولینهایی خواهیم بود که پیشبینیهایمان را، در صورتی که امواج به ما چنین چیزی را نشان دهند، نادیده خواهیم گرفت. 

با این حال، اگر درستی سناریوی ما اثبات شود، یک ابرچرخه بزرگ جدید وقتی که ابرچرخه چهارم جاری خاتمه یافته باشد به جریان خواهد افتاد. فاز نخست ممکن است در حدود سال 1987 به پایان برسد و بازار را مجددا از اوجش تا حدود سطح 1000 پایین بیاورد. نهایتا اینکه خرس ابرچرخه بزرگ می‌تواند هدف مورد انتظارش را درون محدوده موج چهارم ابرچرخه قبلی، بین 41 تا 381 در داو، انتقال دهد. با این حال، ما، با وجود تردیدهایمان، در رابطه با ترسی که مستقیما پس از پیک رخ می‌دهد قطعا هیچگونه پیشبینی قطعی ارائه نمی‌کنیم. بازار غالبا به شکلی تکانه‌ای در طی موجهای A حرکت نمی‌کند، ولی اقدام عجولانه به شکلی قطعی‌تر در موجهای  ساختارهای A-B-C  توسعه می‌یابد. با این حال، چارلز جی کالینز در صحبتهایش از بدترین حالت ابراز نگرانی می‌کند:  

فکر من این است که انتهای ابرچرخه چهارم احتمالا شاهد بحرانی در تمام ارزهای پولی و لودگیهای  کینزی چهار سال و نیم دهه اخیر باشد و، چون موج چهارم یک ابرچرخه بزرگ را خاتمه می‌دهد، ما بهره‌برداری بهتری از پناهگاههای هاریکان تا زمانی که توفان به پایان برسد داشتیم.