تنوع

شما شاید آنقدر خوش شانس باشید که بیشتر از یک سیستم خوب پیدا یا ایجاد کنید، اما چالش زیادی که شما با آن مواجه خواهید شد، این است که چگونه شما نسبت بدهی و اندازه لات بین سیستم‌های مختلف را بسنجید یا تقسیم کنید تا  اصول خوب مدیریت سرمایه را پیاده کنید؟

همانطور که دیده‌ایم، شیوه نسبت بدهی هوشمند است تا بیشتر از یک نسبت بدهی 2:1 در هر معامله، معامله نکنید، که مشابه معامله 1 مینی لات هر 5000 دلار یا 1 میکرو لات هر 500 دلار است. اما چه می‌شود اگر شما با بیشتر از یک استراتژی معامله کنید، و متعاقبا شما چندین معامله همزمان در سیستم‌های مختلف باز دارید که روی همان جفت‌های ارز یا جفت‌های ارز مختلف کار می‌کنند؟ شاید فکر کنید که تنوع دارید وقتی در حقیقت همبستگی خالص بین سیستم‌های مختلف خیلی بزرگ است که ریسک شدید کاهش نمی‌یابد بلکه بیشتر می‌شود.

یک توسعه دهنده روند استراتژی گفته است:

من به خاطر ایجاد سیستم‌های روند مختلف برای جفت‌های مختلف و کار آنها روی همان حساب، هر یک یا نسبت بدهی هوشمند 2:1 هر معامله یا 2% ریسک سرمایه هر معامله مقصر هستم، و فکر می‌کنم که  سیستم‌های چند سیاسته بازدهی بیشتر با ریسک کمتری ایجاد خواهند کرد. در عوض، فهمیدم که بسیاری از این روندهای مبتنی بر سیستم‌ها کم و بیش در همان زمان و در همان مسیر شروع می‌شوند، روی جفت‌هایی که بعدا مشخص می‌شوند خیلی همبسته بوده‌اند. این مسئله منجر به یک تجمع معاملات باز، نسبت بدهی و ریسک می‌شود که ممکن است به نفع من کار کند اگر سیستم‌ام واقعا یک روند قانونی را مشخص کنند، اما خیلی جدی کار خواهد کرد و حساب‌ام خالی می‌شود وقتی با بازارهای دو طرفه اجتناب ناپذیر مواجه می‌شوم و تمایل به شرکت در سیستم‌های روند دارم، فقط تا دوره معکوسی و آنها را در حد ضررشان متوقف کنم.

برای مثال: فرض کنید من پنج استراتژی معاملاتی با نسبت بدهی 2:1 یا 1 مینی لات هر استراتژی برای حساب 5000 دلاری دارم، و آنها هر یک سعی در کنترل این روند طبق روندهای مختلف مبتنی بر شاخص‌ها دارند. مسایل بزرگ هستند وقتی بازار وارد یک روند می‌شود. اما چه می‌شود اگر بازار مرا به سمت علایم روند اشتباه هدایت کند فقط برای اینکه خلاف حد ضرر 50 پیپی حرکت کنم؛ پس من 50(حد ضرر)X5 معامله = 250$، یا 5% حساب‌ام ضرر می‌کنم. اگر بازار پیاپی مرا به سمت روندها اشتباه پنج بار پشت سرهم   هدایت کند، من با 25% حساب‌ام  تمام می‌کنم. شوخی نیست. همانطور که می‌بینید، استفاده از نسبت بدهی 2:1 هر معامله فقط خوب است اگر شما با یک استراتژی در حساب تان معامله کنید، اما وقتی شما از چند استراتزی همزمان استفاده می‌کنید، خطر انباشتگی نسبت بدهی نشان داده می‌شود.

یک راه ساده برای محدود کردن درصد ریسک سرمایه هر معامله باز خالص تا 2% تقسیم 2% بر کل استراتژی‌هایی است که شما استفاده می‌کنید و عدد تقسیم شده به هر استراتژی تخصیص می‌یابد. برای نمونه، اگر شما از 5 استراتژی استفاده کنید، پس شما 0.4 درصد ریسک برای هر استراتژی اعمال می‌کنید: پنج استراتژی*0.4 ریسک=2.0 ریسک زیاد. این مسئله تضمین خواهد کرد که اگر همه پنج استراتژی یکباره باز شوند، ریسک سرمایه باز کمتر از 2.0% خواهد بود.

اما اگر مسیر ساده متنوع شود، شما نسبت بدهی همه استراتژی‌ها را طبق این فرضیه جمع می‌کنید که همه می‌تواند در همان زمان و همان مسیر باز کنند، وقتی در حقیقت مقداری می‌تواند در زمان‌های مختلف و در مسیرهای مختلف باز باشد. سودمندتر  برای حساب برای مقداری عدم همبستگی در سنجش خطر در پرتفیلو نخواهد بود، و نسبت بدهی به پرتفیلو را برا اساس تفاوت‌های نسبی کمی گسترش می‌دهد؟

با همبستگی، من به اندازه‌گیری تاکتیکی اشاره می‌کنم که چگونه دو اوراق بهادار (اینجا جفت‌های ارز) در ارتباط با یکدیگر تغییر می‌کنند، بعلاوه تعریف گسترده‌تر رابطه متقابل دو یا بیشتر از دو چیز، که در این مورد استراتژی‌ها بدون توجه به اختلاف بازار است. بخصوص، من از مقدار اختلاف بین جفت‌ها و بین رفتار استراتژی نگران هستم.

این مقاله سعی در اندازه‌گیری دارد که چگونه شما می‌توانید این مقدار اختلاف بین جفت‌ها و استراتژی‌ها را اندازه‌گیری کنید تا نسبت بدهی/ریسک افزایشی به این اختلاف را تخصیص دهید.

هر پرتفیلوی استراتژی‌ها با یک مبنای نسبت بدهی 2:1 شروع خواهد شد. در درصد فرمول ریسک سرمایه‌ام، نسبت بدهی 2:1 شبیه ریسک 2% یا 0.02 است. اگر من دو استراتژی داشته باشم 2% تقسیم بر دو خواهد شد و 1% ریسک در هر معامله بدست می‌آید، و اگر من پنج استراتژی داشته باشم 2% تقسیم بر 5 خواهد شد و 0.4% ریسک هر استراتژی دارد. هرچند من قادر به افزایش پایه 2% ریسک براساس مقداری از معیارهای بازار و اختلاف رفتاری بین استراتژی‌ها هستم. برای نمونه، اگر من دو استراتژی معاملاتی روی جفت‌های کاملا غیر وابسته مثل EURUSD و AUDNZD داشته باشم، می‌توانم 1% ریسک بیشتر به پرتفیلو  اختصاص دهم تا آن را با ریسک 3% کنم و بنابراین 1.50% برای هر استراتژی معامله کنم.

حالا سه حوزه را بررسی می‌کنیم که  در آن تنوع، همبستگی و اختلاف می‌تواند اندازه‌گیری شود:

1.    تنوع بازار: تنوع در عدم همبستگی جفت‌ها

2.    تنوع رفتاری: تنوع در اختلاف منطق استراتژی، بازه زمانی، مدت و تکرار معامله.

3.    تنوع سود دهی: تنوع در اختلافات در سود‌دهی و قدرت

تنوع بازار

 

همه شما این ضرب المثل را شنیده‌اید، همه تخم‌مرغ‌هایت را در یک سبد نزار، منظور از این ضرب المثل این است که همه پول‌تان را در یک گروه دارائی قرار ندهید یا یک ابزار در این گروه، اما در عوض سرمایه گذاری متنوعی در چند گروه و انواع مختلف داشته باشید. استدلالی که برای تنوع سازی در گروه‌های مختلف مطرح شده موضوعی درستی است: وقتی اوضاع خراب شود، کل پرتفیلوتان پایین نمی‌رود. در حالیکه سهام و مستغلات در مدت اخرین رکود اقتصادی کاهش قیمت داشتند، فلزات قیمتی مثل طلا  و نقره خیلی سریع سقوط‌شان را بازیابی کردند و تقریبا هر گروه دیگری را در مدت فاز بازیابی بهتر کردند، و بنابراین دارائی از چند گروه می‌تواند ضربه را وقتی اوضاع خراب است، کم کند.

استدلال مطرح شده برای تنوع سازی در انواع مختلف ابزارها معمولا در دنیای سهام یافت می‌شود: اگر شما همه پول‌تان را به سهام مشابه اختصاص دهید شما با ضرر یک قسمت قابل توجه از آن کار را خاتمه می‌دهید وقتی بخش‌های آن به هر دلیلی رو به وخامت می‌رود. دیدیم چگونه سهام اینترنتی در سال 2001 ضربه خوردند بعد از اینکه حباب دات کام ترکید (1995-2000)، و بعد دیدیم چگونه سهام بانک‌ها تقریبا در سال 2008 از بین رفتند بعد از اینکه حباب مسکن ایالات متحده ترکید. درس‌های خوبی می‌توان گرفت. اگر کسی در دنیای سهام سرمایه‌گذاری کند، باید روی چندین بخش تمرکز کند (بانکداری، تاسیسات، بهداشت، فناوری و کالای مصرفی) و بهترین شرکت نماینده برای هر یک را پیدا کند. گفته می‌شود، برای سهام همه بخش‌ها غیر معمول نیست که  به صورت چشمگیری با قدم آهسته کاهش داشته باشند بعد از اینکه حباب دارائی از بین رفت. در دوران بی‌ثباتی و بحران، بازارها با هم کار می‌کنند.

از اینرو فارکس بخش‌های خاصی مثل دنیای سهام ندارد،  بخش‌های منطقه‌ای دارد که اصول اقتصادی مجزایی دارند و خودشان را جدای از مناطق دیگر تنظیم می‌کنند. در زیر جدول گروه بندی ارزها طبق این مناطق است.

منطقه

ارزهای رایج در هر منطقه

نکته‌ها

آمریکای شمالی

US Dollar (USD), Canadian Dollar (CAD), Mexican Peso (MXN)

دلار ایالات متحده پادشاه ارزها است.

آمریکای جنوبی

Brazilian Real (BRN), Argentina Peso (ARS), Colombian Peso (COP)

به سختی در هر حق کارگزاری فارکس پیدا می‌شود

اروپای غربی

British Pound (GBP), Euro (EUR), Swiss Franc (CHF), Danish Krone (DKK), Norwegian Krona (NOK), Swedish Krona (SEK)

 همبستگی زیادی بین CHF, DKK, NOK, and SEK وجود دارد. ارزهای اسکاندیناوری در کارگزاری‌های فارکس کمی داد و ستد می شوند.

اروپای شرقی

Czech Koruna (CZK), Hungary Forint (HUF), Poland Zloty (PLN), Turkish Lira (TRY)

ارزهای اروپای شرقی در کارگزاری‌های فارکس کمی داد و ستد می‌شوند.

خاورمیانه

Qatari Rial (QAR), Kuwaiti Dinar (KWD), UAE Dirham (AED), Saudi Riyal (SAR),

 ارزهای خاورمیانه در کارگزاری های فارکس کمی داد و ستد می‌شوند.

آفریقا

South African Rand (ZAR) 


ZAE در کارگزاری های فارکس کمی داد و ستد می‌شوند.

اقیانوسیه

Australian Dollar (AUD), New Zealand Dollar (NZD)

خیلی همبستگی دارند

شرق آسیا

Japanese Yen (JPY), Chinese Yuan Renminbi (CNY), Hong Dollar (HKD), Malaysian Ringgit (MYR), Singapore Dollar (SGD), 


فقط ین ژاگن در کارگزاری فارکس پیدا می‌شود؛ ین ژاپن به عنوان ارز پروکسی برای آسیای شرقی است.

جنوب آسیا

Indian Rupee (INR), Pakistan Rupee (PKR 


در کارگزارهای کمی پیدا می‌شود.


در حالیکه به نظر می‌رسد که نه منطقه وجود دارد که می‌تواند سرمایه‌گذاری ارزی را تنوع بخشد، بیشتر کارگزاران ارزی فقط ارزهای چهار منطقه را پیشنهاد می‌کنند، آمریکای شمالی، اروپای غربی، اقیانوسیه و شرق آسیا. تعداد کمی از کارگزاران فارکس ارزهایی از همه مناطق را پیشنهاد می‌کنند که توانائی‌شان برای تنوع را طبق اختلافات اقتصادی منطقه‌ای   محدود می‌کند. گذشته از این، هیچ تضمیمی وجود ندارد که ریسک‌تان را در همه ارزهای چند گانه از مناطق مختل منتشر کنید که می‌تواند شما را از ریسک بازار سرمایه محافظت کند؛ برای نمونه در مدت بحران مالی سال 2008، که منجر به وحشت شد، بیشتر ارزها از بیشتر مناطق تا نزدیک 25% کاهش داشتند، در همین حال فقط USD و JPY رشد داشتند. همانطور که قبلا گفتیم، در دوران عدم ثبات یا بحران، بازارها خواستار کار با یکدیگر هستند. تنها بیمه مطمئن از ریسک بازار محدود کردن قرار گیری فرد در هر ارزی است، و هیچ ارزی را مثل سرمایه‌گذاری حفظ نمی‌کنند اما در کوتاه مدت معامله می‌کنند.

حرکت در جهت فنی، می تواند برای انتخاب بیشتر از یک جفت سودمند باشد تا به سه دلیل  معامله کنند:

1.    جفت ارز گاهی می‌تواند در یک دامنه معاملاتی کوچک محدود شود، و معامله با آن را سخت می‌سازد، در حالیکه جفت‌های دیگر ممکن است روند ایجاد کنند؛

2.    پیروی از بیش از یک جفت شانس را افزایش می‌دهد که روند سود ده از دست نرود؛

3.    تنوع، مخصوصا وقتی جفت‌ها همبستگی ندارند، ریسک را کم می‌کند.

این آخرین مرحله است، که تنوع غیر همبسته می‌تواند ریسک را کاهش دهد، که روی توجه‌مان تاکید خواهد داشت.

ریسک همبسته و غیر همبسته است. ریسک همبسته نمی‌تواند با تنوع از بین رود. برای نمونه، اگر شما از استراتژی پیروی کنید و روی EURUSD کار کنید، و  روند استراتژی  دیگر روی EURCAD کار می‌کند، همبستگی خیلی زیادی بین دو جفت وجود دارد که به احتمال زیاد شما وارد می‌شوید و  با توجه به روند همان زمان در همان مسیر خارج می‌شوید، بنابراین شما را در معرض ریسک دوبل قرار می‌دهد اگر این روند شکست بخورد.

ریسک همبسته: مقدار حرکت مشابه بین جفت‌ها است. 

ریسک غیر همبسته: مقدار حرکت غیر مشابه بین جفت‌ها است.

مشکل ریسک همبسته این است که اگر شما نسبت بدهی 2:1 برای هر معامله در کل جفت‌های همبسته تنظیم کنید، شما خیلی بدهی و خطر را بزرگ می‌کنید. به بررسی اختلاف غیر همبسته بین جفت‌ها علاقمندتر هستیم

چگونه اختلاف غیر همبسته بین جفت‌ها را اندازه‌گیری کنیم؟

می‌توانید به صورت بصری نمودارهای ارزی و بازه زمانی را آزمایش کنید که علاقمند در معاملات هستید و ایده خوبی بگیرید که چگونه جفت‌ها یکدیگر را دنبال می‌کنند یا از هم دور می‌شوند.

یا می‌توانید به وب‌سایت‌های مختلف بروید و درصد همبستگی بین جفت‌های مختلف را در فرم‌های زمانی مختلف محاسبه کنید:

  • محاسبه‌گر همبستگی در Investing.com
  • محاسبه‌گر همبستگی فارکس استریت
  • محاسبه‌گر همبستگی اونادا


نکته جالب:

اگر شما دو وب‌سایت در همه فرم‌های زمانی و دوره مشترک، مثل دوره 200 روزه روزانه را مقایسه کنید؛ اختلاف قابل توجه‌ای در چگونگی نمایش   همبستگی بین جفت‌ها در این سایت می‌بینید. شاید آنها از فرمول همبستگی مختلفی پشت صحنه استفاده می‌کنند، که برای کاربر نهایی تعیین درست‌ترین مورد را سخت می‌سازد.

هر وب‌سایت فواید خودش را دارد. یک دیدگاه جالب اینوستینگ. کام برای همه همبستگی بصری بین 29 جفت در بازه زمانی و دوره منتخب دارد، که به صورت روزانه و دوره 200 یا 300 روزه خواهد بود. زمان کوتاه‌تر و دوره‌ها انحراف را حادتر مشخص می‌کند، اما من بیشتر علاقمند به تصویر بزرگی هستم. به خاطر داشته باشید که همبستگی ثابت باقی نمی‌ماند، و بنابراین انتخاب دو جفت که به نظر غیر همبسته در آخرین سال می‌رسند، ممکن است شما را در همبستگی زیاد در ماه‌های آتی سورپرایز کنند.

اگر علاقمند به تنوع غیر از EURUSD هستید، EURUSD را در مقابل 29 جفت در دوره 300 روزه انتخاب کنید (در 24 اگوست، سال 2012):

فرض کنید که هر چیزی بالای +70 (یا زیر -70) کاملا همبسته باشد، به نظر می‌رسد که لیست‌ 29 جفت‌مان می‌تواند تا 21 جفت غیر همبسته کاهش یابد. چه فرقی می‌کند؟ اولی چهار جفت همه بیشتر از 70% همبستگی دارند، و همینطور آخرین چهار جفت همه بیشتر از -70% همبستگی دارند. اگر شما قصد معامله روندتان بعد از استراتژی‌های روی جفت های غیر همبسته دارید، شما مجبور به انتخاب 21 به طور متوسط هستید، و بعد تحلیل  همبستگی روی هریک از انها را اجرا می‌کنید، برای اینکه ببینید تا چه حدودی آنها با هم همبستگی دارند. 

اما شما نباید جفت‌هایی براساس فقط عدم همبستگی‌شان انتخاب کنید یا جفت‌هایی حذف کنید چون همبستگی بالاتر و قدیمی دارند. در عوض، می‌توانید از صدک همبستگی به عنوان روش اندازه‌گیری استفاده کنید و در معرض خطر بیشتری در ریسک‌تان در فرمول زیر قرار می‌گیرید.

(%مبنای ریسک + % همبستگی/100)/ جفت‌های ارز

 ابتدا، ما باید جفتی را انتخاب کنیم که به عنوان استاندارد مقایسه عمل می‌کند. می‌توانید EURUSD را انتخاب کنید چون محبوبیت و نقدینگی‌اش آن را واقعا برای روندهای معاملاتی ایده آل می‌سازد. بعد نوبت به جدول همبستگی بالا و انتخاب سه استراتژی اضافی می‌رسد که غیر همبسته هستند مثل AUDJPY (62.5), GBPUSD (62.5), AUDUSD (47.7), به شرطی که عملکرد تست   در همه سه جفت قوی باشد. از هر کدام از اینها صدک غیر همبسته را استخراج می‌کنیم. 

ریسک پایه: 2%

جفت ارزی: 4

AUDJPY Non-Cor%/1000: 0.375 / 100 = 0.00375

 GBPUSD Non-Cor%/1000: 0.375 / 100 = 0.00375

 AUDUSD Non-Cor%/1000: 0.523 / 100 = 0.00523 درصد ریسک پایه + درصد غیر همبسته/100/جفت‌های ارز (0.02 + 0.00375+0.00375+00523)/ 4 

=0.0081 (0.8%) ریسک هر استراتژی

توجه کنید چگونه ما به سادگی ریسک 2% برای هر جفت غیر همبسته در نظر می‌گیریم.  این به اقای بازار اجازه می‌دهد تا به شما درس سختی بدهد، اساسا مهم نیست چگونه   همبستگی که شما تصور می‌کنید جفت‌های مختلف می‌تواند باشد، آنها  با هم، مخصوصا در دوره‌های عدم ثبات یا بحران حرکت می‌کنند. 

در عوض اجرای ریسک 2% برای هر جفت، کدامیک به ما یک نسبت بدهی زیاد از ریسک شدید8% می‌دهد، یا در عوض تقسیم بر 2% با تعداد جفت‌های بکنید، که به شما یک نسبت بدهی کمتر برای هر ریسک استراتژی 0.5% بدهد، ما در عوض کمی بیشتر از % ریسک به 2% پایه براساس اختلاف اندازه‌گیری شده اضافه می‌کنیم، که در محاسبه مثال بالا به ما ریسک 0.8% منطقی‌تر برای هر استراتژی می‌دهد.

رویکرد جایگزین برای اندازه‌گیری و سپرده همبستگی:

ممکن است ماتریس همبستگی خودش مقدم باشد و فقط تصور کنید که همه جفت‌های مهم یک فاکتور غیر همبسته 20% تقریبا دارند.. بنابراین اگر شما باید این روند استراتژی روی 5 جفت ارز را معامله کنید، پس شما می‌توانید به صورت موثری 1% به ریسک اصلی 2% تان اضافه کنید تا 3% بدست آورید، و بعد تقسیم بر 5 کنید، تا 0.6% برای هر جفت بدست آورید.

عوارض: یکی از عوارض بعدی در موضوع همبستگی جفت‌های ارز این است که اغلب یک رابطه تاخیر-تقدم روی می‌دهد که در تست‌تر سیستم مخفی است، و بیشتر همبستگی خودشان در طول زمان تغییر می‌کند. تنوع موثر موضوع مهم و مفیدی است اما ساده نیست.

تنوع رفتاری

تاکنون در موارد فوق، ما اغلب محدود به صحبت درباره این هستیم که چگونه فرد می‌تواند اندازه‌گیری کند و خطر بیشتری بپذیرد تا مقداری که عدم همبستگی بین جفت‌ها تشخیص داده شود. اما درباره اندازه‌گیری و ریسک بیشتر تا حدودی که عدم همبستگی در اختلافات بین استراتژی‌ها تشخیص داده می‌شود، چگونه است؟ برای نمونه، می‌دانیم که یک تفاوت عمده بین یک روند عرضی MA استراتژی پیرو و خریدزیاد/فروش زیاد RSI، استراتژی ضد روند وجود دارد، و ما باید این تفاوت را در نظر بگیریم. اینجا ما باید کمتر به تفاوت‌های آماری و قابل سنجش  اعتماد کنیم، زیرا ما از جدول همبستگی  و بیشتر قابل مشاهده و تفاوت‌های کیفی می‌فهمیم. 

اساسا سه اختلاف رفتاری بین استراتژی‌ها وجود دارد:

اختلاف رفتاری

توصیف

اختلاف اندازه‌گیری شده

نوع

1.دنبال کننده روند

  1. شاخص متقاطع
  2. از پشتیبانی/مقاومت فرار می‌کند.

2. روند مخالف

  1. شاخص متقاطع (فروش زیاد/خرید زیاد یا باند بالاتر/پایین‌تر)
  2. از پشتیبانی/مقاومت پاداش می‌گیرد

ما 100% اختلاف بین دو نوع استراتژی مخالف و 30% اختلاف بین A وb با همان نوع استراتژی اختصاص دادیم.

بازه زمانی

 9 بازه زمانی یک استراتژی دارد که می‌تواند روی M1, M5, M15, M30, H1, H4, D1, W1M1 کار کند.

ما 10% اختلاف برای هر اختلاف در بازه زمانی مقرر کردیم. اگر شما یک استراتژی داشته باشید که روی بازه زمانی D1 کار کند، و همان نوع استراتژی روی بازه زمانی M30 کار کند، ما اختلاف 30% بین این دو براورد می‌کنیم.

تکرار

شما باید تعداد معاملات هر ماه برای هر استراتژی را محاسبه کنید و برای این اختلاف در نظر بگیرید.

ما 1% برای هر معامله هر اختلاف ماه معین می‌کنیم. برای نمونه، اگر یک استراتژی باید 100 معامله هر ماه داشته باشد، و استراتژی دیگر باید 30 معامله هر ماه داشته باشد، ما 20% اختلاف بین این دو اختصاص می‌دهیم.


 از چه ضریبی در مقدار اندازه‌گیری شده عدم همبستگی بین استراتژی‌ها  در فرمول ریسک استفاده کنم؟

این فرمول اینگونه خواهد بود:

% پایه ریسک+ %عدم همبستگی/100/جفت‌های ارز یا استراتژی‌ها

برای نمونه، فرض کنید فردی یک روند MACross استراتژی دارد که روی نمودار H4 کار می‌کند که 10 بار هر ماه معامله می‌کند، و یک استراتژی روند مقابل RSI روی نمودار M15 کار می‌کند که 30 بار هر ماه معامله می‌کند.

پس صدک زیر تعیین می‌شود:

 ریسک پایه: 2% یا 0.02

اختلاف در نوع: 100% یا 0.10/100=0.01

اختلاف در بازه زمانی: 3 بازه زمانی جدا یا 0.30/100=0.003

اختلاف در تناوب: 20 معامله هر ماه یا 0.20/100= 0.002 (درصد پایه ریسک+ % عدم همبستگی/100)/ جفت‌های ارز یا استراتژی‌های 0.02+0.01+0.003+0.002/2

=0.387/2=0.0193  هر استراتژی

حالا ، اگر این روند استراتژی روی EURUSD کار کند و روند مخالف روی GBPUSD کار کند، پس می‌توانید 0.00375 به ریسک قبل از تقسیم بر 2 اضافه کنید: 

ریسک پایه: 2% یا 0.02

اختلاف در جفت: 37.5% یا 0.375/100=0.00375

اختلاف در نوع:100%، یا 0.10/100= 0.01

اختلاف در بازه زمانی: 3 بازه زمانی جدا یا 0.30/100=0.003

اختلاف در تناوب: 20 معامله هر ماه یا 0.20/100= 0.002 (درصد پایه ریسک+ % عدم همبستگی/100)/ جفت‌های ارز یا استراتژی‌های 0.02 + 0.00375+ 0.01 + 0.003 + 0.002 / 2 =0.424 /2 = 0.21 (or 2.1%)  هر استراتژی

اگر شما بیشتر از دو استراتژی را مقایسه کنید، آسان‌تر همه استراتژی‌های اضافی مقابل استراتژی اصلی‌تان را مقایسه می‌کنید و این اختلاف را اندازه‌گیری یا تعیین می‌کنید. به یاد داشته باشید که  ما صدک براورد شده براساس اختلاف براورد شده را تخصیص می‌دهیم، و شما آزادانه اضافه می‌کنید یا کم می‌کنید یا کاملا این روش اندازه‌گیری را تغییر می‌دهید و براساس   مشاهدات مختلف خودتان تعیین می‌کنید. هیچ قانون واضحی وجود ندارد که چگونه این کار را می‌کنید، و بنابراین ما یک تلاش اولیه برای خودمان می‌کنیم.

نکته: ده معامله ضرر ده در بازارهای مختلف مثل ده ضرر محافظه کارانه در یک بازار یکسان است. افت یکسان است. بنابراین، تنوع می‌تواند مشکلاتی به همراه داشته باشد بعلاوه ریسک را کاهش دهد. تناوب معاملات در بازارهای مختلف ریسک یک سری ضررهای بازار را کاهش خواهد داد.

سنجش قابلیت سود دهی

تاکنون، فهمیده‌ایم چگونه اختلاف بین جفت‌ها و رفتارهای استراتژی را اندازه‌گیری  و مشخص کنیم، اما درباره اختلاف قابلیت سود دهی و قدرت بین استراتژی‌ها چگونه است؟ چه می‌شود اگر MACross تان، روند استراتژی روی EURUSD H4 با 10 معامله هر ماه فاکتور سود 1.7 با 50% درستی داشته باشد، اما روندهای مقابل RSI استراتژی‌تان روی GBPUSD M15 با 30 معامله هر ماه فاکتور سود 3.0 با 75% دقت دارد. به وضوح استراتژی RSI GBPUSD خیلی برتر است و سنجش بیشتری لازم است.

در این مورد، می‌توانیم به F بهینه برگردیم و مبنای عادلانه درصد شروع برای هر استراتژی را بگیریم:

F بهینه= (درصد برد x فاکتور سود+1) -1) /فاکتور سود

داده‌های دو جریان:

استراتژی # 1: روند متقاطع MA، EU-H4

درصد برد: فاکتور سود50%: 1.70 بهینه F= (0.50* (1.7+1)-1)/1.7*10)=0.2*10

=2%(پایه اولیه‌مان)

استراتژی 2 : روند مقابل RSI، GU-M15

درصد برد:75%

فاکتور سود:3.0 F بهینه= (0.75*(3.0+1)-1)/3.0*10=0.66*10

=6.6% (3 برابر پایه اصلی‌مان)


حالا چگونه با این مبناهای مختلف  با اختلاف در همبستگی جفت‌ها و رفتار باید کار کنیم؟

ما فقط با F بهینه عدد پایه شروع می‌کنیم و به اختلافات برای هر استراتژی اضافه می‌کنیم.

برای نمونه، برای این دو استراتژی:

استراتژی# 1 : روند MACcross، EU-H4

ریسک پایه F بهینه:2%

اختلاف در جفت: 37.5% یا 0.375/100=0.00375

اختلاف در نوع:70%، یا 0.70/100=0.007

اختلاف در بازه زمانی: 3 برابر فرم جدا، یا 0.30/100=0.003

اختلاف در تکرار:20 معامله هر ماه، یا 0.20/100=

0.002(%ریسک پایه +% عدم همبستگی/100) جفت‌های ارز یا استراتژی‌ها 0.02+0.00375+ 0.01+ 0.003+0.002/2 = 0.03875/2=0.0193  برای استراتژی #1


استراتژی# 2 : روند مقابل RSI، GU-M15

ریسک پایه :6.6%

اختلاف در جفت: 37.5% یا 0.375/100=0.00375

اختلاف در نوع:70%، یا 0.70/100=0.007

اختلاف در بازه زمانی: 3 برابر فرم جدا، یا 0.30/100=0.003

اختلاف در تکرار:20 معامله هر ماه، یا 0.20/100=

0.002(%ریسک پایه +% عدم همبستگی/100) جفت‌های ارز یا استراتژی‌ها   0.066+0.01+ 0.003+0.002/2

=0.0847/2=0.0423(یا 4.23%برای استراتژی #2

حالا می‌بینید که چگونه اختلاف درصد ریسک را بر اساس درصد برد و فاکتور سود شروع می‌کند، و می‌تواند با طرح اعطای ریسک براساس اختلاف در همبستگی  جفت و رفتار جفت کار کند. اگر شما F بهینه برای پیدا کردن ریسک پایه را  بپسندید، ممکن است بخواهید با آن شروع کنید و بعد  اختلاف رفتار جفت و استراتژی را فاکتور کنیم. برای پیدا کردن درصد درستی و فاکتور سود، از تست استراتژی‌تان در طول یک دوره زمانی کافی، ترجیحا بیشتر از 2 سال مطمئن شوید. نمی‌خواهد استراتژی‌تان را در عرض چند ماه تغییر دهید تا دقت زیاد و فاکتور سود بدست آورید و بعد تست بعدی‌تان را در یک حساب زنده با استراتژی‌های نسبت بدهی براساس بهینه سازی زیاد شروع کنید. بهتر است با احتیاط باشید و از مبنای پایه ریسک محافظه‌کارانه‌تر برای شروع اولیه‌تان استفاده کنید، و بفهمید استراتژی‌تان در تست بعدی همینطور عمل می‌کند، زمانی که آنها تست قبلی را انجام می‌دهند قبل از اینکه شما کاملا به درصد درستی و فاکتور سود برای تعیین ریسک F بهینه‌تان اعتماد کنید.

نتیجه‌گیری

تنوع سازی یک موضوع پیچیده است. این پیچیدگی باید با مقدار وزنی جفت‌های مختلف یا سیستم‌های مختلف در پرتفیلو انجام شود، بعلاوه آیا رفتار و عملکردشان با یکدیگر خوب است یا نیست.

قطعا، اگر جفت‌ها یا سیستم‌های مختلف استفاده شود، آنها نباید هماهنگ عمل کنند. در غیر اینصورت، آنها اساسا سیستم یکسانی دارند، و ریسک‌ متنوع نشده است.

 در نهایت  جستجوی شما برای  هماهنگی سیستم‌ها و جفت‌های مختلف اختلاف نمایشی است: چگونه این اختلاف جفت‌ها و رفتارها و عملکردها می‌تواند کار کند تا حرکت بازار متنوع را کنترل کند در حالیکه ریسک را به حداقل می‌رساند؟

وقتی جفت‌های ارز و/یا سیستم‌های مختلف را بررسی می‌کنید، شما به دنبال این خواهید بود که چگونه کاهش عدم همبستگی ریسک می‌تواند MDD را کاهش دهد و مقدار بازدهی را بالا ببرد. نتایج پرتفیلوی متنوع اغلب برتر از هر سیستمی است.

مطلبی یافت نشد