با افتتاح حساب در کارگزار های منتخب از خدمات ما به رایگان استفاده نمائید

گزینه های ترامپ

گزینه ترامپ: تسلیم خواسته های چین شدن یا افزایش تعرفه های تجاری و آماده سازی شرایط برای اجرای سیاستهای انبساطی فدرال رزرو


نکات کلیدی 


  • هیچ راهی وجود ندارد که چین بتواند توافق تجاری مورد نظر آمریکا را ارائه دهد. "تعرفه ها"، تنها ابزار باقی مانده برای چین است که از طریق آن می تواند به مسایل مربوط به مازاد تجاری بیش از حد و سیستماتیک خود با ایالات متحده بپردازد.  
  • فشارهای دوره ای ناشی از روند بازسازی تعادل تجاری، باید منجر به تسهیل شرایط اعتباری از سوی بانک مرکزی آمریکا شود، و راه را برای حرکت های مشابه در چین، بانک مرکزی اروپا و بانک مرکزی ژاپن، هموار سازد.
  • چنین افزایش نقدینگی در جهان، موجب تقویت فعالیتهای اقتصادی، ایجاد اشتغال و افزایش قیمت دارایی ها می شود.



ظاهرا واشنگتن در این مورد زیاده روی کرد. اوبه جای اینکه خواستار برقراری تعادل سریع و آنی در تراز تجاری چین و امریکا باشد ، با استفاده از سلاح تحریم دائمی، به دنبال تغییرات در قانون و سیستم تجاری چین است. 

سپس ، اوضاع از این هم خرابتر می شود، ظاهرا چین تدارک طعمه ای را دیده است، زیرا اظهار می کند که ممکن است برای نشان دادن حسن نیت و برقرای روابط سیاسی ، به این خواسته آمریکا، تن در دهد. 

اما چیزی که در پرده آخر نمایشنامه اتفاق افتاد، فروپاشی مذاکرات بود. وقتی که چینی ها اظهار کردند،   شرایط واشنگتن، قابل پذیرش نیست، فریاد کاخ سفید بلند شد و پکن و رییس جمهور چین را متهم به بدعهدی در مورد توافق انجام شده کردند . چینی ها به سادگی پاسخ دادند که آنها در جریان رسیدن به یک توافق تجاری بودند ، و هیچ توافقی حاصل نمی شود، مگر آنکه راجع به همه چیز توافق شود. 

پیشبینی می شود که مذاکرات به شکست انجامیده است.


پیام چین روشن است

 

در حالیکه دو طرف در نشست G-20 ، پذیرفتند که مذاکرات را از سر گیرند و هر گونه تعرفه جدیدی را به حالت تعلیق در آورند، واشنگتن و رسانه ها همچنان در رمزگشایی شرایط تجاری چین برای مذاکرات تجاری، با مشکل مواجه هستند. 

در واقع ، پکن مکررا بیان کرده که خواست او در مورد انجام مذاکرات با توجه به احترام متقابل ، برابری و در نظر داشتن منافع ملی ، به طور گسترده ای نادیده گرفته شده است. 

منظور چینی ها چیست؟

پکن به سادگی هشدار می دهد که ، هیچگونه تلاش خارجی برای دخالت در امور زیر را نمی پذیرد:

 ۱- مقررات تجاری و اقتصادی، 

۲- اتحادملی و تمامیت ارضی 

۳- مرز های دریایی 

۴- مسائل مذهبی، که می تواند باعث بی ثباتی در چین شود و

۵- توسعه صنایع  معروف بومی 


اگر این شرایط آماده شود، چین مایل است تا در مورد تجارت یا هر چیز دیگری، صحبت کند.

کاخ سفید این پیام را اینطور تعبیر کرد که چینی ها مشتاق انجام یک توافق تجاری هستند، زیرا رشد اقتصاد آنها در فصل دوم امسال، ۶.۲٪ ، بوده که ۱۰ تا ۲۰ واحد کمتر از میزان مطلوب ، می باشد.

به نظر می رسد، هیچکس متوجه نشد که چینی ها تمام این مدت به آماری( آمار تجارت چین با ایالات متحده، در ۵ ماه نخست امسال) که توسط وزارت بازرگانی ایالات متحده، منتشر شده بود و در آن به مازاد تجاری ۱۳۷ میلیارد دلاری چین با آمریکا اشاره شده بود، می خندیدند. با توجه به نرخ سالانه، نزدیک به ۴۰۰ میلیارد دلار از ثروت و فناوری آمریکا به اقتصاد چین منتقل می شود.سوال اینست: چه زمانی کاخ سفید متوجه این مطلب خواهد شد که توافق تجاری که به دنبال آن است سرابی بیش نیست؟


آمریکا دست بالا را دارد


ترامپ چه کاری می تواند انجام دهد؟ پاسخ ساده است: با این روند مذاکراتی که انتهائی ندارد ، اوباید به جای ارسال توئیت نرم و محافظه کارانه که در روز جمعه ارسال کرد و در آن گفته بود : تیم او همکاری خوبی با همتایان چینی خود داشته است"، روش استراتژ تهاجمی۲-۱ ، را در پیش بگیرد.


استراتژی مخوف ۲-۱ ، چیست؟


این استراتژی بر مبنای اعمال افزایش سریع تعرفه ها بر تمام کالاهای وارداتی از چین و ارسال سیگنال به بانک مرکزی برای کاهش نرخ بهره، به منظور حمایت از تقاضای داخلی و صنایع رقابتی داخلی ، استوار است.

بنا بر دلایلی ترامپ باید فریاد اعتراض آمیز تجار بازار آزاد را نادیده بگیرد.

اولا، پکن فضای محدودی را برای تلافی کردن در اختیار دارد. به عنوان مثال، با توجه به تجارت دو جانبه در ۵ ماه نخست امسال، چین می تواند تعرفه ها را بر ۴۶ میلیارد وارداتی که از آمریکا داشته، افزایش دهد که در مقایسه با ۱۳۱ میلیارد صادرات کالاهای چینی به آمریکا ، رقم ناچیزی به شمار می رود.

اما آیا این امرمی تواند اخلالی در زنجیره عرضه ، ایجاد کند؟ نه. 

۱- چینی ها بیشترین میزان افزایش تعرفه را به منظور حفظ قیمت رقابتی  و دفاع از سهم خود از بازار ایالات متحده، جذب می کنند. تامین کنندگان چینی، به راحتی از بازاری که چندین دهه بر روی آن سرمایه گذاری کرده اند، چشم پوشی نخواهند کرد، بلکه اگر مجاز باشند ( که این می تواند اهرم سیاسی دیگری برای ترامپ باشد)، برای سرمایه گذاری در آمریکا ، بر مبنای تسهیلات تولیدی جدید نیز، هجوم می آورند و اگر تغییر سیاست تجاری با چین معتبر باشد، صنایع آمریکا می توانند نفس تازه کنند و انگیزه بیشتری برای رقابت با چین داشته باشند. احتمالا این یک پروسه زمانبر خواهد بود، اما این نتیجه ای است که انتظار می رود ، از اعمال تعرفه بر واردات ، حاصل شود.

۲- یک چنین ضربه تجاری ، می تواند به ملایمتر شدن موضع چینی ها در مذاکرات مالی و تجاری ( و احتمالا در زمینه های دیگر)، نیز بیانجامد. خواست ترامپ برای تجارت متعادل جدی گرفته خواهد شد ، و او حتی ممکن است که شاهد سرعت عمل  چینی ها در امر عقد قراردادهای سنگین کشاورزی با کشورهای مورد حمایت خود، باشد.

۳- به منظور جلوگیری از زمزمه های اغراق آمیز بازار در مورد "جنگ تجاری"، بانک مرکزی دلیل خوبی برای کاهش نرخ بهره خواهد داشت. ( این امر به چین، یادآوری می کند که وال استریت، تنها به بانک مرکزی آمریکا پاسخ می دهد ، نه هیچکس دیگر) 

۴- موج جدید نقدینگی دلار که از پس این ماجرا پدید می آید، ضربه دیگری به چین و کشورهای برجسته تجاری دیگر، وارد می آورد. آنها همگی متوجه خواهند شد، که رقابت با یک دلار ارزان، تا چه حد، می تواند دشوار باشد.   


قضیه به همینجا ختم نمی شود. چین نیز با اعطای تسهیلات اعتباری ، به این مسئله واکنش نشان خواهد داد. بانک مرکزی اروپا نیز همین رویه را برای تسکین بخش صادرات خودرو آلمان و ابزار ماشینی، در پیش خواهد گرفت.

اما ترامپ، ممکن است که اهمیتی ندهد، زیرا باقی ماندن به مدت ۴ سال دیگر می تواند جایزه این بی توجهی باشد. افراد بسیار دیگری نیز اهمیتی برای این مسئله قائل نیستند، اگر ترامپ بتواند شغل و درآمد بیشتری را برای آمریکا و سایر نقاط جهان فراهم کند.


ایده های سرمایه گذاری


هیچ راهی وجود ندارد که چین بتواند، توافق تجاری مورد نظر ترامپ را به انجام رساند. "تعرفه ها"، تنها ابزار باقی مانده برای چین است که از طریق آن می تواند به مسایل مریوط به مازاد تجاری بیش از حد و سیستماتیک خود با ایالات متحده بپردازد.  

به عنوان نامزد انتخابات آینده، ترامپ نمی تواند تحمل کند که برای مدت دهها سال، روند انتقال ثروت و تکنولوژی آمریکا به چین، تداوم داشته باشد. 

مشکلات ایالات متحده با چین، حاوی پیامی به  اتحادیه اروپا و ژاپن ، به این مضمون  خواهد بود که، مازاد تجاری بیش از حد انها با آمریکا باید سریع و به طور اساسی ، کاهش یابد.

فشارهای دوره ای کاهشی که ناشی از پروسه متعادل سازی تراز تجای در بیش از نیمی از اقتصاد جهان است، باید منجر به تسهیل شرایط اعتباری از سوی فدرال رزرو شود، و راه را برای ایجاد حرکات مشابه در چین، بانک مرکزی اروپا و بانک مرکزی ژاپن، هموار سازد.  

چنین رشدی در نقدینگی جهانی  به معنای در پیش گرفتن سیاستی روشن به منظور حمایت از فعالیت اقتصادی ، ایجاد اشتغال و افزایش قیمت دارایی ها، تلقی می شود. 


Sam Zarrin

Proficient Forex

www.PF-FOREX.com