با افتتاح حساب در کارگزار های منتخب از خدمات ما به رایگان استفاده نمائید
بخش اول معرفی
بخش دوم موج های Motive ( اصلی )
بخش سوم سابقه تاریخی و ریاضی امواج
بخش چهارم کاربردهای الیوت
بخش پنجم امواج بلند مدت و ترکیب به روز شده
بخش ششم سهام و کالاها
  • ۱-۶ سهام و کالاها
  • ۲-۶ کالاها
  • ۳-۶ طلا
بخش هفتم رویکردهای دیگر به بازار سهام و ارتباط آنها با اصول امواج
بخش هشتم الیوت می گوید
بخش نهم ضمیمه
بخش دهم خلاصه

۱-۴ تجزیه و تحلیل نسبت و دنباله های زمان فیبوناچی

تجزیه و تحلیل نسبت، ارزیابی رابطه مناسب یک موج با دیگری از نظر زمان و دامنه است. در تشخیص کار نسبت طلایی در پنج حرکت چرخه بورس سهام و ارز( Stock Market ) به سمت بالا و سه حرکت چرخه بورس سهام و ارز به سمت پایین، می­توان پیش­بینی کرد که هنگام اتمام هر مرحله پررونق، اصلاحات بعد از آن، سه پنجم افزایش قبلی در هر زمان و دامنه خواهد بود. چنین سادگی به ندرت مشاهده می­شود. با این حال، تمایل پایه بازار به انطباق با روابط پیشنهاد شده به واسطه نسبت طلایی، همیشه موجود است، و به تولید که ظاهری درست برای هر موج کمک می­کند.

مطالعه روابط دامنه موج در بورس سهام ارز، اغلب می­تواند به چنین کشفیات شگفت­انگیزی منجر شود که برخی از متخصصان نسبت به اهمیت آن تقریباً وسواسی می­شوند. اگرچه نسبت­های زمان فیبوناچی کمتر متداول هستند، سال­های ترسیم نمودار میانگین­ها، نویسندگان را متقاعد کرده است تا دامنه (از روی علم حساب و یا براساس درصد اندازه­گیری می­شود) تقریباً هر موج به واسطه یکی از نسبت­های بین اعداد فیبوناچی، با دامنه موج مجاور، متناوب و / یا جزء در ارتباط است. با این حال، سعی خواهیم کرد شواهدی را ارائه کنیم، و اجازه بدهید آن را براساس شایستگی خود بررسی کنیم.

اولین داده­های منعکس­ کننده نسبت­های زمان و دامنه در بورس سهام و ارز از تمام منابع مناسب، کارهای نظریه ­پرداز بزرگ Dow، Robert Rhea حاصل می­شوند. در سال 1934، Rhea در کتاب داستان میانگین­ها، خلاصه یکپارچه­ای از داده­های بازار را گردآوری کرد، که نه بازار پررونق( Bull Market ) و نه بازار کم رونق ( Bear Market ) را در محدوده دوره زمانی شانزده ساله از سال 1896 تا سال 1932 پوشش می­داد. دلیل او در خصوص این مسئله که چرا احساس می­کرد ارائه داده­ها با وجود این واقعیت که استفاده­ای از آنها نمی­شود، ضروری است، بلافاصله آشکار بود:

چه چیزی [این بررسی میانگین­ها] به مجموع تاریخ مالی کمک کرده باشد و چه کمکی نکرده باشد، اطمینان دارم که داده­های آماری ارائه شده، از ماه­ها کار سایر دانشجویان جلوگیری خواهد کرد.... در نتیجه، بهترین کار، ارائه همه داده­های آماری جمع­آوری شده ه جای صرفاً ارائه بخشی است که مفید به نظر می­رسید.... آمار و ارقام ارائه شده تحت این عنوان احتمالاً ارزش کمی را به عنوان یک عامل در برآورد میزان احتمالی جنبش­ها و حرکات آینده دارد؛ با این وجود، به عنوان بخشی از مطالعه کلی میانگین­ها، این روش ارزش بررسی را دارد.

یکی از مشاهدات عبارت بود از:

پایه­های ستون جدولبندی نشان داده شده در بالا (فقط با در نظر گرفتن میانگین صنعتی) نشان می­دهد که 9 بازارهای پررونق و کم رونق پوشش داده شده در این بررسی طی 13115 روز تقویمی گسترش یافتند. بازارهای پررونق 8143 روز در حال پیشرفت بودند، در حالی 4972 روز باقیمانده در بازارهای کم رونق بود. رابطه بین این ارقام نشان می­دهد که بازارهای کم رونق، 1/61 درصد زمان مورد نیاز برای دوره­های پررونق را اداره
 می­کنند.

و در نهایت،

ستون 1، مجموع حرکات اولیه در هر بازار پررونق (یا کم رونق) را نشان می­دهد. واضح است که چنین رقمی بسیار بیشتر از اختلاف خالص بین بیشترین و کمترین ارقام هر بازار پررونق است. به عنوان مثال، بازار پررونق مورد بحث در فصل دوم (برای صنایع) در 64/29 آغاز شد، و در 04/76 به پایان رسید، و اختلاف یا پیشروی خالص 40/46 نقطه بود. در حال حاضر، این پیشروی به ترتیب در چهار نوسان اصلی 44/14، 33/17، 97/18 و 48/48 نقطه مرحله­بندی شد. مجموع این پیشروی 22/75 است، که رقم نشان داده شده در ستون 1 است. اگر پیشروی و پیشرفت خالص، 40/46، به مجموع پیشرفت­ها، 22/75، تقسیم شود و نتیجه 621/1 است، که درصد نشان داده شده در ستون 1 را ارائه می­کند. فرض کنید دو معامله­گر در عملیات بازار خود لغزش­ناپذیر بودند، و یکی از آنها سهام را در نقطه پایین بازار پررونق خریداری کرد، و تا روز بالای آن بازار قبل از فروش، آنها را نگه داشت. این سود را 100 درصد بنامید. اکنون فرض کنید که معامله­گر دیگر در پایین به خرید پرداخت، در بالای هر نوسان اولیه به فروش پرداخت، و همان سهام را در پایین هر واکنش ثانویه مجدداً خریداری کرد – این سود در مقایسه با 100 تحقق یافته توسط اولین معامله­گر، 1/162 خواهد بود. بنابراین، مجموع واکنش­های ثانویه، 1/62 درصد پیشرفت خالص را جای گذاشت. [بر تأکید افزوده شده است.]

بنابراین، در سال 1934، Robert Rhea بدون دانستن این مسئله، نسبت فیبوناچی و تابع آن در ارتباط با فازهای پررونق در هر دوی زمان و دامنه را کشف کرد. خوشبختانه، احساس کرد که ارائه داده­هایی که هیچ سودمندی عملی فوری ندارند، ارزشمند می­باشد، اما ممکن است در آینده نزدیک مفید باشد. به طور مشابه، احساس می­کنیم که باید مطالب زیادی در مورد نسبت و معرفی خود، که فقط سطح را بیان کرده­اند، بیاموزیم، و این می­تواند در هدایت برخیی از تحلیلگران آینده برای پاسخدهی به سؤالاتی که حتی تصور نمی­کردیم مطرح کنیم، ارزشمند باشد.

تجزیه و تحلیل نسبت، تعدادی رابطه قیمت دقیق نشان داده است، که اغلب در میان امواج رخ می­دهد. دو دسته رابطه وجود دارد: اصلاحات و مضارب.

اصلاحات

گاهی اوقات، تصحیح، یک درصد فیبوناچی از موج قبلی را اصلاح می­کند. همانطور که در شکل 4-1 نشان داده شده است، اصلاحات تیز و دقیق اغلب 8/61% یا 50% موج قبلی را اصلاح می­کنند، به ویژه زمانی که به عنوان موج 2 یک ضربه، موج B یک زیگزاگ بزرگتر، و یا موج X در یک زیگزاگ چندگانه رخ می­دهند. قطر پیشرو در موقعیت موج یک، معمولاً با اصلاح زیگزاگ 6/78% (√φ) دنبال می­شود. اصلاحات جانبی، اغلب 2/38% موج ضربه قبلی را اصلاح می­کنند، به ویژه زمانی که به عنوان موج 4 اتفاق می­افتند، همانطور که در شکل 4-2 نشان داده شده است.

تصویر 4-2                                                                  تصویر 4-1


اصلاحات در همه اندازه­ ها مطرح هستند. نسبت­های نشان داده شده در اشکال 4-1 و 4-2 صرفاً گرایشاتی هستند. متأسفانه، این جایی است که اکثر تحلیلگران، تمرکز بیش از اندازه­ای را به آن معطوف می­کنند، زیرا اندازه­گیری اصلاحات آسان است. با این حال، موارد بسیار دقیق­تر و قابل اطمینان، روابط بین امواج متناوب، یا طول­های آشکار شده در جهت یکسان هستند، که در بخش بعدی توضیح داده شده است.

مضارب موج محرک


فصل 2 اشاره کرد که وقتی موج 3 گسترش می­یابد، امواج 1 و 5 به سمت برابری یا رابطه 618/0 تمایل دارند، که در شکل 4-3 هم نشان داده شده است. در واقع، تمام این سه موج محرک، براساس ریاضیات فیبوناچی وابسته هستند، و این وابستگی براساس برابری، 618/1 یا 618/2 است (که معکوس آنها عبارت است از 618/0 و 382/0). این روابط موج ضربه­ای معمولاً به صورت درصد اتفاق می­افتند. به عنوان مثال، موج I از 1932 تا 1937 به 6/371% دست یافت، در حالی که موج III از 1942 تا 1966 به 7/971% یا 618/2 برابر دست یافت. مقیاس Semilog برای نشان دادن این روابط مورد نیاز است. البته، در درجات کم، مقیاس­های محاسباتی و درصد، اساساً نتیجه یکسانی تولید می­کنند، بطوریکه تعداد نقاط در هر موج ضربه­ای نشان­دهنده همان مضارب است.

                                                      تصویر 4-5                     تصویر 4-4                                تصویر 4-3


یکی دیگر از توسعه­ های معمول این است که گاهی اوقات، طول موج 5 براساس نسبت فیبوناچی با طول موج 1 تا موج 3 مرتبط است، که در شکل 4-4 نشان داده شده است، و نشان می­دهد روابط گسترش یافته موج پنجم 382/0 و 618/0 زمانی رخ می­دهند که موج پنج گسترش نیابد. در آن موارد نادر، زمانی که موج 1 گسترش می­یابد، به شکل کاملاً منطقی، این موج 2 است که اغلب کل موج ضربه­ای را به بخش طلایی تقسیم می­کند، که در شکل 4-5 نشان داده شده است.

در اینجا تعمیمی وجود دارد که برخی از مشاهداتی را که قبلاً انجام داده­ایم، استنتاج می­کند: مگر اینکه موج 1 گسترش یابد، موج 4 اغلب محدوده قیمت موج ضربه­ای را به بخش طلایی تقسیم می­کند. در چنین مواردی، زمانی که موج 5 گسترش نمی­یابد، بخش آخر 382/0 برابر فاصله کل است، که در شکل 4-6 نشان داده شده است، و زمانی که گسترش می­یابد، 618/0 می­باشد که در شکل 4-7 نشان داده شده است. نمونه­های زندگی واقعی در اشکال 6-8 و 6-9 نشان داده می­شوند. این دستورالعمل تا حدودی ضعیف و ستت است که نقطه دقیق در موج 4 که بر زیر بخش تأثیرگذار می­باشد، متفاوت است. این می­تواند نقطه شروع، پایان و یا روند مقابل آن باشد. بنابراین، بسته به شرایط، دو یا سه هدف که به صورت نزدیک و دقیق خوشه­بندی شده­اند، برای پایان موج 5 ارائه می­کند. این دستورالعمل توضیح می­دهد که چرا هدف اصلاح زیر موج پنجم اغلب به طور ماعف با انتهای موج چهارم قبلی و نقطه اصلاح 388/0 نشان داده می­شود.


                                                تصویر 4-7                                                              تصویر 4-6


مضارب موج اصلاحی


در طول زیگزاگ، طول موج C معمولاً برابر با طول موج A است، که در شکل 4-8 نشان داده شده است، اگرچه به طور غیر معمول، 618/1 یا 618/0 برابر طول موج A نیست. همین رابطه برای زیگزاگ دوم نسبت به زیگزاگ اول در الگوی زیگزاگ دوبل برقرار است، همانطور که در شکل 4-9 نشان داده شده است.

در تصحیح مسطح منظم، امواج A، B و C، تقریباً برابر هستند، که در شکل 4-10 نشان داده شده است. در یک اصلاح مسطح گسترش یافته، موج C اغلب 618/1 برابر طول موج A است. گاهی اوقات، موج C فراتر از انتهای موج A را تا 618/0 برابر طول موج A خاتمه خواهد دد. هر یک از این گرایش­ها و روندها در شکل 4-11 نشان داده می­شوند. در موارد نادر، موج C، 618/2 برابر طول موج A است. گاهی اوقات، موج B در مسطح گسترش یافته، 236/1 یا 382/1 برابر طول موج A است.


                         تصویر 4-9                                                                 تصویر 4-8


تصویر 4-10


تصویر 4-11


در یک مثلث، متوجه شدیم که حداقل دو موج متناوب، معمولاً تا 618/0 با یکدیگر در ارتباط هستند، یعنی در یک مثلث متعاهد یا مانع، موج e = .618c، موج c = .618a، یا موج d = .618b، که در شکل 4-12 نشان داده شده است. در یک مثلث در حال گسترش، مضرب 618/1 است.


تصویر 4-12


در اصلاحات دوگانه و سه گانه، گاهی اوقات، سفر خالص یک الگوی ساده براساس برابری مرتبط است، و یا به ویژه اگر یکی از آن سه مورد مثلث باشد، براساس 618/0 مرتبط است.

در نهایت، موج 4 معمولاً یک محدوده قیمت ناخالص و یا خالص را پوشش می­دهد، که از رابطه برابری یا فیبوناچی با موج 2 متناظر آن برخوردار است. همانند امواج ضربه­ای، معمولاً این روابط براساس درصد رخ می­دهند.