نوارهای بولینگر (Bollinger Bands)


نوارهای بولینگر، یکی از معروفترین شاخص‌های تکنیکال در هر بازار مالی از جمله فارکس هستند. این شاخص، توسط جان بولینگر در اوایل دهه ۱۹۸۰، به واسطه نیاز به نوارهای معاملاتی انطباقی که بتوانند به نحوی صحیح منعکس کننده تلاطم قیمت باشند، طراحی گردید. 

این نوارها اغلب اوقات، جهت تعیین سطوح بیش خریداری شده و بیش فروخته شده کاربرد می‌یابند. فروش هنگامی است که قیمت، با نوار بولینگر بالاتر تماس پیدا کرده؛ و خرید آنگاه است که قیمت، از نوار بولینگر پایین‌تر میرود. این تکنیک دارای کارکرد بسیار خوب در بازارهای محدود به دامنه (بازار رنج)، است. افزون بر این، نوارهای بولینگر قابل استفاده جهت ورود به شکست‌ها بالای نوارها، مخصوصا پس از دوره زمانی که نوارها نسبتاً محدود شده است. در ادامه، هر یک از این روش‌ها مورد بررسی قرار خواهند گرفت. 


خلاصه‌ای پیرامون نوارهای بولینگر 

نوارهای بولینگر شامل مجموعه سه نوار کشیده شده در ارتباط با قیمت هستند. یک میانگین متحرک ۲۰ دوره‌ای در میانه، با یک نوار بالاتر و پایین‌تر دو انحراف معیار بالا و پایین میانگین متحرک ساده وجود دارد. انحراف معیار، معیار اندازه‌گیری آماری ست که ارائه دهنده انعکاس شایسته تلاطم قیمت است. از آن رو که ۶۸٪ داده‌ها در محدود به علاوه و منهای یک انحراف معیار میانگین قرار می‌گیرند؛ بالتبع، انحراف معیار دو میانگین قیمت مذبور، دارای توزیع ۵.۹۵٪ در حیطه دو انحرافات میانگین است. این نوارهای معاملاتی، در ساختار قیمت و حول آن شکل دهنده "پوششی" هستند که حرکات قیمت نزدیک حاشیه این پوشش است که مورد توجه خاص می‌باشد. 

وقتی قیمت به شدت دستخوش تغییر می‌گردد، نوارها پهن و گسترده شده، و این امر منعکس کننده تلاطم بیشتر است؛ اما هر گاه قیمت، چندان تغییر نمی‌کند، نوارها محدود و منقبض شده، و این مقوله نشان دهنده بازار رنج است.



در این مبحث، طرح فرمول‌های ریاضیاتی نهفته در مقوله نوارهای بولینگر یا سابقه آن، به واسطه تمام اهداف عملی که اطلاعات آن نامرتبط است، ضروری نیست. چنانچه خواننده خواهان فراگیری درخصوص محاسبات و مسائل دقیق نهفته در مقوله نوارهای بولینگر است، به www.bollingerbands.com  رجوع نماید. 


استراتژی نوارهای بولینگر ۱# : نوسان بولینگر

مطالعات حاکی از آنند که خروج از نوارهای بولینگر، صرفاً حداکثر در ۱۵٪ مواقع رخ می‌دهد. الباقی مدت، قیمت‌ها در درون نوارهای بولینگر نوسان داشته؛ و اغلب قیمت، به میانه نوارها بازگشت می‌کند. بدین ترتیب، نوارهای بولینگر به نظر می‌رسد که شبیه نوارهای کِشی عمل می‌کنند که صرفاً تا بدان اندازه کشیده می‌شوند که مجدداً به میانه یا میانگین بازگردند. دامنه‌های بالایی و پایینی نوارهای بولینگر، که توسط دو خط انحراف معیار ایجاد شده، حدود و مرزهای قیمت را نشان می‌دهند. 

از آن رو که احتمال بیشتری وجود دارد که قیمت، در عوض نفوذ به نوارها، به محدوده آنها مقید گردد؛ یکی از مطمئن‌ترین و معمول‌ترین روش‌های معاملات نوارها، خرید در شرایطی است که قیمت‌ها نزدیک نوار پایین‌تر قرار داشته؛ و فروش، در مواقعی ست که قیمت‌ها به نوار بالاتر نزدیک هستند. 



همچنانکه در نموارد فوق مشخص است، حداقل ۵ نمونه در آن وجود دارند که قیمت صرفاً به منظور برگشت مجدد به میانه با نوارهای خارجی یا نوار مخالف تماس یافته است. این امر بدین معنا نیست که معامله‌گر می‌تواند معاملات  را در هر زمان که قیمت با نوارهای خارجی تماس می‌یابد، اتخاذ نماید. بلکه پذیرش معاملات در سمت و سوی روند اصلی، در کنار شاخص‌های تأییدی بیشتر نظیر نمودارهای شمعی و RSI، به مراتب هوشمندانه‌تر است. 


شاخص‌های تأیید افت و خیر بولینگر: RSI و نمودارهای شمعی

صرفاً به واسطه آنکه قیمت‌ها، با نوارهای بولینگر بالا و پایین برخورد می‌کنند، لزوماً به معنای آن نیست که زمان مناسب جهت فروش یا خرید است. روندهای قوی، "سوار" بر این نوارها شده؛ و هر گونه تلاش معامله‌گر در خرید بر اساس "کف" قیمت‌ها در روند نزولی یا فروش در "سقف" قیمت‌های روند صعودی را از میان برمی‌دارند. فی‌الواقع، قیمت سبب سقف های جدید در روند صعودی، و کفهای تازه در روند نزولی شده؛ با نوارها برخورد نموده و آنها را بسط داده، به سرعت تلافی سفارشات " توقف ضرر" را بر سر معاملاتی درمی‌آورد که مستقیماً برگرفته از نوارها می‌باشند. بنابراین، ایده مناسب، معامله افت و خیز با سایر شاخص‌های تأییدی نظیر RSI و نمودارهای شمعی ست. 

چنانچه تلاش می‌کنید تا در افت و خیز از بولینگر معامله کنید؛ اغلب، توجه به شاخص قدرت نسبی یا RSI، اقدام شایسته‌ای ست. به هنگام دقت در RSI، مقصود مشاهده بیش خریداری شده و بیش فروخته شده نیست؛ بلکه منظور بررسی قدرت یافتن یا تضعیف شدن است. به طور کلی، معامله‌گر می‌تواند اقدام به گزینش موضع فروش در ارز نماید اگر نفوذ به نوار بولینگر بالاتر، زمانی رخ دهد که RSI نشانگر ضعف (بزرگتر از ۵۰-۸۰ و در حال نزول) باشد. به طریق معکوس، معامله‌گر می‌تواند اقدام به خرید ارز نماید اگر نفوذ به نوار بولینگر پایینی، زمانی رخ دهد که RSI نشانگر قدرت (پایین‌تر از ۳۰-۵۰ و در حال صعود) باشد. بدین ترتیب، دقت در RSI، به عنوان یک شاخص اولیه روند، جهت تأیید حرکت ضد روند از نوارها ست. 

افزون بر این، معامله‌گر می‌تواند صبور باشد و منتظر نمودار شمعی باقی ماند که مؤید برگشت است. به مجرد آنکه بدنه به نوار بالایی نفوذ کند، می‌توان به دنبال کندل استیک‌های نزولی گشت؛ در حالیکه به مجرد نفوذ کندل به نوار پایینی، می‌توان کندل استیک‌های صعودی را جستجو نمود. اگر نمودارهای شمعی سبب تشکیل سقف‌‌ها و کف‌ها ورای نوارها می‌گردند، این زمان، موعد مناسب ورود نیست. اما اگر کندل استیک، پس از آنکه نفوذ، با عدم موفقیت در ایجاد بیشترین یا کمترین تازه مواجه می‌شود، دقت کنید که آیا آن شکل دهنده قالبی نزولی یا صعودی به عبارت دگر، بدنه سیاه بلند یا سایه بالایی بلند برای نزول (خرسی)، و بدنه سفید بلند یا سایه پایین بلند برای صعود (گاوی) است. لطفاً، در این خصوص، به مقاله الگوهای کندل استیک از مؤلف این سطور رجوع نمایید. 


چارچوب‌های بهینه زمانی افت و خیز بولینگر: 

هر چه چارچوب زمانی طولانی‌تر باشد؛ نامکرر بودن فرصت‌های افت و خیز بیشتر، و در عین حال، نوارهای دارای گرایش به قوی‌تر بودن هستند. و این، یک رابطه جایگزینی ست. چنانچه معامله‌گر خواهان فرصت‌های بیشتر و داشتن نوارهای قوی ست؛ یافتن توازن میان این دو، دشوار است. بررسی‌ها نشانگر آنند که 4H دارای بهترین کارکرد است. معامله‌گر می‌تواند فرصت‌های معاملاتی بسیاری به دست آورده؛ و چارچوب زمانی نیز منعکس کننده نوارهای قوی ست. 


نوسان نزولی :

یک نوسان نزولی ، زمانی ست که ارز، در روند صعودی قرار داشته، و سپس، به نوار بولینگر پایین‌تر عقب می‌کشد. ورود در این صورت، یک کندل استیک صعودی است که هم اینک نیز به روند پیشین بازگشت است. 


شرایط ورود:

۱. ارز، در روند صعودی است

۲. ارز، به نوار بولینگر پایین اصابت نموده، یا به قدری نزدیک بدان می‌گردد که به اصابت شبیه است

۳. رفتن RSI به زیر ۳۰-۵۰ و صعودی

4. جستجوی الگوها و کندل استیک‌های بازگشتی صعودی (گاوی)


نکته:  اطمینان حاصل نمایید که صرفاً ۱ الی ۲ مورد از چنین معاملاتی در روز به دست می‌آورید. چنانچه در دو معامله، سفارش " توقف ضرر" برای شما اجراء شده، این امر نشانه آن است که بازار، در مرحله اصلاحی قوی ست؛ و پذیرش معاملات بیشتر از نوارها، ایده مناسبی نیست. 



شرایط خروج:

۱. سفارش " توقف ضرر"  که ۲۰ پیپ پایین‌تر از انحراف سوم نوار پایینی (لازم است یکی طراحی کنید)، یا ۵۰ الی ۸۰  پیپ از ورودی است.

۲. هشدار سر به سر در میانه نوارها. 

۳. کسب سود در دیگر نوار بولینگر یا ۱۰۰ الی ۱۵۰ پیپ ( حد سود )


 


در نمودار فوق، نوارها، درست پس از مرحله انبساط، محدود گردیده؛ و این امر نشانگر آن است که موعد مناسب برای حصول مزیت از معامله افت و خیز صعودی در سمت و سوی روند اصلی صعودی فرا رسیده است. کندل استیک صعودی نشانگر نوار پایینی نفوذ شده بدان است که به قیمت پایانی عقب نشینی کرده؛ و این امر بیانگر آن است که زمان مناسب برای آماده شدن جهت کشیدن ماشه فرا رسیده است. از آن رو که کندل استیک بعدی، بدنه صعودی خوبی را به نمایش گذارده، و RSI تقویت شده، حال موعد ورود خرید در قیمت پایانی آن بدنه (۱.۴۵۶۵) است. در چهار کندل استیک بعد، ۱۰۰ پیپ که سود هدف است به دست می‌آید. با استفاده از این شرایط برای تأیید، احتمال بیشتر بُرد تضمین می‌شود. 




نوسان نزولی

نوسان نزولی ، زمانی است که ارز، در روند نزولی قرار داشته؛ و به جانب نوار بولینگر بالاتر بالا می‌کشد. ورود معامله‌گر در این شرایط، می‌بایست کندل استیک نزولی (خرسی) باشد. 


شرایط ورود:

۱. ارز، در روند نزولی است

۲. ارز، به نوار بالایی اصابت کرده، یا به قدری بدان نزدیک می‌شود که به اصابت شبیه است

۳. جستجو برای RSI که بالای ۵۰ الی ۸۰ قرار داشته، و در حال نزول است

۴. جستجو برای الگوها و کندل استیک‌های بازگشتی نزولی. 


نکته : اطمینان حاصل نمایید که صرفاً ۱ الی ۲ مورد از چنین معاملاتی در روز به دست می‌آورید. چنانچه در دو معامله، سفارش " توقف ضرر" برای شما اجراء شده، این امر نشانه آن است که بازار، در مرحله اصلاحی قوی ست؛ و پذیرش معاملات بیشتر از نوارها، ایده مناسبی نیست. 


شرایط خروج:

۱. سفارش زیان گریزی که ۲۰ پیپ پایین‌تر از انحراف سوم نوار بالایی (لازم است یکی طراحی کنید)، یا ۵۰ -۸۰ پیپ از ورودی ست.

۲. هشدار سر به سر در میانه نوارها. 

۳. کسب سود در دیگر نوار بولینگر یا ۱۰۰ الی ۱۵۰ پیپ از ورودی.

 

 


در نمودار فوق، بازار به کُندی به سمت پایین حرکت کرده است ، و این امر نشانگر آن است که روند بزرگتر، وقتی کندل استیک صعودی بسیار بلند به نحوی غیرمنتظره از نوار پایینی شکل گرفته و در نوار بالاتر خاتمه یافته، نزولی بوده است. این نوع کندل استیک‌ها در دوره‌ها نادر هستند؛ و احتمالاً توسط رویدادهای تازه تحریک شده؛ و زمانی که بر خلاف روند اصلی رخ می‌دهند، می‌توان اطمینان داشت که تا زمانی که تمام کریدور نوار بولینگر را پل می‌زنند، سبب فرسایش خود خواهند گردید. مشاهده آنکه کندل استیک تشکیل شده، سپس، با نوار بالایی تماس حاصل می‌نماید، هشداری برای پُر کردن تفنگ خویش و هدفگیری سر این متجاوز است. دیدن اینکه کندل استیک بعد، برای ایجاد سقف جدید با شکست مواجه شده، و نزولی می‌گردد؛ افزون بر مشاهده تضعیف RSI، بیانگر سیگنال‌های موعد کشیدن ماشه است. قیمت، هرگز رو به جلو تداوم نیافته؛ بلکه از زمان ورود افت نموده؛ و در طول مسیر چند کندل استیک بعدی، حصول سود ۱۰۰ پیپ، براحتی میسر می‌گردد. 


مزایا و ریسک‌ها

معامله‌گران کوتاه مدت می‌توانند آن را در نمودارهای ساعتی؛ معامله‌گران میان مدت، در نمودارهای چهار ساعت، و معامله‌گران طولانی مدت در نمودارهای روزانه و هفتگی استفاده نمایند. به خاطر داشته باشید که چارچوب زمانی کوتاهتر، به معنای سیگنال کمتر قابل اعتماد است؛ علی ای حال، همچنان خواهان چارچوب زمانی هستیم که ارائه دهنده فرصت‌های معاملاتی چند باشد. 

بسیاری از معامله‌گران، به نحوی فوق‌العاده موفقیت‌آمیز، موفق به ایجاد سیستم‌های نوسان بولینگر شده که قادر به کسب مزیت از شرایط قرار داشتن در دامنه، یا بهتر از آن، تصحیح روند می‌باشند. حال، چه رخ می‌دهد اگر بازار، ورای نوارهای بولینگر روند یابد؟ امید آن است که فیلترهای استراتژی نوسان ۱ مانع ورود معامله‌گر به معاملات مذبور گردیده؛ یا سفارش " توقف ضرر" جهت ایشان اجراء شود. افزون بر این، معامله‌گر می‌تواند فرصت شکست که در ادامه ملاحظه خواهد شد را مورد بهره‌برداری قرار دهد. 


استراتژی نوارهای بولینگر ۲ : شکست بولینگر

شکست از نوار بولینگر، اغلب قابل پیش‌بینی توسط آنچه است که موسوم به جمع شدن نوارها می‌باشد. هر گاه نوارها به هم فشرده می‌شوند، یا باریک می‌گردند، بازار به مرحله کانالی نمودن تلاطم نازل ورود می‌نماید. هر چه میزان حرکت در این نوارهای باریک طولانی‌تر باشد؛ احتمال بیشتری وجود دارد بازار نهایتاً  به سمت نفوذ در این نوارها رفته؛ و در راستای شکست ادامه دهد. این امر، بالخص در شرایطی رخ می‌دهد که این رویداد، در سمت و سوی روند بلندمدت پیشتر تثبیت شده به وقوع پیوندد. معذلک، زمانبندی همه چیز است؛ و مسئله صرفاً آن است که آگاهی نسبت به طول دوام این فشردگی وجود ندارد. 


یادداشت: نوار بولینگر به عنوان فیلتر. معامله‌گر یقیناً خواهان آن نیست که در خلال بازار فاقد روند، در جریان معامله شکست قرار گیرد. چنانچه معامله‌گر تلاش داشته تا در سقف کانال محدود به دامنه، شکست ایجاد نماید؛ این امر، مبدل به داری می‌شود که به هنگام بازگشت بازار به طرف دیگر کانال، معامله‌گر بدان آویخته می‌شود. یک روش تعیین اینکه آیا بازار در محدوده دامنه قرار دارد، استفاده از نوار بولینگر به عنوان فیلتر است. آنچه معامله‌گر انجام می‌دهد، برآورد فاصله میان نوار بالایی و پایینی ست. با استفاده از پس- آزمایی بررسی می‌شود که آیا فاصله کمتر از X پیپ است (که تحت عنوان دامنه BB اطلاق می‌نماییم)؛ در این صورت، نوارهای بولینگر باریک‌تر شده؛ و می‌بایست از معامله اجتناب گردد. اگر بازار در دامنه BB محدود باشد؛ بالتبع، ورای آن گسترش یافته؛ و مبدل به شرط دوم و سوم برای زمینه ورود می‌شود. شرط نخست، آن است که معامله‌گر صرفاً می‌بایست در سمت و سوی روند اصلی معامله انجام دهد. 


قلاب کردن نوارها: نوار بالایی، بالا را نشانه رفته؛ نوار پایینی، پایین را. نکته کلیدی بصری، مشاهده نوار بالایی و پایینی به هنگام نزدیک شدن قیمت به آنها ست. اگر نوارها، یکنواخت باقی مانند، یا منقبض شوند یا صرفاً یک نوار قلاب شده و دیگری دستخوش این امر نگردد؛ آنگاه معامله‌گر، نشانه‌ای در اختیار خواهد داشت که بیان می‌دارد، چیز چندانی اتفاق نخواهد افتاد. معذلک، اگر نوار بالایی صعود نموده، و نوار پایینی افول نماید؛ این امر بیانگر آن است که انفجار بالقوه در حرکت قیمت، در راستای کندل استیکی که به نوار فشار می‌آورد، در شرف وقوع است. بدین ترتیب، هر چه این راستا عمودی‌تر باشد؛ حرکت بالقوه، قوی‌تر است. 


سایر شاخص‌ها: کندل استیک و RSIهمچون معامله افت و خیز، معامله‌گر می‌تواند الگوهای نمودارهای شمعی و RSI را به عنوان شاخص‌های تأییدی برای انجام معامله مورد استفاده قرار دهد. معامله‌گر خواهان شکست از بالا یا پایین کندل، جهت داشتن دامنه اندکی بیشتر است. معامله‌گر خواهان آن است که RSI برای معامله خیزان، قویتر؛ و برای معامله افتان، ضعیف‌تر شود. 

شکست خیزان

شکست خیزان، پس از انقباض نوارهای بولینگر، و سپس، شکست قیمت و بسط نوار بالاتر به جانب بالا، به وقوع می‌پیوندد. نوار بالاتر، بالا را نشانه گرفته؛ و نوار پایین‌تر، پایین را. 


شرایط ورود:

۱. ارز، در روند صعودی ست

۲. ارز، در نوار محدود (باریک)، گیر افتاده است

۳. قیمت، به نوار بالاتر رسیده؛ و نوار بالاتر به بالا وصل می‌شود؛ در حالیکه نوار پایین‌تر، به پایین

۴. کندل شکست برخوردار از دامنه‌ای بیشتر از کندل‌های پیشین است

۵. RSI، ۳۰-۵۰ و صعودی ست


شرایط خروج:

۱. سفارش زیان گریزی که ۲۰ پیپ پایین‌تر از نوار میانی، یا ۵۰-۸۰ پیپ از ورودی ست.

۲. کسب سود که ۱۰۰ الی ۱۵۰ پیپ از ورودی است. 



در نمودار فوق، بازار، به دوره ۵ بدنه‌ای انقباض مختصر (فشردگی) وارد شده که به معامله‌گر هشدار می‌دهد، نسبت به شکست بالقوه ورای نوار بالایی در راستای روند اصلی، هشیار باشد. هر گاه کندل صعودی قوی و سالم، از نوار میانی به قصد نفوذ به نوار بالایی حرکت کند، این امر نشانگر آن است که می‌بایست توجه داشت؛ یک شکست، تازه به وقوع پیوسته؛ و بالتبع، نیازمند چند سیگنال تأیید هستیم. یک سیگنال تأییدیه، اشاره‌ای بصری ست مبنی بر آنکه نوار بالایی، به سمت بالا قلاب شده؛ و در همان زمان، نوار پایینی، به جانب پایین قلاب گردیده است. نشانه تأیید دگر، آن است که کندل بعدی نیز، صعودی است؛ و سقف جدید را سبب می‌شود که نشان می‌دهد، شکست موفق بوده؛ و بدون افت و خیز در دید، معامله‌گر می‌تواند در قیمت پایانی کندل استیک، برای خرید به بازار ورود کند. 


شکست نزولی

شکست نزولی، پس از انقباض نوارهای بولینگر، و سپس، شکست قیمت و بسط نوار پایین‌تر به جانب پایین، به وقوع می‌پیوندد. نوار بالاتر، بالا را نشانه گرفته؛ و نوار پایین‌تر، پایین را. 


شرایط ورود:

۱. ارز، در روند نزولی ست

۲. ارز، در نوار محدود (باریک)، گیر افتاده است

۳. قیمت، به نوار بالاتر رسیده؛ و نوار بالاتر به بالا وصل می‌شود؛ در حالیکه نوار پایین‌تر، به پایین

۴. کندل شکست برخوردار از دامنه‌ای بیشتر از کندل‌های پیشین است

۵. RSI، ۵۰-۸۰ و نزولی ست


شرایط خروج:

۱. سفارش زیان گریزی که ۲۰ پیپ بالاتر از نوار میانی، یا ۵۰ - ۸۰ پیپ از ورودی ست.

۲. کسب سود که ۱۰۰ - ۱۵۰ پیپ از ورودی است. 



نمودار فوق، با محدود شدن بازار، با کندل استیک‌هایی که تلاش می‌دارند تا مأیوسانه و بدون شانس، به بازار فشار آورند، و نوار بالایی بالاتر در مقابل روند اصلی جاری نزولی آغاز می‌شود. هر گاه سه کندل استیک صعودی قوی، به جانب نوار پایینی فرود نمایند، معامله‌گر، مانند "گیس‌طلایی"، نسبت به شکست بالقوه در جنوب هشیار می‌شود. کندل استیک چهارم که به نوار پایین نفوذ کرده، دوجی  پایه بلند شده؛ و به منظور تعیین فروش، توقف می‌نماید. معذلک، با توجه به اشاره بصری که نوار بالایی به بالا قلاب شده، و در عین حال، نوار پایین به پایین، معامله‌گر اعتماد به نفس لازم را در خواهد یافت. افزون بر این، وی مشاهده خواهد نمود که RSI تضعیف شده است. هر گاه کندل استیک پنجم، قویاً نزولی گردد؛ بالتبع، معامله‌گر دارای تأییدیه قطعی‌تر، مبنی بر آن است که شکست موفق بوده؛ و فروش در قیمت پایانی کندل استیک، بالخص به منظور حصول 100 پیپ از چهار کندل استیک بعد را به انجام خواهد رساند. 


مزایا و ریسک‌ها

گرچه معامله فشردگی شکست، کمتر از معامله افت و خیز رخ می‌دهد، اما این استراتژی همچنان به نحوی بسیار قوی، مد نظر استفاده است. البته، این استراتژی صرفاً در ۱۵٪ مواقع رخ داده؛ اما زمانی که به وقوع می‌پیوندد، می‌تواند نشانگر حرکت شکست بسیار چشمگیر باشد. 

به خاطر داشته باشید که اگر معامله‌گر تلاش کند تا هر نمونه شکست را- که در آن، قیمت به نوارها فشار می‌آورد- پذیرا گردد، حساب وی به سرعت از میان خواهد رفت. بنابراین، بهتر است مراقب هر گونه شاخص تأیید دگر باشد. وی می‌بایست پس از آنکه نوارها برای یک دوره زمانی، محدود و باریک شدند، در سمت و سوی روند اصلی معامله نماید. معامله‌گر خواهان آن است که نوارها به صورت عمودی به بالا و پایین قلاب شوند؛ وی، خواهان آن است که کندل‌های نفوذ، بزرگ باشند؛ RSI، برای معاملات صعودی، تقویت شود؛ و جهت معاملات نزولی، تضعیف. اگر معامله‌گر، تمام این شرایط را دنبال کند، همچنان ممکن است اشتباه نماید. بالتبع، وی ناگزیر از قرار دادن سفارش " توقف ضرر" ثابت، در جایی نه چندان دور از ورود، و پنهان شدن در نوار میانی ست. 


مطلبی یافت نشد